درخصوص دعوی خانم س.ب. فرزند ج. با وکالت آقای ف.ن. به طرفیت خواندگان 1ـ س.ب. با وکالت آقای ح.ق. 2ـ خانم س.ب.، به خواسته دستور فروش نسبت به املاک مشاعی دارای پلاک های 683/37 و 684/37 بخش 11 تهران نظر به اینکه مالکیت مشاعی خواهان به دلالت اوراق پرونده علی الخصوص پاسخ استعلام اداره ثبت محرز و مسلم است و لذا دفاعیات وکیل خوانده ردیف اول، آقای س.ب. مستند به توجیهات قانونی نیست و از نظردادگاه مردود و غیرمقبول به نظر می رسد؛زیرا اولاًـ مطابق ماده 22 قانون ثبت، دولت کسی را مالک می شناسد که سندملک به نام او در دفتر املاک به ثبت رسیده باشد و لذا چون سند مالکیت به نام خواهان می باشد، و لذا مالکیت خوانده نسبت به مورد ادعا، به اثبات نمی رسد. ثانیاًـ تقسیم نامه مورد ادعای وکیل خوانده قابل ترتیب اثر نبوده؛ زیرا هیچ وقت از زمان تحریر تقسیم نامه تاکنون، اصحاب دعوی به آن عمل نکردند تا بتوان به آن تمسک جست. مضاف به اینکه بعد از تقسیم نامه، توافق نامه های دیگری بین هم تنظیم شده که مؤخر بر تقسیم نامه می باشدکه همگی حکایت از آن دارد که تقسیم نامه، مورد توافق همدیگرنبوده. برهمین اساس به آن عمل نشده و لذا چون خواندگان از دعوی مطروحه، دفاعی به عمل نیاوردند، دادگاه درخواست خواهان را وارد و موجه دانسته و به استناد ماده 4 قانون افراز و فروش املاک مشاع مصوب 1357 و ماده 1 آیین نامه اجرایی قانون مذکور، حکم به فرو…
تجدیدنظرخواهی از دستور فروش اموال مشاع
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
درخصوص تجدیدنظرخواهی س.ب. با وکالت الف.م. و ع.ک. به طرفیت خانم س.ب. نسبت به دادنامه 1189 ـ 14/11/91 صادره از شعبه 47 دادگاه عمومی حقوقی تهران، در مهلت و زمان قانونی موضوع کلاسه 91/47/200930 که به موجب آن حکم به فروش املاک مشاعی با شماره 683/37 و 684/37 بخش 11 تهران و تقسیم وجه حاصل از فروش بین طرفین دعوی صادر و اعلام گردیده و مورد بررسی قرارگرفت. از توجه به مستندات دعوی و اظهارات مکتوب در پرونده، توجهاً به ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی، از آنجا که دستور فروش فاقد وصف حکم و قرار است و اینکه دادگاه حکم نامیده، در واقع دستور فروش محمول بر سهو است؛ به اصلاح حکم به فروش به دستور فروش پلاک های یاد شده و توجهاً به قطعیت دستور فروش، قرار رد دادخواست تجدیدنظرخواهی از دستور یاد شده صادر و اعلام می گردد.
رئیس شعبه 52 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
قربان وند ـ فهیمی
شبکهٔ استناد این سند
نقشهٔ اتکای متقابل: این سند بر چه تکیه دارد و چه چیزی بر آن.
به این اسناد ارجاع میدهد
منابعی که متنِ همین سند به آنها استناد کرده است.
