سند حقوقی

آيين نامه طراحي ساختمانها در برابر زلزله

تاریخ تصویب: 1378/09/17 · تاریخ روزنامه رسمی: 1378/11/28

هیات وزیران در جلسه مورخ ۱۳۷۸/۹/۱۷ بنا به پیشنهاد مشترک وزارتخانه های مسکن و شهرسازی و کشور ( موضوع نامه شماره ۱۶۸۹/۱۰۰۰۲ مورخ ۱۳۷۸/۳/۳۱) به استناد ماده (۳۳)…

هيأت وزيران در جلسه مورخ 1378/9/17 بنا به پيشنهاد مشترك وزارتخانه‌ هاي مسكن و شهرسازي و كشور (‌موضوع نامه شماره 1689/10002 مورخ 1378/3/31) به استناد ماده (33) قانون نظام مهندسي و كنترل ساختمان ـ مصوب 1374 ـ تصويب نمود:

آیین نامه طراحی ساختمان در برابر زلزله که به شرح پیوست توسط وزارت مسکن و شهرسازی تدوین شده است در محدوده محل هایی که هرگونه ساخت و ساز در آنها مستلزم اخذ…

آيين نامه طراحي ساختمان در برابر زلزله كه به شرح پيوست توسط وزارت مسكن و شهرسازي تدوين شده است در محدوده محل هايي كه هرگونه‌ ساخت و ساز در آنها مستلزم اخذ پروانه ساختماني از مراجع قانوني مربوط مي ‌باشد لازم الاجرا است . شهرداريها و ساير مراجع صدور پروانه و كنترل و نظارت بر اجراي ساختمانها و همچنين مالكان، كارفرمايان و مجريان ساختمان و صاحبان حرفه‌ هاي ‌مهندسي ساختمان ملزم و موظف به رعايت اين تصويب نامه در حوزه شمول تعيين شده مي‌ باشند.

این متن جانشین تصویب نامه شماره ۱۱۹۱۳۸ /ت ۹۶۹ مورخ ۱۳۶۷/۱۲/۲۷ می شود.

اين متن جانشين تصويب نامه شماره 119138 /ت 969 مورخ 1367/12/27 مي ‌شود.

معاون اول رییس جمهور - حسن حبیبی

معاون اول رييس جمهور -‌ حسن حبيبي

*تعاریف

*تعاريف اثر∆ p- : p - Delta Effect اثر ثانوي بر روي برش ها و لنگرهاي اجزاء قاب است كه بواسطه عملكرد بارهاي قائم بر روي سازه تغيير شكل يافته ايجاد مي شود. اتصال خورجيني : نوعي اتصال تير به ستون كه در آن تيرها از دو طرف ستون عبور مي نمايند و هر تير با دونبشي از بالا و پائين به ستون وصل شده است . برش پايه :Base Shear مقدار كل نيروي جانبي و يا برش طرح در تراز پايه بناهاي ضروري :Essential Facilities آن دسته از بناهائي است كه لازم است پس از وقوع زلزله قابل بهره برداري باقي بمانند برش طبقه:Store Shear مجموع نيروهاي جانبي طراحي در ترازهاي بالاتر از طبقه مورد نظر تراز پايه : Base ترازي است كه فرض مي شود درآن تراز حركت زمين به سازه منتقل مي شود يا بعنوان تكيه گاه سازه در ارتعاش ديناميكي محسوب مي شود تغيير مكان نسبي طبقه: Store Drift تغيير مكان جانبي يك كف نسبت به كف پائين آن ديافراگم:Diaphragm سيستمي افقي و يا تقريباُ افقي است كه نيروهاي جانبي را به اجزاء مقاوم قائم منتقل مي نمايد. اين سيستم مي تواند مهاربندي هاي افقي را نيز شامل شود. ديوار برشي : Shear Wall ديواري است كه براي مقاومت در برابر نيروهاي جانبي كه در صفحه ديوار عمل مي كنند، طراحي شده است و به آن ديافراگم قائم نيز گفته مي شود. روانگرائي : Liquefaction حالتي از دگرگوني و تغير مكان همراه با كاهش شديد مقاومت در زمينهاي تشكيل شده از خ…

فصل اول - کلیات

۱

1 هدف هدف اين آيين نامه تعيين حداقل ضوابط و مقررات براي طرح و اجراي ساختمانها در برابر اثرهاي ناشي از زلزله است بطوريكه: الف: با حفظ ايستائي ساختمان در زلزله هاي شديد (پاورقي 1)، تلفات جاني به حداقل برسد. ب : ساختمانهاي با اهميت «اهميت زياد» (مطابق گروه 1 در بند 1 – 5) در زمان وقوع بارهاي خفيف و متوسط زلزله (پاورقي 2) و بعد از آنها قابليت بهره برداري خود را حفظ نمايند و در ساير ساختمانها خسارت سازه اي وغيرسازه اي به حداقل برسد. پ : «بناهاي ضروري» (مطابق دسته الف گروه 1 در بند 1 – 5) پس از وقوع زلزله هاي شديد بدون آسيب عمده سازه اي قابل استفاده باقي بماند. با رعايت آيين نامه انتظار مي رود ساختمانها در برابر زلزله هاي خفيف و متوسط بدون وارد شدن آسيب عمده سازه اي و در برابر زلزله هاي شديد بدون فرو ريختن، قادر به مقاومت باشند.
بند ۱ فصل اول
1 – منظور "زلزله طرح " مطابق تعريف در بند (2 – 5 – 1) مي باشد.
بند ۱ فصل اول
2 - منظور "زلزله سطح بهره برداري" مطابق تعريف در بند (2 – 12) مي باشد.

۱

2 حدود كاربرد 1 – 2 – 1 اين آيين نامه براي طرح و اجراي ساختمانهاي بتن آرمه، فولادي، چوبي و ساختمانهاي با مصالح بنادي بكار مي رود. 1 – 2 – 2 - ساختمانهاي زير مشمول اين آيين نامه نيستند. الف - ساختمانهاي خاص مانند سدها، پلها، اسكله ها و سازه هاي دريائي و نيروگاههاي هسته اي . در طرح ساختمانهاي خاص بايد ضوابط ويژه اي كه در آيين نامه هاي مربوط به هر يك از آنها براي مقابله با اثرهاي زلزله تعيين مي شود رعايت گردد ، ولي در هر حال شتاب مبناي طرح آنها نبايد كمتر از مقدار مندرج در اين آيين نامه براي منطقه مورد نظر باشد، مگر آنكه مطالعات خاص لرزه خيزي در ساختگاه سازه انجام شود كه در اينصورت نتيجه آن مطالعات ملاك عمل خواهد بود، ليكن در اين صورت نيز براي اينگونه ساختمانها، مقادير طيفي طرح ويژه ساختگاه نبايد از 2⁄3 مقادير طيف طرح استاندارد مندرج در اين آيين نامه كمتر باشد. ب - بناهاي سنتي كه با گل و يا خشت ساخته مي شوند، اين نوع بناها به علت ضعف مصالح مقاومت چنداني در برابر زلزله ندارند و بطور كلي باد از احداث آنها خودداري گردد ولي چنانچه در نواحي دوردست كه فراهم آوردن مصالح مقاوم گران به كار گيري عناصر مقاوم چوبي، فلزي، بتوني و يا تركيبي از آنها طوري تقويت شوند كه در برابر زلزله بطور نسبي حائز ايمني گردند. 1 - 2 - 3 ساختمانهاي آجري مسلح و ساختمانهاي بلوك سيماني مسلح كه در آنها مصالح بنائي براي ت…

۱

3 ملاحظات ژئوتكنيكي
۱
3 - 1 در زمينهائي كه ممكن است بر اثر زلزله دچار ناپايدارهاي ژئوتكنيكي نظير روان گرائي در خاكهاي ماسه اي سست، نشست زياد، زمين لغزش، سنگ ريزش يا پديده هاي مشابه گردد، و يا زمين متشكل از خاك رس حساس باشد، توصيه مي شود امكان ساخت و شرايط لازم براي احداث بنا با استفاده از مطالعات صحرائي و آزمايشگاهي ويژه، انجام شود. بويژه توصيه اكيد مي شود كه در موارد زير به مسئله روانگرائي توجه خاص مبذول گردد: الف - زمينهائي كه سابقة روانگرائي دارند. ب - زمينهائي كه از نوع خاك ماسه اي نامتراكم، اعم از تميز، لاي دار، شن دار بوده و تر از سطح آب زيرزميني نسبت به سطح زمين كمتر از حدود 10 متر باشد. رعايت اين بند براي ساختمان هاي با «اهميت زياد» ضروري است.
تبصره
در شرايط متعارف و در مناطقي كه زمين متشكل است از خاك مستعد روانگرائي و يا خاك رس حساس نباشد و ميانگين شيب آن كمتر از 10 درجه بوده و شواهدي دال بر حركت زمين در منطقه وجود نداشته باشد انجام مطالعات ويژه فوق مورد نياز نمي باشد.
۱
3 - 2 براي احداث ساختمان در دامنه و يا پاي شيبهاي طبيعي بايد از انجام خاكبرداريهائي كه همراه با تمهيدات لازم پايدارسازي نباشد اجتناب نمود، هر گونه بارگذاري ازجمله خاكريزي بر روي دامنه و يا در نواحي فوقاني شيب نيز بايد همراه با تمهيدات لازم براي تأمين پايداري كلي شيب باشد.

۱

4 ضوابط كلي در طرح و اجراي ساختمانها بايد ضوابط زير رعايت گردند: الف - كليه عناصر باربر ساختمان بايد به نحوي مناسب به هم پيوسته باشند تا در هنگام وقوع زلزله عناصر مختلف از يكديگر جدا نشده و ساختمان بطور يكپارچه عمل كند بخصوص در مورد سقف، علاوه برآنكه بايد اتصال آن به عناصر قائم باربر - قاب و يا ديوارها - تأمين شده باشد لازم است سقف با حفظ انسجام خود بتواند مثل يك ديافراگم نيروهاي ناشي از زلزله را به عناصر قائم منتقل كند. ب - ساختمان بايد در هر دو امتداد عمود بر هم قادر به تحمل نيروهاي افقي ناشي اززلزله باشد و در هر يك از اين امتدادها نيز بايد انتقال نيروهاي افقي به شالوده بطوري مناسب صوذت گيرد. پ – براي حذف و يا كاهش خسارت و خرابي ناشي از ضربه ساختمانهاي مجاور به يكديگر بايد ساختمانهايي كه داراي ارتفاع بيش از 12 متر و يا داراي بيش از 4 طبقه هستند به وسيله درز انقطاع از ساختمانهاي مجاور جدا شده و يا با فاصله اي حداقل برابر با نصف درز انقطاع از مرز مشترك با زمينهاي مجاور ساخته شوند. ت – حداقل درز انقطاع در تراز هر طبقه برابر ****ارتفاع آن تراز از روي تراز پايه مي باشد، همچنين در ساختمانهاي با «اهميت زياد» و يا هشت طبقه و بيشتر، حداقل درز انقطاع در هر طبقه نبايد از حاصلضرب تغيير مكان جانبي طبقه دراثر بارهاي زلزله (مطابق بندهاي 2 – 4 و 2 - 5) در R8/0 (R4/0 براي هريك از دو ساختمان مجاور…

۱

5 گروه بندي ساختمانها برحسب اهميت در اين آيين نامه ساختمانها از نظر اهميت به سه گروه تقسيم مي شوند: گروه 1 – ساختمانهاي «اهميت زياد» اين گروه شامل چهار دسته زير است: الف - «بناهاي ضروري» كه قابل استفاده بودن آنها پس از وقوع زلزله اهميت خاص دارد وقفه در بهره برداري از آنها بطور غير مستقيم موجب افزايش تلفات و خسارات در نواحي زلزله زده مي شود مانند بيمارستانها و درمانگاهها، مراكز آتش نشاني، مراكز و تأسيسات آبرساني، نيروگاهها و تأسيسات برق رساني، برجهاي مراقبت فرودگاهها، مراكز مخابرات، راديو تلويزيون، تأسيسات انتظامي و مراكز كمك رساني و بطور كلي تمام ساختمانهائي كه استفاده از آنها درنجات و امداد مؤثر مي باشد. ب – ساختمانهائي كه خرابي آنها موجب تلفات زياد مي شود مانند مدارس، مساجد، استاديومها، سينما و تأترها، سالنهاي اجتماعات، فروشگاههاي بزرگ، ترمينالهاي مسافرتي، يا هر فضاي سرپوشيده كه محل تجمع بيش از 300 نفر در زير يك سقف باشد. پ – ساختمانهائي كه خرابي آنها سبب از دست رفتن ثروت ملي و يا آثار پرارزش نگهداري مي شود. ت – ساختمانها و تأسيسات صنعتي كه خرابي آنها موجب آلودگي محيط زيست و يا آتش سوزي وسيع مي شود مانند پالايشگاهها، انبارهاي سوخت و مراكز گازرساني. گروه 2 – ساختمانهاي «اهميت متوسط» در اين گروه ساختمانهائي قرار دارند كه خرابي آنها تلفات و خسارات قابل توجه بوجود مي آورد مانند ساختم…

۱

6 گروه بندي ساختمانها بر حسب شكل 1 – 6 – 1 ساختمانها بر حسب شكل به دو گروه منظم و نامنظم بشرح زير تقسيم مي شوند: الف – ساختمانهاي منظم؛ به ساختمانهايي اطلاق مي شود كه داراي ويژگي هاي مندرج در بند 1 – 6 – 2 باشند. ب – ساختمانهاي نامنظم؛ به ساختمانهايي اطلاق مي شود كه فاقد يك و يا چند ويژگي مندرج در بندهاي 1 - 6 - 2 - 1 و 1 - 6 - 2 - 2 باشند. 1 - 6 - 2 ويژگي ساختمانهاي منظم 1 - 6 - 2 - 1 منظم بودن ساختمان در پلان الف – پلان ساختمان داراي شكل متقارن و يا تقريباُ متقارن نسبت به محورهاي اصلي ساختمان باشد كه معمولاُ عناصر مقاوم در برابر زلزله درامتداد آن محورها قرار دارند و در صورت وجود فرورفتگي يا پيشامدگي در پلان، اندازه آن در هر امتداد از 25 درصد بعد خارجي ساختمان در آن امتداد تجاوز ننمايد. ب – در هر طبقه فاصله بين مركز جرم و مركز سختي در هر يك از دو امتداد متعامد ساختمان از 20 درصد بعد ساختمان در آن امتداد بيشتر نباشد. پ – تغييرات ناگهاني در سختي ديافراگم هر طبقه نسبت به طبقه مجاز از 50 % بيشتر نبوده و مجموع سطوح باز شود از 50 % سطح كل ديافراگم تجاوز ننمايد. ت – در مسير انتقالي نيروي جانبي به زمين انقطاعي مانند تغيير صفحه اجزاي باربر جانبي در طبقات وجود نداشته باشد... 1 - 6 - 2 - 2 منظم بودن ساختمان در ارتفاع الف – توزيع جرم در ارتفاع ساختمان تقريباُ يكنواخت باشد بطوريكه جرم هيچ طبقه…

۱

7 گروه بندي ساختمان ها بر حسب سيستم سازه اي ساختمانها بر حسب سيستم سازه اي در يكي از گروههاي زير طبقه بندي مي شوند: 1 - 7 – 1 سيستم ديوارهاي باربر نوعي سيستم سازه اي است كه فاقد يك قاب ساختماني كامل براي باربري قائم مي باشد، در اين سيستم ديوارهاي باربر و يا قاب هاي مهاربندي شده بارهاي قائم را تحمل نموده و مقاومت در برابر نيروهاي جانبي با ديوارهاي برشي و يا قابهاي مهاربندي شده تأمين مي شود. 1 - 7 - 2 سيستم قاب ساختماني ساده نوعي سيستم سازه اي است در ان بارهاي قائم عمدتأ توسط قابهاي ساختماني كامل تحمل شده و مقاومت در برابر نيروهاي جانبي بوسيله ديوارهاي برشي و يا قابهاي مهاربندي شده تأمين ميشود، سيستم قابهاي با اتصالات خورجيني (يا ركابي) همراه با مهاربندي هاي قائم نيز از اين گروه اند. 1 - 7 - 3 سيستم قاب خمشي نوعي سيستم سازه اي است كه در آن بارهاي قائم توسط قاب هاي خمشي تأمين ميگردد، سازه هاي فضائي خمشي كامل و يا سازه هاي با قابهاي خمشي در پيرامون و يا قسمتي از پلان و قابهاي با اتصالات ساده در ساير قسمتهاي پلان از اين گروه اند. 1 - 7 - 4 سيستم دوگانه يا تركيبي نوعي سيستم سازه اي با مشخصات زير است: الف - بارهاي قائم توسط قابهاي ساختماني كامل تحمل مي شوند. ب - مقاومت در برابر بارهاي جانبي توسط مجموعه اي از ديوارهاي برشي يا قاب هاي مهاربندي شده همراه با مجموعه قاب هاي خمشي صورت مي گيرد، …

۱

8 توصيه هاي طراحي رعايت موارد زير در طراحي ساختمانها توصيه مي شود: الف – پلان ساختمان به شكل ساده و متقارن در دو امتداد عمود بر هم و بدون پيش آمدگي و پس رفتگي زياد باشد و از ايجاد تغييرات نامتقارن پلان در ارتفاع ساختمان نيز احتراز شود. ب – عناصري كه بارهاي قائم راتحمل مي نمايند در طبقات مختلف برروي هم قرار داده شوند كه انتقال بار اين عناصر به يكديگر با واسطه عناصر افقي صورت نگيرد. پ – عناصري كه نيروهاي افقي ناشي از زلزله را تحمل مي كنند موًكداً طوري طراحي شوند كه انتقال نيروها بسمت شالوده به طور مستقيم انجام شود و عناصري كه با هم كار مي كنند در يك صفحه قائم قرار داشته باشند. ت – براي كاهش نيروهاي پيچشي ناشي از زلز له، مركز جرم هر طبقه بر مركز سختي آن طبقه منطبق و يا فاصله آنها در هر يك از امتدادهاي ساختمان از 5 درصد بعد ساختمان در آن امتداد كمتر باشد. ث – از احداث طره هاي بزرگتر از 5/1 متر حتي المقدور احتراز شود. ج – از ايجاد سوراخهاي بزرگ و مجاور يكديگر در ديافراگم هاي كف ها خودداري شود. چ – از قرار دادن اجزاي ساختماني، تأسيسات و يا كالاهاي سنگين بر روي طره ها و عناصر لاغر و دهانه هاي بزرگ پرهيز گردد. ح – از قراردادن بارها و تأسيسات سنگين درطبقات فوقاني خودداري شود تا مركز جرم ساختمان در پائين ترين سطح ممكن قرار گيرد. خ – با بكار بردن مصالح سازه اي با مقاومت زياد و مصالح غير سازه …

۱

9 تأثير ديوارهاي جداگر داخلي و ديوارهاي نما درساختمانهاي يا اهميت زياد و يا بلندتر از هشت طبقه در صورتي كه اتصالات ديوارهاي داخلي و نماها به سازه به نحوي باشند كه در حركت جانبي سازه درامتداد صفحه ديوار ومحدوديت ايجاد نمايند، اثرات سختي ديوارها درآناليز سازه براي نيروهاي جانبي بايد منظور گردد، در اينصورت ديوارها واتصالات آنها به سازه بايد قادر باشند تلاش هاي ايجاد شده داخلي را تحمل نمايند.

فصل دوم - محاسبات ساختمانها در برابر نیروی زلزله

۲

1 كليات
۲
1 - 1 كليه ساختمانهاي موضوع اين آيين نامه، بجز آن دسته از ساختمانهاي با مصالح بنائي كه مقررات مندرج درفصل سوم در آنها رعايت شده باشد، بايد بر طبق ضوابط مندرج دراين فصل محاسبه گردند.
۲
1 - 2 محاسبه ساختمان در برابر نيروهاي زلزله و باد به تفكيك انجام مي شود و در هر عضو سازه اثر هر يك از اين دو نيرو كه بيشتر باشد ملاك عمل قرار مي گيرد، در هر حال لازم است ضوابط ويژة زلزله همچون شكل پذيري رعايت گردند.
۲
1 - 3 فقط مؤلفه هاي افقي نيروي زلزله براي محاسبه ساختمان درنظر گرفته مي شود و اثر مؤلفه قائم نيروي زلزله بجز در مواريديكه در بند 2 - 4 - 15 ذكر شده منظور نمي گردد.
۲
1 - 4 ساختمان بايد در دو امتداد عمود برهم در برابر نيروهاي جانبي محاسبه شود. بطور كلي محاسبه در هر يك از اين دو امتداد جز در موارد زير به طور مجزا و بدون در نظر گرفتن نيروي زلزله درامتداد ديگر انجام مي شود. الف – ساختمانهاي نامنظم در پلان ب – كليه ستون هايي كه در محل تقاطع دو قاب مهار بندي شده، در سيستم مهاربندي شده، و ياد و قاب مقاوم برابر جانبي، در سيستمهاي لوله اي قرار دارند. در مورد ساختمانهاي نامنظم در پلان، با هر ارتفاعي، اعم از اينكه تحليل استاتيكي و يا ديناميكي انجام شود بايد امتداد اعمال نيروي زلزله با زاويه مناسبي كه حتي المقدور بيشترين اثر را ايجاد كند انتخاب شود. بدين منظور مي توان اثر زلزله در هر يك از دو امتداد متعامد را با 30 درصد اثر زلزله درامتداد ديگر جمع كرد. در طراحي اجزاء بحراني ترين حالت ممكن است از نظر علائم نيروهاي داخلي حاصل از زلزله در اين جمع آثار بايد ملحوظ گردند.
تبصره
چنانچه بار محوري ناشي از اثر زلزله در ستون درهريك از دو امتداد مورد نظر كمتر از 20 درصد بار محوري مجاز ستون باشد بكارگيري تركيب فوق در آن ستون ضرورتي ندارد.
۲
1 – 5 نيروي زلزله در هر يك از امتدادهاي ساختمان بايد در هر دو جهت اين امتداد يعني به صورت رفت و برگشت در نظر گرفته شود.
۲
1 – 6 نيروي جانبي بايد توسط عناصر مقاوم از قبيل ديوارهاي برشي بادبندي ها، قابهاي با اتصالات مقاوم خمشي و يا تركيبي از آنها تحمل گردند.
۲
1 – 7 در ساختمانهاي با بيش از 15 طبقه و يا بلندتر از 50 متر، استفاده از سيستم قاب خمشي يا سيستم دوگانه مندرج در بند 1 – 7، اجباري است و در اين ساختمانها نبايد براي مقابله با تمام نيروهاي جانبي منحصراُ به ديوارهاي برشي و يا قابهاي مهاربندي شده اكتفا نمود.

۲

2 بارزنده بارزنده اي كه درمحاسبه نيروهاي جانبي زلزله در نظر گرفته مي شود عبارت است از درصدي از مقدار بارزنده كه طبق آيين نامه هاي ساختماني در محاسبات بار قائم منظور شده و به شرح جدول شماره (1) تعيين مي گردد: جدول شماره (1) درصد ميزان بارزنده كه در محاسبه نيروي جانبي زلزله در نظر گرفته مي شود. محل بارزنده درصد ميزان بارزنده بامهاي شيب دارباشيب 20 % و بيشتر - بامهاي مسطح يا باشيب كمتر از20 % 20 ساختمانهاي مسكوني، اداري، هتل ها و پاركينگ ها 20 بيمارستانها، مدارس، فروشگاهها وساختمانهاي محل اجتماع يا ازدحام 40 انبارها وكتابخانه ها 60 مخازن آب و يا ساير مايعات 100

۳

2 روش هاي تحليل ساختمانها در برابر زلزله در آيين نامه دو روش تحليل به شرح زير مشخص شده است . الف – روش تحليل استاتيكي معادل ب – روش تحليل ديناميكي ضوابط كاربرد هر يك از اين روشها بر طبق مندرجات بندهاي 2 – 3 – 1 و 2 – 3 – 2 مي باشد. 2 – 3 – 1 روش تحليل استاتيكي اين روش در مورد ساختمانهاي زير مي تواند مورد استفاده قرار گيرد: الف – ساختمانهاي منظم با ارتفاع كمتر از 50 متر از تراز پايه ب – ساختمانهاي نامنظم 5 طبقه و كمتر و يا با ارتفاع كمتر از 18 متر از تراز پايه . پ – ساختمانهايي كه در آن سختي جانبي قسمت فوقاني بطور قابل ملاحظه اي كمتر از سختي جانبي قسمت تحتاني است به شرط آنكه : 1 – هر يك از دو قسمت سازه به تنهايي منظم محسوب گردند. 2 – سختي متوسط طبقات قسمت تحتاني حداقل ده برابر سختي متوسط طبقات فوقاني باشد. 3 – زمان تناوب اصلي نوسان كل سازه بيشتر از 1/1 برابر زمان تناوب اصلي قسمت فوقاني، با فرض اينكه، اين قسمت جدا در نظر گرفته شده، وپاي آن گيردار فرض شود، نباشد. 2 – 3 – 2 روش تحليل ديناميكي روش تحليل ديناميكي را مي توان در كليه ساختمانها بكار برد، در مورد ساختمان هاي منظم و نامنظم كه مشمول بند 2 – 3 – 1 نمي باشند ، بكارگيري اين روش الزامي است. 2 – 3 – 2 براي ساختمانهايي كه محاسبه نيروهاي ناشي از زلزله آنها بايد بر اساس مقررات بند 2 – 3 – 2 طبق روش تحليل ديناميكي انجام شود و در صورت و…

۴

2 روش تحليل استاتيكي معادل دراين روش نيروي جانبي زلزله بر مبناي زمان تناوب اصلي نوسان ساختمان و با استفاده از طيف بازتاب طرح تعيين مي گردد.
۲
4 – 1 نيروي برشي پايه حداقل نيروي برشي پايه (يا برش پايه) در هر يك از امتدادهاي ساختمان با استفاده از رابطه (2 - 1) محاسبه مي گردد: (2 – 1) V=CW كه درآن: V: نيروي برشي (مجموع نيروهاي جانبي زلزله در امتداد مورد نظر) در تراز پايه (پاورقي 3) W: وزن كل ساختمان (شامل تمام بارمرده و وزن تأسيسات ثابت به اضافه درصدي از بار زنده كه دربند 2 - 2 مشخص شده است) C: ضريب زلزله كه از رابطه (2 – 2) به دست مي آيد: (2 – 2) ABI ــــــــــــــــــــــــ C= R كه درآن: A: شتاب مبناي طرح (نسبت شتاب زلزله به شتاب ثقل g) B: ضريب بازتاب ساختمان كه با استفاده از طيف بازتاب طرح بدست مي آيد. I: ضريب اهميت ساختمان R: ضريب رفتار ساختمان در محاسبه ضريب زلزله، C، نسبت B/R در هيچ حالتي نبايد كمتر از 9 % منظور شود.
بند ۲ بند ۴ فصل دوم
3 - در غالب موارد تراز پايه عبارت است از تراز لبه بالاي شالوده در صورت وجود ديوار بتن آرمه حائل در تمام محيط زير زمين به نحوي كه با اسكلت ساختمان يكپارچه ساخته شود تراز پايه نزديكترين كف ساختمان به زمين كوبيده اطراف ساختمان در نظر گرفته مي شود مشروط بر آنكه ديوار حائل فوق الذكر حداقل تا زير اين كف از تمام جهات ادامه داشته باشد.
۲
4 – 2 شتاب مبناي طرح (A) شتاب مبناي طرح در مناطق مختلف كشور به شرح زير تعيين مي شود: منطقه توصيف مقدارشتاب مبناي طرح 1 پهنه با خطر نسبي خيلي زياد 35/0 2 پهنه با خطر نسبي زياد 30/0 3 پهنه با خطر نسبي متوسط 25/0 4 پهنه با خطر نسبي كم 20/0
۲
4 – 3 ضريب بازتاب ساختمان (B) ضريب بازتاب ساختمان كه بيانگر نحوه پاسخ ساختمان به حركت زمين است، طبق رابطه زير و يا ازروي شكل (1) تعيين مي شود: (2 - 3 ) To 25/2 ≥ 3/2 (ـــــــــــــــــــــــ ( 2/5 B= T
تبصره
براي زمينهاي گروه IV در مناطق باخطر نسبي كم و متوسط، مقدار B محاسبه شده از رابطه (2 - 3 ) بايد 30 % افزايش يابد ليكن مقدار محاسبه لازم نيست از 5/2 بيشتر باشد. T: زمان تناوب اصلي نوسان ساختمان به ثانيه كه در بند 2 - 4 – 5 ذكر شده است. To: عددي است كه بر حسب نوع زمين ، طبق بند (2 - 4 - 4)، به شرح زير تعيين مي شود: نوع زمين TO I 40/0 II 5/0 III 7/0 IV 1
بند ۲ بند ۴ فصل دوم
لينك شكل 1 – ضريب بازتاب ساختمان براي انواع زمنيهاي مندرج در بند 2 -2 – 2 شكل 1
۲
4 – 4 طبقه بندي نوع زمين انواع زمين هاي مندرج 2 – 4 – 3 از نظر نوع سنگ و خاك به شرح جدول شماره (2) طبقه بندي مي گردند. جدول شماره (2):‌طبقه بندي نوع زمين نوع زمين توصيف مواد متشكله حدود تقريبي Vs(متر بر ثانيه) I الف – سنگهاي آذرين (داراي بافت درشت و ريزدانه، )سنگهاي رسوبي سخت و بسيار مقاوم و سنگهاي دگرگوني توده اي (گنايس ها- سنگهاي متبلورسيليكاته) طبقات كنگلومرايي ب – خاكهاي سخت (شن وماسه متراكم، رس بسيار سخت) با ضخامت بيش از 30 متر بيشتر از 750 بيشتر از 750 II الف – سنگهاي آذرين سست( مانند توف (سنگهاي سست رسوبي سنگهاي دگرگوني متورق وبه طور كلي سنگهائي كه در اثر هواردگي (تجزيه و تخريب سست شده اند. ب – خاكهاي سخت (شن و ماسه متراكم،رس بسيار سخت) با ضخامت كمتراز 30 متر 750 ≥ Vs ≥ 375 750 ≥ Vs ≥ 375 III الف – سنگهاي متلاشي شده در اثر هوازدگي ب – خاكهاي با تراكم متوسط، طبقات شن و ماسه با پيوند متوسط بين دانه اي و رس با سختي متوسط 375 ≥ Vs ≥ 175 375 ≥ Vs ≥ 175 IV الف – نهشته هاي نرم با رطوبت زياد در اثر بالا بودن سطح آب زير زميني ب- هرگونه پروفيل خاك كه شامل حداقل 6 متر خاك رس با انديس خميري بيشتر از 20 و درصد رطوبت بيشتر از 40 باشد كمتر از 175
۲
4 – 5 زمان تناوب اصلي نوسان (T) زمان تناوب اصلي نوسان بسته به مشخصات ساختمان با استفاده از روابط تجربي (2 - 4)، (2 - 5) و (2 - 6) تعيين مي گردد. براي ساختمانهاي با سيستم قاب خمشي چنانچه ساير اجزاي ساختماني مانعي در برابر حركت قابهاي ساختمان ايجاد ننمايند: براي ساختمانهاي با قابهاي فولادي (2 - 4) 4/3H 08/0T = 2 – براي ساختمانهاي با قابهاي بتن آرمه (2 - 5) 4/3H 07/0T = در صورتيكه در اين ساختمانها از جداگرهاي ميانقابي استفاده گردد بايد مقدار T بدست آمده در اين بند به ميزان 20 % كاهش يابد. ب – در ساير ساختمانها، با وجود يا عدم وجود جداگرهاي ميانقابي : (2 - 6) 4/3H 05/0T =
تبصره ۱
تبصره ۱ ـ ارتفاع ساختمان، H برحسب متر، از تراز پايه در نظر گرفته مي شود و در محاسبه آن بيش از ۲۵ % وزن بام باشد منظور خواهد شد.
تبصره ۲
بجاي استفاده از روابط تجربي مي توان زمان تناوب اصلي نوسان ساختمان را با استفاده از روشهاي تحليلي بر مبناي مشخصات سازه و خصوصيات تغيير شكل عناصر مقاوم آن محاسبه نمود ولي بهرحال زمان تناوب اصلي نبايد از ۲۵/1 برابر زمان تناوب بدست آمده از رابطه تجربي مربوطه بيشتر اختيار شود.
۲
4 – 6 ضريب اهميت ساختمان (I) ضريب اهميت ساختمان بر حسب طبقه بندي مندرج دربند 1 - 5 به شرح زير تعيين مي گردد: طبقه بندي ساختمان ضريب اهميت گروه 1 2/1 گروه2 0/1 گروه3 8/0
۲
4 - 7 ضريب رفتار ساختمان (R) ضريب رفتار ساختمان كه عواملي از قبيل شكل پذيري سيستم سازه اي، درجه نامعيني سازه و اضافه مقاومت موجود در سازه را دربر مي گيرد، براي سيستمهاي سازه اي مختلف در جدول شماره (3) داده شده است، اين ضرائم بر اساس طراحي به روش تنشهاي مجاز مي باشد، چنانچه در طراحي از روش طراحي حدي استفاده شود بايد نيروهاي محاسبه شده در اجزاء با استفاده از اين ضرائم ، و با توجه به آيين نامه طراحي مربوطه افزايش يابد، در اين جدول، H* حداكثر ارتفاع مجاز ساختمان از تراز پايه، بر حسب متر، در مناطق با خطر نسبي زياد است. جدول شماره (3) – مقادير ضريب رفتار ساختمان (R)، همراه با حداكثر ارتفاع ساختمان در مناطق با خطر نسبي زياد (*H) سيستم سازه سيستم مقاومت در برابر نيروي جانبي R H* الف – سيستم ديوارهاي باربر(1) 1 – ديوارهاي برشي بتن آرمه معمولي 2 - ديوارهاي برشي با مصالح بنائي مسلح 5 4 70 30 ب – سيستم قاب ساختماني ساده (7) 1 - ديوارهاي برشي بتن آرمه معمولي 2 - ديوارهاي برشي با مصالح بنائي مسلح 3 – مهاربندي برون محور فولادي ] 2[ 4 – مهاربندي هم محور فولادي ]2[ 7 5 7 6 50 30 50 40 پ – سيستم قاب خمشي 1- قاب خمشي بتني ويژه ]3[ 2 - قاب خمشي بتني متوسط ]4[ 3- قاب خمشي بتني معمولي ]5[ 4- قاب خمشي فولادي ويژه ]2[ 5- قاب خمشي فولادي معمولي ]2[ 10 8 5 10 6 180 50 15]6[ 180 50 ت – سيستم دوگانه ياتركيبي 1 - قاب خمشي ويژه (فولادي يا بتني)+ ديوارهاي برشي بتن آرمه ويژه 2- قاب خمشي بتني متوسط + ديوارهاي برشي بتن آرمه متوسط 3- قاب خمشي فولادي معمولي + ديوارهاي برشي بتن آرمه معمولي 4- قاب خمشي فولادي ويژه + مهاربندي برون محور فولادي 5- قاب خمشي فولادي معمولي + مهاربندي برون محور فولادي 6- قاب خمشي فولادي ويژه + مهاربندي برون محور فولادي 7- قاب خمشي فولادي معمولي + مهاربندي برون محور فولادي 11 9 5 /7 10 5 /7 9 5 /6 200 70 70 180 60 150 50
تبصره ۱
در سيستمهاي دوگانه (نوع [ت] جدول 3) براي ساختمانهاي تا 8 طبقه و يا كوتاهتر از 30 متر مي توان به جاي توزيع بار به نسبت صلبيت عناصر باربر جانبي، صد درصد نيروي جانبي زلزله را به ديوارهاي برشي و يا مهاربنديها اعمال نمود و از مقايسه صلبيت عناصر مقابل مطابق بند 1 - 7 - 4 صرف نظر نمود مشروط بر آنكه قابها ظرفيت تحمل حداقل 30 % نيروي جانبي را داشته باشند.
تبصره ۲
استفاده از دال تخت يا قارچي و ستون به عنوان سيستم قاب خمشي، رديف پ جدول 3، منحصراَ در ساختمانهاي 3 طبقه يا كوتاهتر از 10 متر مجاز مي باشد در صورت تجاوز از اين حد تنها در صورتي استفاده از اين سيستم سازه اي مجاز است كه مقابله با نيروي جانبي زلزله توسط ديوارهاي برشي يا مهاربنديها تأمين گردد.
تبصره ۳
تبصره 3 ـ ساختن ساختمان با ارتفاع هاي بيش از حدود H* داده شده در جدول 3 در مناطق با خطر نسبي زياد مجاز نيست ، چنانچه براي سازه هاي خاص كه عمدتاَ غير مسكوني و غير اداري باشند مانند برجهاي مخابراتي، يادمانها و غيره، ارتفاع هاي بيش از مقادير فوق مد نظر باشد صرفا با تأييد كميته دائمي اين آيين نامه از نظر روش محاسبه و طراحي مجاز خواهد بود، بهرحال سيستمهاي مورد استفاده نبايد از ميان سيستم هائي از جدول 3 كه به عنوان «ويژه» را ندارند انتخاب شوند.
تبصره ۴
تبصره 4 ـ در مناطق با خطر نسبي زياد براي «بناهاي ضروري» فقط بايد از سيستمهائي كه عنوان «ويژه» دارند استفاده شود.
۲
4 - 8 تركيب سيستمهاي سازه اي توصيه مي شود حتي المقدور از تركيب سيستم هاي سازه اي متفاوت در يك مجموعه سازه خودداري گردد، در صورت ضرورت ضوابط زير بايد رعايت گردند: الف – تركيب سيستمها در ارتفاع در اين حالت مقدار R انتخاب شده براي سيستم قسمت تحتاني سازه نبايد از قسمت فوقاني آن بيشتر باشد، محاسبه نيروي زلزله مؤثر بر كل سازه مي تواند به يكي از دو روش زير انجام شود. 1 - مقدار نيروي زلزله براي مجموعه سازه با منظور نمودن كمترين مقدار R (مربوط به سيستمهاي سازه اي بكار رفته در ارتفاع) براي كل سازه محاسبه گردد. مقدار زمان تناوب اصلي مجموعه سازه از روشهاي تحليلي و يا مقدار محاسبه شده از فرمولهاي تجربي بند 2 - 4 - 5، هركدام بيشتر باشد اختيار مي گردد، زمان اصلي محاسبه شده از روش تحليلي مي بايست شرايط تبصره 2 بند 2 - 4 - 5 را در بر داشته باشد، لازم است از فرمول تجربي محاسبه زمان تناوب اصلي مربوط به آن سيستم سازه اي بكار رفته در مجموعه ساختمان كه كوچكترين زمان تناوب است T را مي دهد ، استفاده گردد. 2 - براي سازه هاي مشمول شرايط بند (2 - 3 - 1 – پ)، روش دو مرحله اي زير مي تواند بكار گرفته شود: - سازه انعطاف پذير قسمت فوقاني بطور مجزا و با تكيه گاههاي صلب در نظر گرفته شده و نيروي جانبي آن با منظور كردن ضريب رفتار مربوط به اين قسمت محاسبه مي گردد. - سازه صلب قسمت تحتاني بطور مجزا در نظر گرفته شده و نيروي جانبي آن با منظور كردن مقدار ضريب رفتار مربوط به اين سازه محاسبه مي گردد، بر اين نيروها، نيروهاي عكس العمل ناشي از تحليل قسمت فوقاني كه در نسبت ضريب رفتار قسمت فوقاني به ضريب رفتار قسمت تحتاني ضرب شده اند، افزوده مي شوند. ب – تركيب سيستمها در پلان 1 - در صورتيكه از سيستم سازه اي ديوارهاي باربر فقط در يك امتداد استفاده شده باشد، مقدار R در امتداد ديگر نبايد از R مورد استفاده براي امتداد با ديوارهاي باربر، زيادتر در نظر گرفته شود. 2 – در ساختمانهاي 15 طبقه و كمتر و يا كوتاهتر از 50 متر از هرگونه تركيب سيستمهاي سازه اي، بند 2 - 4 - 7، در دو امتداد متفاوت مي توان استفاده كرد، ولي در ساير ساختمانها تنها مي توان از تركيب سيستم قاب خمشي ويژه و سيستم دوگانه استفاده نمود. ج – سيستم سازه اي از تراز پايه تا روي پي در حالتي كه تراز پايه بالاتر از روي شالوده منظور شده باشد، سختي و مقاومت جانبي طبقات پائين تر از تراز پايه نبايد از سختي و مقاومت جانبي طبقه روي تراز پايه كمتر باشد، مثلاَ در صورت عدم تغيير پلان و هندسه سازه درزير و بالاي تراز پايه كليه جزئيات آرماتورگذاري تيرها و ستونهاي قاب خمشي، ديوارهاي برشي و همچنين مهاربندي هاي سازه در طبقه روي تراز پايه بايد در طبقات پائين تر از تراز پايه نيز حداقل به همان نحوه اعمال شوند.
۲
4 – 9 توزيع نيروي جانبي زلزله درارتفاع ساختمان نيروي برشي پايه V، كه طبق بند (2 - 4 - 1) حساب شده مطابق رابطه (2 - 7) درارتفاع ساختمان توزيع مي گردد. (2 - 7) Wi hi ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ( V – F t) Fi = n Wj hj Σ كه درآن: Fi: نيروي جانبي در تراز طبقهi j = 1 Wi: وزن طبقه i شامل وزن سقف و سربار آن طبق بند (2 - 2) و نصف وزن ديوارها وستونهايي كه در بالا و پائين سقف قرار گرفته اند. hi : ارتفاع تر از i (ارتفاع سقف طبقه i) از تراز پايه n: تعداد طبقات ساختمان از تراز پايه به بالا ft: نيروي جانبي اضافي در تراز سقف طبقه n كه به وسيله رابطه (2 - 8) تعيين مي شود. (2 - 8) TV 07/0Ft = حداكثر نيروي Ft برابرV 25/0 در نظر گرفته مي شود و چنانچه T برابر 7/0 ثانيه و كوچكتر باشد مي توان Ft رابرابر با صفر اختيار نمود.
تبصره
در صورتيكه ساختمان داراي خرپشته با وزن كمتر از 25 درصد وزن بام باشد نيروي Ft در تراز بام اعمال خواهد شد و در غير اينصورت نيروي Ft در تراز سقف خرپشته اثر داده مي شود.
۲
4 - 10 توزيع افقي نيروي برشي در صورت صلب بودن كف طبقات، نيروي برشي در هر طبقه ساختمان بايد بين عناصر مختلف سيستم قائم مقاوم در برابر نيروهاي جانبي به تناسب سختي اين عناصر توزيع گردد، در صورت عدم صلبيت كف طبقات، در توزيع نيروي بين عناصر سيستم مقاوم بايد اثر تغيير شكل هاي ايجاد شده در كفها نيز منظور گردد.
۲
4 – 11 لنگر پيچشي ناشي از نيروهاي جانبي كليه ساختمانها بايد در برابر اثرات ناشي از لنگر پيچشي مذكور در اين بند محاسبه شوند، لنگر پيچشي در طبقه i از رابطه (2 - 9) بدست مي آيد: (2 - 9) Mi = Σn ( eij + enj) Fj كه در آن : j=i eij : فاصله افقي مركز سختي طبقه i و مركز جرم ترازj Fj: نيروي جانبي در ترازj eaj : برون مركزي اتفاقي تراز j كه براي به حساب آوردن احتمال تغييرات اتفاقي توزيع جرم، سختي طبقه و نيروي ناشي از مؤلفه پيچشي زلزله در نظر گرفته مي شود، اين برون مركزي بايد در هر دو جهت و حداقل برابر با 5 درصد بعد ساختمان در تراز j ام و امتداد عمود بر نيروي جانبي اختيار شود. هر يك از عناصر بايد براي آن لنگر پيچشي كه موجب بدترين حالت بارگذاري در آن عنصر مي شود محاسبه گرديده و از اثرات كاهنده لنگر پيچشي بر روي اجزاء صرفنظر شود. 2 - 4 - 11 - 1 در ساختمانهاي 5 طبقه يا كوتاهتر و يا با حداكثر ارتفاع 18 متر در صورتي كه فاصله افقي بين مركز جرم طبقات بالاتر نسبت به مركز سختي هر طبقه كمتر از 5 % بعد ساختمان در آن طبقه در امتداد عمود بر نيروهاي جانبي باشد، محاسبه ساختمان در برابر لنگر پيچشي الزامي نسبت ، در غير اينصورت اين ساختمانها بايد براي پيچش نيز محاسبه گردند، ولي مي توان در مورد آنها از لنگر پيچشي اتفاقي صرفنظر نمود، در ساختمانهاي با «اهميت زياد» همواره بايد پيچش اتفاقي در نظر گرفته شود.
۲
4 - 12 محاسبه ساختمان در برابر واژگوني كل ساختمان بايد از نظر واژگوني پايدار باشد، لنگر واژگوني در تراز شالوده ناشي از نيروهاي جانبي زلزله برابر با مجموع حاصلضرب نيروي جانبي هر تراز درارتفاع آن تراز نسبت به تراز زير شالوده ساختمان است، ضريب اطمينان در مقابل واژگوني (نسبت لنگر مقاوم به لنگرواژگوني) بايد حداقل برابر 75/1 اختيار شود، در محاسبه لنگر مقاوم، بار تعادل برابر بار قائمي است كه براي تعيين نيروهاي جانبي به كار رفته است،بر اين بارها بايد وزن شالوده و خاك روي آن افزوده گردد، در تراز زير شالوده اين لنگر نسبت به لبه بيروني شالوده محاسبه مي شود.
۲
4 - 13 تغيير مكان نسبي طبقات تغيير مكان نسبي هر طبقه و يا بام در اثر زلزله نبايد از از R/%3 برابر ارتفاع آن طبقه تجاوز نمايد.
۲
4 - 14 اثر ∆ - P در كليه سازه ها، تلاشها و تغيير و مكانهاي ثانوي ناشي از اثر بارهاي محوري عناصر پايه در تغيير مكانهاي جانبي طبقات، كه به اثر P - ∆ معروف است، بايد در طراحي اين عناصر منظور گردد. اثر P - ∆ را در مواردي كه تغيير مكان نسبي طبقات كمتر از 2 R/% برابر ارتفاع طبقه است و يا لنگرهاي خمشي ثانويه كمتر از ده درصد لنگرهاي خمشي اوليه است، مي توان نديده گرفت (به پيوست 5 رجوع شود). براي منظور كردن اثر P - ∆ در طراحي عناصر سازه مي توان از روشهاي تقريبي عنوان شده در آيين نامه هاي طراحي استفاده كرد و يا از روشهاي تحليلي دقيق تر كه در آنها اين اثر همراه با ساير عوامل در تحليل كلي سازه منظور مي شوند، استفاده نمود. در صورت محاسبه اثر P - ∆ با روش تحليلي فوق الذكر و يا روش ارائه شده در پيوست (5)، تغيير مكان هاي جانبي واقعي طبقات و همچنين بارهاي احتمالي طبقات در هنگام وقوع زلزله بايد منظور گردند، به منظور تخمين تغيير مكانهاي جانبي واقعي طبقات در اين آيين نامه ضروري است تغيير مكانهاي بدست آمده از آناليز سازه تحت برش پايه مطابق رابطه (2 - 1) با ضريب R4/0 تشديد شوند .
۲
4 - 15 مؤلفه قائم نيروي زلزله براي بالكنها و پيش آمدگي هائي كه به صورت طره ساخته مي شوند مؤلفه قائم نيروي زلزله نيز بايد در نظر گرفته شود، مؤلفه قائم نيروي زلزله براي اين اجزا با استفاده از رابطه (10 - 2) تعيين مي شود. (10 - 2) 2 AI Wpـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ Fv = Rv كه در آن: AوI: مقادير مربوط مندرج در بندهاي (2 - 4 - 2) و (2 - 4 - 6) هستند كه براي محاسبه نيروي برشي پايه منظور شده اند. Wp : بار مرده به اضافه كل سر بار آن Rv : ضريب رفتار كه براي طره با تيرهاي فولادي برابر 4/2 و براي عناصر بتن مسلح برابر 00/2 اختيار مي شود. نيروي قائم فوق (Fv) بايد در هر دو جهت رو به بالا و پائين و به صورت خالص و بدون منظور نمودن اثر كاهنده بارهاي قائم محاسبه شود.

۲

5 روشهاي تحليل ديناميكي تحليل ديناميكي در اين آيين نامه به دو روش تحليل طيفي (بند 2 - 5 - 2) و يا روش تحليل تاريخچه زماني (بند 2 - 5 - 3) انجام مي گردد، تحليل ديناميكي بايد با توجه به حركت زمين كه با يكي از روشهاي داده شده در بند (2 - 5 - 1) مشخص مي شود و با استفاده از اصول مكانيك سازه ها انجام گردد. شايان ذكر است كه روش تحليل طيفي براي طراحي ساختمانهائي كه مشمول اين آيين نامه هستند كافي تلقي مي شود، در صورت استفاده از روش تحليل ديناميكي تاريخچه زماني، استفاده از روش تحليلي طيفي با طيف طرح مندرج در بند 2 - 5 - 1 و همچنين براي مقايسه و تفسير بر اساس بند 2 - 5 - 3 الزامي است. در مورد سازه هاي نامنظم در پلان كه مشمول تحليل ديناميكي مي باشند بايد از روش تحليل سه بعدي ديناميكي استفاده شود.
۲
5 - 1 حركت زمين اثرات حركت زمين ممكن است به يكي از صورت هاي «طيف بازتاب شتاب» و يا «تاريخچه زماني تغييرات شتاب» مشخص شود، حركت زمين براي مبناي طراحي در اين آيين نامه به حركت زلزله اي اطلاق مي شود كه احتمال وقوع آن طي مدت 50 سال، عمر مفيد ساختمان، كمتر از ده درصد باشد. اين زلزله، «زلزله طرح» و طيف بازتاب شتاب آن «طيف طرح» ناميده مي شود. مشخصات زلزله طرح به يكي از سه روش زير تعريف مي شود: الف – طيف طرح استاندارد اين طيف از حاصلضرب مقادير ضريب بازتاب ساختمان، B، در پارامترهاي شتاب مبنا ، A، ضريب اهميت ساختمان، I، و عكس ضريب رفتار، 1/R، مطابق آنچه در بند 2 - 4 مشخص شده است بدست مي آيد. طيف طرح استاندارد با فرض نسبت ميرائي 5 درصد تعيين شده است. ب – طيف طرح ويژه ساختگاه اين طيف با توجه به ويژگي هاي زمين شناسي، تكتونيكي، لرزه شناسي، ميزان ريسك و مشخصات خاك در لايه هاي مختلف در ساختگاه و با در نظر گرفتن نسبت ميرائي 5 % تعيين مي شود، در صورتي كه نوع ساختمان و سطح زلزله مورد نظر، منظور نمودن نسبت ميرائي متفاوتي را ايجاب نمايد، مي توان آن را مبناي تهيه طيف قرار داد، مقادير محاسبه شده طيفي بايد در ضريب اهميت ساختمان، I، و عكس ضريب رفتار ساختمان، 1/R، ضرب گردد. مقادير طيف حاصل قبل از اعمال ضريب هاي 1/R و I نبايد از 2⁄3 مقادير نظير طيف طرح استاندارد كمتر باشد. پ – تاريخچه زماني تغييرات شتاب (شتابنگاشت) شتابنگاشت بايد تا حد امكان نمايانگر حركت واقعي زمين در محل احداث بنا در اثر زلزله باشد، بدين منظور بايد حداقل سه شتابنگاشت با ويژگي هاي زير در تحليل مورد استفاده قرار گيرد. 1 - در صورتي كه شتابنگاشتها مربوط به زلزله هاي واقعي اتفاق افتاده در مناطق ديگر باشند بايد حتي المقدور سعي شود ويژگي هاي زمين شناسي، تكتونيكي، لرزه شناسي و به خصوص مشخصات لايه هاي خاك در محل شتابنگار با محل ساختمان مورد نظر مشابهت داشته باشند. 2 - مدت زمان حركت شديد در شتابنگاشتها بايد زماني حداقل برابر 10 ثانيه و يا 3 برابر زمان تناوب اصلي سازه مورد نظر، هر كدام كه بيشتر است، باشد. 3 - شتابنگاشتهاي انتخاب شده بايد به مقياس در آيند، به مقياس در آوردن بايد به گونه اي باشد كه طيف بدست آمده از هريك از شتابنگاشتها با نسبت ميرائي 5 درصد در محدوده زمان تناوبي Tm- 0/5 الي Tm- 0/5 ثانيه با طيفي كه مطابق ضوابط قسمت (2 - 5 - 1 – الف يا ب) بدست مي آيد تقريباَ مطابقت نمايد . m شامل شماره كليه مدهائي است كه به ميزان حداقل 10 درصد در جرم مؤثر سازه مشاركت دارند. در به مقياس در آوردن شتابنگاشتها بايد اثر شتاب مبنا، A ، ضريب اهميت ساختمان ،I ، و عكس ضريب رفتار 1/R ، (در صورتيكه سازه با روش الاستيك خطي آناليز مي شود) منظور شوند. به مقياس در آوردن شتابنگاشتها در صورت غير خطي بودن روش تحليل بايد با استفاده از روشهاي تحقيقاتي قابل قبول انجام گيرد.
۲
5 - 2 روش تحليل ديناميكي طيفي (با استفاده از آناليز مدها) در اين روش، تحليل ديناميكي با فرض رفتار الاستيك خطي سازه و با استفاده از حداكثر بازتاب كليه مدهاي نوساني سازه كه در بازتاب كل سازه اثر قابل توجه اي دارند (مطابق بند 2 - 5 - 2 - 1) انجام مي گيرد. حداكثر بازتاب در هر مد با توجه به زمان تناوب آن مد از طيف طرح (بند 2 - 5 - 1 - الف يا ب) بدست مي آيد . سپس بازتاب كلي سازه از تركيب آماري بازتابهاي حداكثر هر مد تخمين زده مي شود. نحوه انجام محاسبات عددي تحليل ديناميكي طيفي در پيوست (3) ارائه شده است. 2 - 5 - 2 - 1 تعداد مدهاي نوسان درهر يك از دو امتداد متعامد ساختمان بايد حداقل سه مد اول نوسان، يا تمام مدهاي نوسان با زمان تناوب بيشتر از 4/0 ثانيه و يا تمام مدهاي نوسان كه مجموع جرم هاي مؤثر ساختمان (بنا بر تعريف پيوست 3) حداقل برابر با 90 درصد جرم كل سازه باشد، هر كدام كه تعدادشان بيشتر است، در نظر گرفته شود. 2 - 5 - 2 - 2 تركيب اثرات مدها حداكثر بازتاب ديناميكي سازه از قبيل نيروهاي داخلي اعضا، تغيير مكانها، نيروهاي طبقات، برش هاي طبقات و عكس العمل پايه در هر مد را بايد با روشهاي آماري شناخته شده، مانند روش جذر مجموع مربعات تعيين نمود، تركيب اثرات حداكثر مدها در ساختمانهاي نامنظم در پلان و يا در موارديكه زمان هاي تناوب دو يا چند مد سازه با يكديگر نزديك باشند بايد صرفاَ با روشهائي كه اندركنش مدهاي ارتعاشي را در نظر مي گيرد، مانند روش تركيب مربعي كامل (CQC)، انجام شود.(ر.ك.پيوست 3) 2 - 5 - 2 - 3 اصلاح مقادير بازتاب در موارديكه برش پايه بدست آمده براي كل سازه از روش تحليل ديناميكي طيفي با برش پايه استاتيكي معادل بدست آمده از رابطه (2 - 1) متفاوت باشد، مقادير بازتاب ها بايد زير اصلاح شوند: 1 - درصورتيكه برش پايه به دست آمده از تحليل ديناميكي طيفي از برش پايه استاتيكي معادل باشد: الف – در سازه هاي نا منظم ، مقادير بازتابها بايد در نسبت برش پايه استاتيكي معادل به برش پايه به دست آمده از تحليل ديناميكي طيفي ضرب شوند. ب – در سازه هاي منظم ، مقادير بازتاب ها بايد در 80 درصد نسبت برش پايه استاتيكي معادل به برش پايه به دست آمده از تحليل ديناميكي طيفي ضرب شود ، به شرطي كه مقدار حاصل از مقدار برش پايه بدست آمده از تحليل ديناميكي طيفي كمتر نشود. 2 - در صورتيكه برش پايه بدست آمده از تحليل ديناميكي طيفي بيشتر از برش پايه استاتيكي معادل باشد، مقدار برش پايه تحليل ديناميكي طيفي و كليه بازتاب هاي سازه و اعضاي آن را به نسبت برش پايه استاتيكي معادل به برش پايه تحليل ديناميكي طيفي مي توان كاهش داد. 2 - 5 - 2 - 4 اثرات پيچش در آناليز ديناميكي طيفي بايد اثرات پيچش، شامل پيچش اتفاقي، را نيز مشابه ضوابط بند (2 - 4 - 11) منظور نمود، در صورتيكه از مدلهاي سه بعدي براي آناليز سازه استفاده شود، اثرات پيچشي اتفاقي را مي توان با جابجا كردن مركز جرم طبقه به اندازه برون مركزي اتفاقي منظور نمود.
بند ۲ فصل دوم
4 - SRSS=Sqare Raot of sun of squares
بند ۲ فصل دوم
5 - CqC=Complete Quadratic Combination
۲
5 - 3 روش تحليل ديناميكي تاريخچه زماني تحليل ديناميكي تاريخچه زماني روشي تحليلي است براي تعيين بازتاب ها در هر مقطع زماني در مدت وقوع زلزله در يك سازه وقتي كه سازه در تراز پايه تحت تأثير شتابهاي ناشيب از حركت زمين (شتابنگاشت) هنگام زلزله قرارمي گيرد، در اين روش بازتاب هاي ديناميكي سازه كه تابعي از زمان است بوسيله انتگرال گيري عددي معادله حركت سازه محاسبه مي گردد. از اين روش مي توان براي تحليل خطي الاستيك و يا تحليل غير خطي سازه ها استفاده نمود. مقايسه بين نتايج تحليل الاستيك سازه با استفاده از طيف طرح استاندارد و يا طيف طرح ويژه ساختگاه با آنچه از تحليل تاريخچه زماني خطي بدست مي آيد الزامي بوده و دلائل اختلاف احتمالي بين آنها بايد طي يك گزارش فني جامع توجيه گردد، در هر حال مقادير بازتاب ها بايد از محدوديتهاي مشابه بند 2 - 5 - 2 - 3 پيروي نمايند. نسبت ميرائي در محاسبات الاستيك خطي مي تواند برابر 5 درصد و در محاسبات غير خطي با توجه به توصيه هاي تخصصي و ميزان غير خطي بودن رفتار اجزاي سازه منظور شود.

۲

6 نيروي جانبي زلزله وارد بر اجزاي ساختمان و قطعات الحاقي اجزاء ساختمان وقطعات الحاقي به ساختمان بايد در مقابل نيروي جانبي كه از رابطه (2 - 11) بدست مي آيد محاسبه شوند: (2 - 11) Fp=ABpIwp كه در آن A و I به ترتيب مقادير مندرج در بندهاي 2 - 4 - 2 و 2 - 4 - 6 هستند كه براي محاسبه كل ساختمان بكار برده شده اند، Wp وزن جز ساختمان يا قطعه الحاقي مورد نظر است، در مخازن و قفسه بندي انبارها و كتابخانه ها Wp علاوه بر بار مرده شامل وزن محتو يات آنها درحالت كاملاَ پر مي باشد. BP ضريبي است كه مقدار آن در جدول شماره (4) داده شده است. جدول شماره (4): ضريب Bp اجزاء ساختمان يا قطعات الحاقي جهت نيروي افقي BP ديوارهاي خارجي وداخلي ساختمان وتيغه هاي جداكننده درامتدادعمودبر سطح ديوار 7/0 جان پناها وديوارهاي طره اي درامتدادعمودبر سطح ديوار 00/2 اجزاء تزئيني و داخلي و يا قسمتهاي الحاقي به ساختمان درهر امتداد 00/2 مخازن، برجها، دودكشها، وسائل و ماشين آلات درصورتيكه متصل به ساختمان و يا جزئي ازآن باشند وسقفهاي كاذب درهر امتداد 00/1 اتصالات عناصر سازه اي پيش ساخته درهر امتداد 00/1
تبصره ۱
تبصره 1 ـ براي قطعات الحاقي كه با مصالح بنائب و ملات ماسه سيمان ساخته شوند مي توان مقاومت كششي مصالح و ملات را حداكثر تا 15 درصد مقاومت فشاري آنها، مندرج در استاندارد شماره 519 ايران، در محاسبات منظور نمود.

۲

7 ديافراگم ها و نيروهاي وارد بر آنها ديافراگم ها كه معمولاَ كف هاي سازه اي تحمل كننده بارهاي ثقلي در ساختمان ها هستند، در هنگام زلزله وظيفه انتقال نيروهاي ايجاد شده در كف ها را به عناصر قائم باربر جانبي به عهده دارند، اين عناصر بايد در برابر تغيير شكل هاي افقي كه در ميان صفحه آنها ايجاد مي شود، مقاومت و سختي كافي را دارا باشند، نيروي افقي ايجاد شده در ديافراگم ها دربند 2 - 7 - 2 ارائه شده است. ديافراگم ها، ممكن است صلب و يا انعطاف پذير باشند، تحليل كلي سازه در برابر نيروهاي جانبي و توزيع نيروي برشي بين عناصر سيستم مقاوم در برابر نيروهاي جانبي بايد با توجه به اين موضوع انجام گردد، در صورتيكه براي هر جهت افقي، تحت نيروهاي وارد به ديافراگم هر طبقه كه از بند 2 - 4 - 9 بدست آمده حداكثر تغيير شكل افقي ديافراگم نسبت به نقاط ديگر آن از نصف تغيير مكان نسبي طبقه كمتر باشد ديافراگم صلب و در غير اينصورت انعطاف پذير محسوب مي گردد. در هر حالت تغيير شكل افقي ديافراگم نبايد از تغيير مكان جانبي مجاز اجزاي قائم باربري كه به آن متصل هستند بيشتر باشد. در پيوست شماره 6 در صورتيكه براي هر جهت افقي، تحت نيروهاي وارد به ديافراگم هر طبقه كه از بند 2 - 4 - 9 بدست آمده حداكثر تغيير شكل افقي ديافراگم نسبت به نقاط ديگر آن از نصف تغيير مكان نسبي طبقه كمتر باشد ديافراگم صلب و در غير اينصورت انعطاف پذير محسوب مي …

۲

8 سازه هاي غير ساختماني براي مخازن آب، سيلوها، دودكش ها و ساير سازه هاي مشابه غير ساختماني 8 - 1 نيروي جانبي زلزله مؤثر به اين گونه سازه ها در صورتي كه مشمول بند 2 - 8 - 2 نباشند با استفاده از يكي از روشهاي مندرج در بند (2 - 3) و با رعايت ضوابط زير تعيين مي گردد. الف – زمان تناوب نوسان اين سازه ها بايد با استفاده از يكي از روشهاي تحليلي تعيين گردد، زمان تناوب اصلي نوسان پاندولهاي وارونه، برجها و دودكش ها را مي توان با استفاده از روابط مندرج در پيوست شماره (4) بدست آورد. ب – چنانچه زمان تناوب اصلي نوسان اين نوع سازه ها از 5/0 ثانيه تجاوز نمايد اعمال روش تحليل ديناميكي الزامي است. پ – ضريب رفتار R براي اين سازه ها طبق جدول شماره (5) تعيين مي گردد، مقدار B/R در هر حال نبايد كمتر از 5/0 در نظر گرفته شود، ت – سازه هائي كه زمان تناوب اصلي نوسان آنها كمتر از 6 % ثانيه است صلب تلقي شده و مقدار B/R براي آنها 5/0 در نظر گرفته مي شود. ث – توزيع نيروي جانبي در ارتفاع اين سازه ها بر حسب مورد با استفاده از روش مندرج در بند 2 - 4 - 9 و يا 2 - 5 بعمل مي آيد. ج – محدوديت تغيير مكان جانبي موضوع بند 2 - 4 - 13 در مورد اين سازه ها اعمال نمي شود مگر آنكه خرابي سازه و يا عوامل غير سازه اي آن تلفات جاني به همراه داشته و يا محدوديت هاي خاصي از نظر بهره برداري مورد نظر باشد. 2 - 8 - 2 براي تعيين نيروي جانب…

۲

9 افزايش بار طراحي ستونها اگر چه استفاده از نوع سيستم هاي باربر جانبي مذكور در اين بند اصلاَ توصيه نمي شود، ليكن در مواردي كه يك عضو باربر جانبي تا روي شالوده ادامه پيدا نمي كند، مانند ديوارهاي برشي، ستون هايي كه اين عضو را تحمل مي كنند بايد مقاومتي حداقل برابر با بارهاي بدست آمده از تركيبات زير، علاوه بر ساير تركيبات بار را داشته باشند. (بار زلزله) R 4 /0 + (بار زنده) 8 / 0+ بار مرده (بار زلزله) R 4 /0 + (بار مرده) 85/ 0 در هر حال كل نيروي محوري اين ستون ها لازم نيست از مجموع ظرفيت نهائي ساير اعضايي كه به اين ستون ها نيرو وارد مي كند، بيشتر باشد. مقاومت عنوان شده در بالا براي ستون، مقاومت نهائي آن است ، در ستون هائي كه طراحي آنها بر اساس تنش هاي مجاز صورت گرفته است، اين مقاومت 7/1 برابر مقاومت مجاز ستون در نظر گرفته مي شود.

۲

10 افزايش بار طراحي اجزاي سازه اي كه جزئي از سيستم باربر جانبي نيستند براي ساختمانهاي بلندتر از 5 طبقه تمام اجزاي سازه اي كه در سيستم مقاوم در برابر نيروهاي جانبي شركت نداشته ليكن از طريق ديافراگم هاي كف ها با سيستم باربر جانبي مرتبط هستن، بايد براي اثرهاي هم زمان بارهاي قائم وقتي كه عضو داراي تغيير مكان جانبي مساوي با تغيير مكان نسبي طبقه ضربدر R4/0 مي باشد كنترل شود، در اين محاسبه لازم نيست كه مطابق پاراگراف آخر بند 2 - 4 - 1 حداقل مقدار R/B در هنگام برآورد نيروي برش پايه رعايت گردد، اثر P - ∆ نيز دراين محاسبات بايد منظور گردد. در صورتي كه درطراحي اين اجزا از روش تنش هاي مجاز استفاده شده باشد، ظرفيت باربري نهائي آنها را مي توان 7/1 برابر ظرفيت باربري مجاز آنها در نظر گرفت.

۲

11 قطعات نما و ساير قطعات غيرسازه اي متصل به ساختمان 2 - 11 - 1 در ساختمانهاي با اهميت زياد و ساختمانهاي بلندتر از هشت طبقه در صورتي كه ديوارهاي جداكننده داخلي و يا ديوارهاي نما جزء سيستم سازه اي باربر جانبي نباشند بايد به طريقي به سازه متصل شوند كه محدوديتي در حركت سازه در امتداد صفحه ديوار ايجاد ننمايند، اتصالات ديوار به سازه بايد توانايي انتقال نيروي زلزله ايجاد شده در اثر جرم ديوار را به سازه دارا باشند ، اين قبيل ديوارها بهتر است از جنس سبك و انعطاف پذير انتخاب شوند. 2 - 11 - 2 در مورد ساختمانهاي با اهميت زياد و يا ساختمانهاي بلندتر از 8 طبقه و يا ساختمانهاي پيش ساخته و يا با نماي شيشه اي بايد اين قطعات براي مقاومت در برابر نيروي زلزله مطابق بند (2 - 6) طراحي گرديده و علاوه بر آن قادر باشند تغيير مكانهاي ايجاد شده در طبقات سازه در اثر نيروهاي جانبي و يا تغييرات دما را بدون ايجاد محدوديتي در حركت سازه تحمل نمايند، اين قطعات بايد بر روي اجزاء سازه اي متكي بوده و يا با اتصالات مكانيكي مطابق ضوابط زير به اين اجزا متصل گردند: الف – اتصالات قطعات نظير شيشه و قطعات پيش ساخته به سازه و يا درز بين قطعات بايد به گونه اي باشند كه بتوانند دو برابر تغيير مكان نسبي طبقات مجاور قطعات در اثر باد، حاصلضرب R4/0 در تغيير مكان نسبي طبقات مجاور قطعات در اثر زلزله، و يا 5/1 سانتيمتر، هر كدام را كه …

۲

12 كنترل سازه تحت بار زلزله سطح بهره برداري در ساختمانهاي با اهميت زياد و يا بلندتر از 50 متر يا بيش از 15 طبقه، سازه بايد در برابر اثر زلزله خفيف يا متوسطي كه در طول مدت 50 سال، عمر مفيد سازه احتمال وقوع آنها بيشتر از 5/99 درصد است قابليت استفاده خود را حفظ نمايد. زلزله فوق «زلزله سطح بهره برداري» ناميده مي شود و حركت زمين در اين زلزله مطابق بندهاي 2 - 5 - 1 – ب و2 - 5 - 1 پ، همراه با منظور نمودن عدد 6/1 بجاي R/1 تعريف مي گردد. نيروي برش پايه در زلزله سطح بهره برداري مطابق با رابطه (2 - 13) محاسبه مي گردد: (2 - 13) ABIW 6/1 Vser = كه در آن: Vser: نيروي برشي زلزله سطح بهره برداري براي كل سازه در تراز پايه A،B،I،W مطابق تعاريف بند (2 - 4 - 1) مي باشند. در اين زلزله تنش هاي ايجاد شده در اعضاء و تغيير مكان جانبي طبقات از حدودي كه در زير تعيين شده اند نبايد تجاوز كند: الف – در سازه هاي فولادي تنش ايجاد شده در اعضاء زير بر اثر بارهاي سطح بهره برداري، بدون ضريب بار، از حد جاري شدن تجاوز نكند، همچنين كنترل اتصالات اجزاي فولادي نيازي به منظور نمودن 25/1 برابر مقاومت اجزاي فولادي (بند 7 - 1 - پ درپيوست 2) نمي باشد. ب – در سازه هاي بتن آرمه اثرهاي ناشي از تركيب بارهاي مختلف در شرايط بهره برداري، بدون ضريب بار، از مقاومت نهايي عضو تجاوز نكند. پ – تغيير مكان نسبي طبقات و يا كل ساختمان به ترتيب…
تبصره ۱
در هر طبقه تنش در۱۰ درصد ستونها و۱۵ درصد تيرهاي قابهاي خمشي مي تواند تا ۲۵ درصد بيشتر از تنش حد جاري شدن افزايش يابد.
تبصره ۲
درصورتيكه نوع و نحوه بكارگيري مصالح و سيستم اتصال قطعات غيرسازه اي به گونه اي باشد كه اين قطعات بتوانند در برابر تغيير مكانهاي جانبي بيشتر و بدون خسارات عمده بر جا بمانند، تغيير مكان نسبي طبقه يا كل ساختمان به ترتيب تا ۰۰۸/۰ ارتفاع طبقه و يا ارتفاع كل ساختمان نيز مجاز است .

۲

13 تركيب نيروي زلزله با ساير نيروها - تنش هاي طراحي در صورتيكه محاسبه سازه به روش تنش هاي مجاز انجام شود ضوابط استاندارد شماره 519 ايران ملاك عمل است و در صورتيكه محاسبه سازه ها به روش مقاومت نهائي و يا در حالات حدي انجام پذير تركيب نيروهاي زلزله با ساير نيروها بايد با رعايت ضوابط آيين نامه بتن ايران براي سازه هاي بتن آرمه، و يا با رعايت آيين نامه مورد استفاده براي سازه هاي فولادي صورت گيرد. حدود مجاز تنش هاي تسليم و گسيختگي مصالح نيز با توجه به ضوابط آيين نامه صراحي مصالح مورد استفاده تعيين مي گردند.

فصل سوم - ضوابط ساختمانهای با مصالح بنایی غیر مسلح

۳

1 تعريف منظور از ساختمانهاي با مصالح بنائي ، ساختمانهائي است كه با آجر، بلوك سيماني و يا با سنگ ساخته مي شود و در آنها تمام و يا قسمتي از بارهاي قائم توسط ديوارهاي با مصالح بنائي تحمل مي گردد، بنابراين ساختماني كه در آن قسمتي از بارهاي قائم توسط ديوارهاي با مصالح بنائي و قسمتي ديگر توسط عناصر فلزي و يا بتن آرمه تحمل شود در رديف ساختمانهاي با مصالح بنائي محسوب مي شود و مقررات مندرج در اين فصل و يا بند 1 - 2 - 3 آيين نامه بايد در مورد اينگونه ساختمانهاي مختلط نيز رعايت گردد، رعايت اين فصل براي تمام مناطق با خطرهاي نسبي مختلف الزامي است.

۳

2 محدوديت ارتفاع ساختمان و طبقات آن 3 - 2 - 1 در ساختمانهاي با مصالح بنائي حداكثر تعداد طبقات بدون احتساب زير زمين برابر 2 طبقه مي باشد و همچنين تراز روي بام نسبت به متوسط تراز زمين مجاز نبايد از 8 متر تجاوز نمايد، زيرزمين طبقه اي است كه تراز روي سقف آن نسبت به متوسط تراز زمين مجاور از5/1 متر بيشتر نباشد در غير اينصورت اين طبقه نيز بحساب تعداد طبقات ساختمان منظور مي گردد، حداكثر تعداد طبقات زيرزمين يك طبقه خواهد بود. 3 - 2 - 2 حداكثر ارتفاع طبقه (از روي كلاف افقي زيرين تا زير سقف) 4متر مي باشد و در صورت تجاوز از اين حد، علاوه بر كلاف بندي مطابق بند 3 - 9 - 1 بايد يك كلاف افقي اضافي در داخل ديوارها و در ارتفاع حداكثر 4 متر از روي كلاف زيرين تعبيه گردد، به اين ترتيب مي توان ارتفاع طبقه را حداكثر تا 6 متر افزايش داد. 3 - 2 - 3 براي ديوارهاي با مصالح بنائي حداقل نسبت ضخامت به ارتفاع با استفاده از دستورالعمل هاي مناسب تعيين مي شود ولي نبايد از 10/1 براي ديوارهاي سازه اي (مطابق بند 3 - 6 ) و 12/1 براي ديوارهاي غير سازه اي مهار نشده كمتر باشد.

۳

3 پلان ساختمان
۳
3 - 1 بطور كلي ساختمان بايد واجد خصوصيات زير باشد: الف) طول ساختمان از سه برابر عرض آن تجاوز ننمايد. ب) نسبت به هر دو محور اصلي قرينه و يا نزديك به قرينه باشد. پ) پيش آمدگي ها و پس رفتگي هاي نامناسب نداشته باشد.
۳
3 - 2 در صورت تجاوز نسبت طول به عرض ساختمان از 3 و يا نامتقارن بودن ساختمان و يا وجود پيش آمدگي هائي بيش از مقادير مندرج در بند 3 - 3 - 3، بايد با ايجاد درز انقطاع مطابق بند 1 - 4 - ت، ساختمان را به قطعات مناسب تر مانند شكل (2) تقسيم كرد بطوري كه هر قطعه واجد شرايط مندرج در بند 3 - 3 - 1 باشد، ادامه درزهاي جدائي در شالوده ساختمان الزامي نمي باشد.
بند ۳ فصل سوم
لينك شكل (2) – تقسيم ساختمان به قطعات مناسب با ايجاد درز انقطاع شكل 2
۳
3 - 3 ابعاد پيش آمدگي در پلان ساختمان بدون تعبيه درز انقطاع محدود است به مقاديري كه در شكل (3) مشخص شده است. الف) پيش آمدگي در امتداد طول ساختمان ب ) پيش آمدگي در امتداد عرض ساختمان
بند ۳ فصل سوم
لينك شكل (3) – ابعاد پيش آمدگي در پلان ساختمان چنانچه در شكل (3 - الف) D / 2d > ، و يا در شكل (3 - ب) L / 2Z > باشد، اين قسمتها پيش آمدگي تلقي نمي شود و در اينصورت محدوديتي براي بعد ديگر وجود ندارد مشروط بر آنكه پلان ساختمان بطور نامناسبي نامتقارن نگردد. شكل 3
۳
3 - 4 ديوارها بايد حتي الامكان بطور منظم و متقارن در پلان ساختمان قرار داده شوند تا با تحمل يكنواخت نيروي افقي زلزله پيچش در ساختمان به حداقل برسد.

۳

4 مقطع قائم ساختمان 3 - 4 - 1 بطوركلي ارجح است ساختمان فاقد پيش آمدگي در مقاطع قائم باشد و در صورت ايجاد پيش آمدگي بايد ضوابط ذيل رعايت گردد: الف) طول جلو آمده طره در مورد بالكن هاي سه طرف باز از 20/1 متر و براي بالكن هاي دو طرف باز است 50/1 متر بيشتر نباشد و طره ها بخوبي در سقف طبقه مهار شوند. در صورتيكه طول جلو آمده طره از حدود مذكور در فوق تجاوز نمايد طره بايد در برابر نيروي قائم زلزله مطابق بند 2 - 4 - 15 محاسبه گردد. ب) پيش آمدگي ساختمان در مقطع قائم بطوريكه طبقه بالا بصورت طره جلوتر از طبقه پائين باشد فقط با احراز شرايط زير مجاز است. 1) طول جلو آمده طره از 00/1 متر بيشتر نباشد. 2) سازه قسمت پيش آمده طوري طراحي شود كه هيچيك از ديوارهاي آن بار سقف و يا ديوارهاي فوقاني را تحمل نكند. 3) ديوارهاي قسمت پيش آمده بوسيله كلافهاي قائم فولادي و يا بتن آرمه با اتصال مناسب و مطمئن نگهداشته شوند و دو سر كلافها در عناصر سازهاي كف و سقف مهار شوند، كلافبندي بايد بنحوي انجام گيرد كه اولاً هر كلاف حداكثر 2 متر از ديوار را نگهدارد و ثانياً دو طرف پنجره هاي با عرض بيشتر از 2 متر نيز داراي كلاف باشد، حداقل مقطع و آرماتوربندي اين كلافهاي قائم مطابق كلافهاي قائم ساختمان مندرج در بندهاي 3ـ9ـ2ـ1 و 3ـ9ـ2ـ2 ميباشد. 3ـ4ـ2ـ از احداث اختلاف سطح در يك طبقه ساختمان بايد حتي الامكان پرهيز شود و در صورت وجود ا…

۳

3 ـ 5 ـ بازشوها (در ـ پنجره ـ گنجه) 3ـ5ـ1ـ در ساختمانهاي با مصالح بنائي بطور كلي بايد از احداث بازشوهاي وسيع احتراز نمود و حتي المقدور بازشوها را در قسمت مركزي ديوارها قرارد داد. 3ـ5ـ2ـ رعايت محدوديتهاي ذيل براي هر ديوار سازهاي (مطابق تعريف در بند 3ـ6) الزامي است: الف) مجموع سطح بازشوها از 3/1 سطح آن ديوار بيشتر نباشد. ب) مجموع طول بازشوها از 2/1 طول ديوار بيشتر نباشد. پ) فاصله اولين بازشو از بر خارجي ساختمان (يا ابتداي طول ديوار) كمتر از 3/2 ارتفاع بازشو يا كمتر از 75 سانتيمتر نباشد مگر آنكه در طرفين بازشو كلاف قائم قرار داده شود. ت) فاصله افقي دو باز شو از 3/2 ارتفاع كوچكترين بازشوي طرفين خود كمتر نبوده و از 6/1 مجموع طول آن دو باز شو نيز كمتر نباشد در غير اينصورت جرز بين دو باز شو جزئي از بازشو منظور مي شود و نبايد آن را بعنوان ديوار سازهاي بحساب آورد و نعل درگاه روي بازشوها نيز بايد بصورت يكسره با دهانهاي برابر مجموع طول بازشوها به اضافه جرز بين آنها محاسبه گردد. ث) هيچيك از ابعاد بازشو از 5/2 متر بيشتر نباشد، در غير اينصورت بايد طرفين بازشو با تعبيه كلافهاي قائم كه به كلافهاي افقي بالا و پائين آن طبقه متصل مي شوند و همچنين با مهار نعل درگاه باز شو در كلافهاي قائم طرفين تقويت نمود.

۳

3 ـ 6 ـ ديوارهاي سازهاي ديوارهاي سازهاي ديوراهائي است كه براي تحمل بار قائم يا جانبي يا هر دو آنها در ساختمان در نظر گرفته ميشود. 3ـ6ـ1ـ در هر يك از امتدادهاي طولي و عرضي ساختمان مقدار ديوار نسبي در هر طبقه نبايد از مقادير مندرج در جدول شماره (6) كمتر باشد. مقدار ديوار نسبي هر طبقه در هر امتداد عبارتست از نسبت مساحت مقطع افقي ديوارهاي سازهاي موازي با امتداد مورد نظر به مساحت زيربناي آن طبقه. براي تعيين مقدار ديوار نسبي فقط ديوارهاي سازهاي با حداقل ضخامت 20 سانتيمتر كه داراي كلاف افقي در تراز سقف باشند به حساب مي آيند، ديوارهاي بالا و پائين بازشوها در محاسبه ديوار نسبي منظور نمي شوند، بعبارت ديگر براي تعيين مقدار ديوار نسبي مقطع افقي شكستهاي كه حداقل مساحت ديوار را بدست ميدهد در نظر گرفته مي شود. جدول شماره (6) ـ حداقل ديوار نسبي در هر امتداد ساختمان نوع و تعداد طبقات ساختمان زيرزمين طبقه اول طبقه دوم ساختمانهاي آجري يك طبقه دوطبقه 6 % 8 % 4 % 6 % - 4 % ساختمانهاي با بلوك سيماني يك طبقه دوطبقه 10 % 12 % 6 % 10 % - 6 % ساختمانهاي سنگي يك طبقه دوطبقه 8 % 10 % 5 % 8 % - 5 %

۳

7 – ديوارهاي غيرسازه اي و تيغه ها (يا جداگرها) 3 ـ 7 ـ 1 ـ حداكثر طول مجاز ديوار غير سازهاي يا تيغه بين دو پشتبند عبارتست از 40 برابر ضخامت ديوار يا تيغه و يا 6 متر هر كدام كمتر باشد. 3 - 7 - 2 حداكثرارتفاع مجاز ديوارهاي غير سازه اي و تيغه ها از تراز كف مجاز 5/3 متر مي باشد، در صورت تجاوز از اين حد بايد با تعبيع كلافهاي افقي و قائم بطور مناسبي به تقويت ديوار مبادرت گردد. 3 - 7 - 3 تيغه هايي كه در تمام ارتفاع طبقه ادامه دارد بايد كاملاَ به زير پوشش سقف مهار شونده يعني رگ آخر تيغه با فشار و ملات كافي در زير سقف جاي داده شود، لبه فوقاني تيغه هائي كه در تمام ارتفاع طبقه ادامه ندارند بايد با كلاف فولادي يا بتن آرمه و يا چوبي كه به سازه ساختمان و يا كلافهاي احاطه كننده تيغه متصل مي باشد كلاف بندي شود. 3 - 7 - 4 لبه قائم تيغه ها نبايد آزاد باشد. اين لبه بايد به يك تيغه ديگر و يا يك ديوار عمود بر آن، يكي از اجزاي سازه و يا عنصر قائم (همانند يك ستونك) كه به همين منظور از فولاد، بتن آرمه و يا چوب تعبيه مي شود با اتصال كافي تكيه داشته باشد، ستونك مي تواند از يك ناوداني نمره 6 (و يا پروفيل فولاد معادل آن)، و يا از بتن آرمه و يا چوب تشكيل شود، چنانچه طول تيغه پشت بند كمتر از 5/1 متر باشد لبه آن مي تواند آزاد باشد. 3 - 7 - 5 در صورتيكه ديوار و تيغه متكي به آن بطور همزمان و يا بصورت لاريز و يا بص…

۳

8 جان پناهها و دودكشها 3 – 8 – 1 ارتفاع جان پناه اطاف بامها و بالكنها از كف تمام شده، در صورتيكه ضخامت ديوار آن 10 و يا 20 سانتي متر باشد نبايد بترتيب از 50 و90 سانتي متر تجاوز نمايد، در صورت تجاوز ارتفاع از حدود فوق الذكر، جان پناه بايد توسط عناصر قائم فولادي يا بتن آرمه نگهداري شده و در كف بام يا بالكن گيردار شود. 3 - 8 - 2 دودكشها و بادگيرهاي با مصالح بنائي و اجزاء مشابه نبايد بلند تر از 5/1 متر از كف بام باشند و در صورتي كه ارتفاع آنها از اين مقدار تجاوز نمايد بايد به وسيله عناصر قائم فولادي يا بتن آرمه بنحو مناسبي تقويت و در كف بام گير دار شوند.

۳

9 كلاف بندي
۳
9 - 1 كلاف بندي افقي 3 - 9 - 1 - 1 در كليه ديوارهاي سازه اي تمام ساختمانهاي با مصالح بنائي – اعم از يك طبقه يا دو طبقه و اعم از آجري، بلوك سيماني و يا سنگي – بايد كلاف هاي افقي در تراز هاي زير ساخته شوند: الف) در تراز زير ديوارها اين كلاف بايد با بتن آرمه ساخته شود بطوريكه عرض آن از عرض ديوار و يا 25 سانتيمتر و ارتفاع آن از 2⁄3 عرض ديوار و يا 25 سانتي متر كمتر نباشد. ب) در زير سقف كلاف سقف چنانچه با بتن ارمه ساخته شود بايد هم عرض ديوارها باشد مگر در مورد ديوارهاي خارجي كه به منظور نما سازي مي توان عرض كلاف را حداكثر تا 12 سانتيمتر از عرض ديوار كمتر اختيار نمود ولي در هيچ حال عرض كلاف سقف نبايد از 20 سانتيمتر كمتر باشد، ارتفاع كلاف نبايد از 20 سانتي متر كمتر باشد، در سقف بجاي كلاف بتن آرمه مي توان از پروفيلهاي فولادي معادل تير آهن نمره 10 استفاده نمود مشروط برآنكه كلاف فولادي با سقف بخوبي متصل شده و همچنين اين كلاف ها بنحوي مناسب با كلاف قائم يا ديوار مثلاَ با لايه ضخيم ملات به ديوارها استوار گردد، چنانچه سقف از تاوه بتن درجات ريخته شده ساخته شود نيازي به كلاف افقي اضافي در تراز سقف وجود ندارد. 3 - 9 - 1 - 2 حداقل قطر ميلگردهاي طولي در كلاف هاي افقي بتن آرمه عبارتست از: 10 ميليمتر براي ميلگرد آجدار و 12 ميليمتر براي ميلگرد ساده، در صورت استفاده از ميلگردهاي ساده بايد انتهاي ميلگردها را در محل وصله ها و در محل ختم ميلگردها به قاب 180 درجه انتهائي ختم نمود، ميلگردهاي طولي باد حداقل 2 عدد بوده و در گوشه ها قرار داده شوند ، در صورتي كه عرض كلاف از 35 سانتيمتر تجاوز نمايد تعداد ميلگردهاي طولي بايد به 6 عدد و يا بيشتر افزايش داده شود بطوري كه فاصله هر دو ميلگرد مجاوز از 25 سانتيمتر بيشتر نباشد ميلگردهاي طولي بايد با تنگهائي به قطر حداقل 6 ميليمتر به يكديگر بسته شوند، حداكثر فاصله تنگها از يكديگر عبارتست از ارتفاع كلاف و يا 25 سانتي متر؛ هر كدام كمتر باشد. پوشش بتن اطراف ميلگردهاي طولي نبايد در مورد كلاف زير ديوارها از 5 سانتيمتر و در مورد كلاف سقف از 5/2 سانتي متر كمتر باشد. 3 - 9 - 1 - 3 در هر تراز، اضلاع مختلف كلاف بايد به يكديگر متصل شوند تا كلاف بندي يكپارچه و شبكه مانند بهم پيوسته اي تشكيل گردد. آرماتوربندي محل تلاقي اضلاع كلاف بخصوص در مورد كلاف سقف بايد بنحوي انجام شود كه اتصال كلاف ها به خوبي تأمين گردد. كلاف سقف نبايد در هيج جا منقطع باشد، در صورتي كه مجاري دودكش، تهويه، كانال كولر و نظاير آنها با كلاف سقف تلاقي نمايند بايد آرماتورهاي كلاف از 2 طرف اين مجاري عبور نمايند، در ضمن قطر يا عرض اين مجاري نبايد از نصف عرض كلاف بيشتر باشند. 3 - 9 - 1 - 4 در صورتيكه ساختمان با مصالح بنائي داراي ستونهاي فولادي و يا بتن آرمه نيز باشد اين ستونها بايد بنحوي مناسب در بالا به عناصر سقف و يا كلاف سقف و در پايين به كلاف زير ديوار متصل شوند.
۳
9 - 2 كلاف بندي قائم 3 - 9 - 2 - 1 در كليه ساختمانهايي با مصالح بنائي دو طبقه و همچنين در ساختمانهاي يك طبقه مطابق جدول 7 بايد كلاف بندي قائم انجام شود. جدول (7) – ضرورت كلاف قائم در ساختمانهاي يك طبقه گروه منطقه خطر نسبي زلزله اهميت ساختمان براساس بند1(- 4) كم متوسط زياد اهميت زياد دارد دارد دارد اهميت متوسط ندارد ندارد ندارد اهميت كم ندارد ندارد ندارد
بند ۳ فصل سوم
لينك شكل (4) – جزئيات ميلگردها قائم و افقي مهاري ديوارها شكل 4
۳
9 - 3 - كلاف بندي ديوارهاي مثلثي شكل در ساختمانهائي كه با خرپا و شيرواني پوشانده مي شوند ارجح است روي ديوارهاي انتهايي نيز خرپا نصب گردد، در غير اينصورت قسمت مثلثي شكل اين ديوارها بايد با كلاف بندي بشرح زير تقويت گردد: الف) در قائده قسمت مثلثي شكل ديوار انتهائي در محاذات كلاف زير تكيه گاه خرپاها كلاف افقي تعبيه شود و اين كلاف ها به يكديگر متصل شوند. ب) سطح فوقاني ديوار مثلثي شكل با كلاف پوشانده شود بطوريكه سطح بالاي كلاف موازي صفحه پوشش و سطح زيرين آن پلكاني باشد. پ) بين دو كلاف پائين وبالاي قسمت مثلثي شكل ديوار كلافهاي قائم حداكثر به فاصله 5 متر تعبيه شوند و كلاف هاي قائم در كلاف هاي تحتاني و فوقاني مهار گردند. ت) ابعاد و ميلگردهاي كلاف هاي مذكور در بندهاي الف و ب فوق تابع مقررات كلاف بندي افقي (بند 3 - 9 - 1) و در مورد كلاف هاي مذكور در بند پ فوق تابع مقررات كلاف بندي قائم (بند 3 - 9 - 2) مي باشند.
۳
9 - 4 حداقل طول وصله ميلگردهاي طولي كلاف هاي بتن آرمه و يا طول مهاري شامل قابها برابر 40 سانتي متر مي باشد.

۳

10 اجراي ديوارهاي سازه اي 3 - 10 – 1 در ساختمان هاي با مصالح بنائي استفاده از ملات گل و يا گل آهگ مجاز نمي باشد، ديوارهاي سنگي و ديوارهاي بلوك سيماني بايد با ملات ماسه سيمان با عيار حداقل 200 كيلو گرم سيمان در متر مكعب ملات ساخته شوند، در ديوارهاي آجري مي توان از ملات حرام زاده (باتارد) با 100 كيلو گرم سيمان و 120 كيلو گرم آهگ در متر مكعب ملات نيز استفاده نمود، جان پناه بام و بالكن و قسمت طره اي از دودكشها بايد منحصراَ با ملات ماسه سيمان با عيار حداقل 200 كيلو گرم سيمان در متر مكعب ملات ساخته شوند، ملات مصرفي ماسه سيمان بايد حداكثر ظرف مدت 1 ساعت پس از تهيه، مصرف شوند. 3 - 10 - 2 ديوارهائي كه با سنگ مكعب مستطيل شكل يا آجر يا بلوك سيماني ساخته مي شوند بايد طوري چيده شوند كه بندهاي قائم روي هم قرار نگيرند و درزهاي قائم كه در اصطلاح «هرزملات» ناميده مي شوند كاملا با ملات پر شوند، در ديوارهاي با سنگ لاشه بايد لاشه ها با قفل و بست پهلوي هم قرار داده شوند و بين سنگها كاملا با ملات پر گردد. 3 - 10 - 3 بايد تمام ديوارهاي سازه اي كه بهم پيوسته هستند بخصوص در گوشه هاي ساختمان حتي المقدور بطور همزمان و در يك تراز چيده شده و در يك سطح بالا آورده شوند، در مواردي كه اجراي همزمان ديوار چيني ميسر نباشد مي توان قسمتهائي را بصورت «لاريز» ساخته و قسمتهاي بعدي را روي لاريز بنا نمود، در مورد ديوارهاي س…

۳

11 سقفها 3 - 11 - 1 مصالح سقف سقف بايد با مصالح مناسب و بنحوي ساخته شود كه در برابر نيروهاي زلزله اولا از تكيه گاه خود جدا نشود و ثانيا يكپارچگي و استحكام خود را حفظ نمايد. بكاربردن چوب بعنوان عنصر باربر سقف در صورتي مجاز مي باشد كه پوشش سقف از نوع سبك نظير تخته، ورق آهن، صفحات موجدار فلزي و يا آزبست سيماني باشد و در اينصورت براي كلاف بندي سقف نيز مي توان از چوب استفاده نمود احداث سقف چوبي با پوشش حصير و ني و گل و شفته آهگ اطلاق خشتي مجاز نمي باشد. 3 - 11 - 2 اتصال سقف و تكيه گاه عناصر سقف ( تير و تيرچه اعم از فولادي يا بتني و چوبي) و يا دال بتني بايد در تكيه گاه بنحو مطمئني به عناصر زيرسري (تيرهاي حمال، كلاف بندي افقي، ستونها) متصل شوند تا نيروهاي زلزله بدون جابجا نمودن سقف به عناصر قائم انتقال يابند. به اين منظور رعايت ضوابط زير الزامي است: الف) در مورد سقف متكي بر تير حمال عناصر اصلي سقف به تيرهاي حمال متصل شوند و تيرهاي حمال نيز به كلاف روي ديوار مهار گردند. ب) در مورد سقف با تكيه گاه روي ديوار چنانچه سقف از نوع طاق ضربي باشد تير آهن سقف بايد يا در داخل كلاف بتن آرمه مهار شوند و يا به صفحات فلزي كه روي كلاف افقي بتن آرمه قرار داشته و در داخل كلاف مهار شده اند متصل گردند و يا به كلاف فلزي بنحوي مناسب بسته شوند. طول تكيه گاه تيرآهن هاي سقف طاق ضربي نبايد از ارتفاع تير و يا از 20 …

۳

12 نماسازي 3 - 12 - 1 در نما سازي با آجر ارجح است آجر نما به طور همزمان با آجر پشتكار چيده شود و بايد ضخامت اين دو نوع آجر يكسان و يا تقريباَ يكسان باشند تا هر دو در هر رج روي يك لايه ملات چيده شوند، درصورتي كه آجر نما پس از احداث ديوار پشتكار چيده شود بايد با مهار كردن مفتولهاي فلزي در داخل ملات پشتكار و قرار دادن سر آزاد اين مفتولها در ملات آجر نما، اين دو قسمت آجر كاري به هم متصل گردند، فاصله اين مفتولها درهر يك ار جهات افقي و قائم نبايد از 50 سانتيمتر بيشتر اختيار شود. 3 - 12 - 2 نما سازي با سنگ غير پلاك كه قطعات سنگ به صورت افقي روي هم چيده مي شوند تابع مقررات نماسازي با آجر مطابق بند 3 - 12 - 1 مي باشد، درصورتي كه سنگها به صورت پلاك قائم نصب شوند بايد با تعبيه اسكوپ و يا مهار مناسب ديگري از جدا شدن و فروريختن آنها در موقع بروز زلزله جلوگيري شود.

شبکهٔ استناد این سند

نقشهٔ اتکای متقابل: این سند بر چه تکیه دارد و چه چیزی بر آن.

به این اسناد ارجاع می‌دهد

منابعی که متنِ همین سند به آن‌ها استناد کرده است.