1- درخواست اعاده دادرسي به استناد رأي مؤخرالصدور نسبت به رأي مقدم بر آن با هيچ يك از موارد مقرر در ماده 426 قانون آئين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني از جمله بندهاي 2 و 4 و7 منطبق نمي باشد. زيرا اولا: بند 4 ماده ياد شده اعاده دادرسي را صرفا نسبت به رأي مؤخر پذيرفته است. ثانيا: رأي مؤخرالصدور از جمله اسناد مكتوم مقرر در بند 7 ماده ياد شده نمي باشد. 2- اولاً باتوجه به مواد1و3 قانون نحوه اجراي محكوميت هاي مالي مصوب 1394، بازداشت و حبس محكوميني كه به پرداخت مالي به نفع محكومٌ له محكوم شده باشند، مشمول اين قانون است. بنابراين محكوميني كه به استرداد سند به نفع محكومٌ له، محكوم شدهاند، از شمول ماده 3 اين قانون خارج اند. ثانياً در صورتيكه موضوع حكم، استرداد لاشه چك باشد و محكومعليه از استرداد آن امتناع كند، اقدام مناسب اين است كه با عنايت به ماده 320 قانون تجارت و ملاك ماده 14 قانون صدور چك مصوب 1355 اصلاحي 1382، محكومله از دادگاه صادر كننده اجرائيه تقاضا كند كه مراتب عدم پرداخت وجه چك را به بانك اعلام كند و خود وي نيز دستور عدم پرداخت را به بانك بدهد. همچنين وي ميتواند با عنايت به ماده 321 قانون تجارت، اعلام بطلان چك را از دادگاه صلاحيتدار تقاضا كند و در هر حال، در فرض سوال محمل قانوني براي وصول وجه چك به جاي لاشه چك توسط اجراي احكام وجود ندارد.
بند 254734
سند تکمتنی؛ پیمایش مادهای برای این نوع سند نمایش داده نمیشود.
