چنان چه در پروندهای قرار سقوط دعوی با استناد به بند ج ماده 107 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی صادر گردد، و متعاقب آن احدی از اصحاب دعوا سندی را ارائه که در جریان دادرسی مکتوم بوده و تقاضای اعاده دادرسی نماید، آیا درخواست ایشان قابل اجابت میباشد؟
جستجو فقط در قلمرو همین سند انجام میشود. — برای عبارتِ دقیق، آن را داخلِ «گیومه» بگذارید.
قرار سقوط دعوی
نظر هیئت عالی
قرار سقوط دعوی مطابق بند «ج» ماده 107 قانون آیین دادرسی مدنی زمانی صادر میشود که یا خوانده راضی باشد و یا خواهان از دعوی خود به کلی صرفنظر کند. بنا به مراتب در فرضی که خواهان بطور کلی از دعوی خود صرفنظر مینماید، دیگر حق اقامه دعوی نسبت به آن موضوع از جمله اعاده دادرسی را ندارد؛ بنابه مراتب مذکور نظریه اتفاقی مورد تأیید هیئت عالی است.
نظر اتفاقی
با عنایت به این که در ماده 426 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مقرر گردیده «نسبت به احکامی که قطعیت یافته، ممکن است به جهات زیر در خواست اعاده دادرسی شود...» اعاده دادرسی حصری بوده و در غیر موارد اعلام شده قانون اصل بر عدم امکان رسیدگی و اعتبار امر مختوم داشتن موضوعات رسیدگی شده منتهی به احکام قطعی است. و هر چند قرار سقوط دعوی از جانب دادگاه مانع از آن میشودکه خواهان بتواند همان دعوا را دوباره در دادگاه مطرح نماید؛ لکن چون موضوع اعاده دادرسی نسبت به احکام قابلیت طرح دارد، لذا در سوال مطروحه نمیتوان اعاده دادرسی را پذیرفت و دادگاه میبایست با استناد به ماده 2 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار عدم استماع دعوی صادر نماید.
شبکهٔ استناد این سند
نقشهٔ اتکای متقابل: این سند بر چه تکیه دارد و چه چیزی بر آن.
به این اسناد ارجاع میدهد
منابعی که متنِ همین سند به آنها استناد کرده است.
