اولاً مطابق ماده 96 قانون اجراي احكام مدني، فقط تا يك چهارم يا يك سوم از حقوق مستخدم بابت بدهي وي قابل توقيف و كسر است و نميتوان بيش از يك چهارم يا يك سوم از حقوق مستخدم را در اجراي مقررات اين ماده توقيف و كسر نمود. بنابراين، در فرض سوال تا زماني كه كل محكومبه اجرائيه اول وصول نشده است، نميتوان به كسر يك چهارم يا يك سوم ديگر از حقوق مستخدم (محكومعليه) بابت اجرائيه ديگر اقدام نمود. ثانياً با توجه به ماده 8 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني كه مقرر ميدارد هيچ مقام رسمي نميتواند از اجراي حكم دادگاه جلوگيري كند مگر دادگاهي كه حكم را صادر نموده و يا مرجع بالاتر، آن هم در مواردي كه قانون معين نموده است و با عنايت به ملاك ماده 24 قانون اجراي احكام مدني، اصولاً توقف اجراي حكم يك دادگاه به وسيله دادگاه هم عرض ديگر امكان پذير نيست. بنابراين، در فرض سوال كه از مرجع قضايي دوم، دستوري مبني بر توقف اجراي دستور مرجع قضايي اول مبني بر توقيف حقوق محكومعليه صادر شده است، اگر مقصود اين باشد كه موضوع اجرائيه مرجع قضايي دوم داراي حق تقدم است، در حدودي كه داراي حق تقدم ميباشد بايد اجرا شود، در غير اين صورت مرجع پرداخت كننده حقوق بايد براي رفع اشكال از مرجع قضايي اول كسب تكليف كند.
بند 254345
سند تکمتنی؛ پیمایش مادهای برای این نوع سند نمایش داده نمیشود.
