استعلام : 1- در مورد اتهامات توهين و افترا و نشر اكاذيب موضوع مواد 609، 697، و 698 قانون مجازات اسلامي مصوب 1375 كه طبق ماده 104 قانون مجازات اسلامي اصلاحي 1399 جزء جرايم قابل گذشت هستند و طبق ماده 12 و 64 قانون آيين دادرسي كيفري شروع به تعقيب و جهت تعقيب شكايت شاكي خصوصي است، آيا گزارش ادارات دولتي عليه يك شخص كه در قالب شكايت تنظيم نشده است و خطاب نامه نيز دادستان و مقام تعقيب نباشد و هيچ اشاره صريحي به شكايت از فرد مورد نظر و درخواست تعقيب و رسيدگي نداشته باشد؛ بلكه از عبارت كلي همچون «جهت استحضار» و «جهت اقدام مقتضي» استفاده شده باشد، آيا كافي براي احراز شكايت و شروع به تعقيب است؟ 2- بر فرض عدم كفايت و ترديد در احراز شكايت، آيا مقام تعقيب ميتواند اداره گزارشدهنده را احضار يا با آن مكاتبه كند و از او بخواهد كه اگر شكايت صريح دارد دقيقاً مشخص نمايد يا اين امر خروج از بيطرفي قاضي محسوب ميشود و ميبايست بدون احضار، به دليل عدم احراز شكايت و فقدان شرايط شكلي تعقيب موضوع ماده 64 قانون آيين دادرسي كيفري، تصميم نهايي اتخاذ كند؟ 3- در صورت تكليف قاضي به صدور قرار نهايي (منع يا موقوفي) در چنين فرضي، آيا ابلاغ قرار به گزارشدهنده با توجه به اينكه جايگاه شاكي براي وي احراز نشده است، ضرورت دارد و قانوني است و آيا گزارشدهندگان حق اعتراض به اين قرار را دارند؟ 4- آيا بزه افترا نسبت به اشخ…
بند 253409
سند تکمتنی؛ پیمایش مادهای برای این نوع سند نمایش داده نمیشود.
