استعلام : در موردي كه محكوميت خواندگان بدوي در برابر خواهان بالمناصفه بوده و سپس يكي از محكومعليهم، دادخواست تجديدنظرخواهي خود را صرفاً به طرفيت محكومله (خواهان بدوي) تقديم كند و مفاد اين دادخواست عدم توجه دعواي بدوي به وي و تعلق كل محكوميت به ذمه خوانده ديگر باشد، آيا مرجع تجديدنظر حق رسيدگي ماهوي به تجديدنظرخواهي را دارد و يا آنكه در فرض صدق ادعاي تجديدنظرخواه اين امر سبب نقض رأي بدوي نسبت به وي و محكوميت خوانده ديگر به كل محكومبه خواهد شد، بايد محكومعليه ديگر نيز طرف دعواي تجديدنظرخواهي قرار گيرد و به سبب عدم رعايت اين امر بايد قرار عدم استماع دعواي تجديدنظرخواهي صادر شود؟ نظريه مشورتي اداره كل حقوقي قوه قضاييه : اولاً، در فرض سؤال يكي از محكومعليهم كه بالمناصفه به پرداخت محكومبه محكوم شده است، نميتواند محكومعليه ديگر را طرف دعوا قرار دهد؛ وي همچنين نميتواند نسبت به بخشي از محكوميت موضوع رأي كه اساساً به ضرر وي نيست، اعتراض كند؛ بنابراين تعلق تمامي محكوميت به ذمه خوانده ديگر، آنگونه كه در استعلام آمده است، نميتواند موضوع خواسته تجديدنظرخواه باشد. ثانياً، دادگاه تجديدنظر نيز نميتواند فراتر از خواسته تجديدنظرخواه را مورد رسيدگي و لحوق حكم قرار دهد؛ بنابراين در فرض سؤال، صدور حكم بر محكوميت خوانده ديگر نسبت به پرداخت تمامي خواسته خواهان بدوي در مرحله تجديدنظر منتفي است …
بند 253356
سند تکمتنی؛ پیمایش مادهای برای این نوع سند نمایش داده نمیشود.
