بر اساس قرار جلب به دادرسی صادره از دادسرای عمومی و انقلاب اقلید (ص 85) و کیفرخواست شماره 9400485 - 94/7/18 دادستان دادسرای مذکور (ص 97) متهم آقای الف. ح. 20 ساله، (بر اساس نظریه پزشکی قانونی موجود در برگ 66 پرونده) مجرد و فاقد سابقه کیفری به اتهام ارتکاب بزه آدم ربائی نسبت به خانم ز. م. که کمتر از پانزده سال داشته است، تحت پیگرد قانونی قرار گرفته و بنا به دلایل : شکایت شاکی و اظهارات مجنی علیها و نامه های نوشته شده توسط ایشان و اظهارات مطلعین و استعلامات از اپراتورهای مربوطه و ارتباط تلفنی و مواجهه حضوری طرفین دعوا و استعلام از پزشکی قانونی و اقاریر ضمن متهم و قبول ارتباطاات خویش با مجنی علیها و اظهارات متعارض متهم، تقاضای کیفر وی شده است. پرونده به دادگاه کیفری یک مستقردر آباده ارسال و ارجاع می گردد. متهم از معرفی کفیل اظهار عجز می کند (ص 116) که خانم ز. م. به وکالت تسخیری از وی انتخاب و وارد پرونده می شود. در جلسه مورخه 94/10/16 دادگاه که با حضور متهم و وکیل وی و نماینده دادستان و والدین شاکیه، تشکیل می گردد، نماینده دادستان بر اساس کیفرخواست تقاضای کیفر می نماید و پدر مجنی علیها شکایت خود را با ذکر نحوۀ ارتکاب بزه بیان می کند و اتهام را از طریق اغفال و فریب توصیف و مدعی می شود که: دختر من توان نوشتن نامه به صورت فعل و فاعل که در پرونده است را ندارد... و اضافه می کند که: اگر …
اعتراض به آرا توسط پدرخوانده(سرپرست قانونی)
رأی شعبه دیوان عالی کشور
رأی شعبه
فرجام خواهی آقای م. ش. به وکالت تسخیری از آقای الف. ح. تبعه افغانستان از دادنامه شماره 9600175 - 96/4/10 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری یک استان فارس که طی آن نامبرده با احراز اتهام آدم ربائی خانم ن. م. و استناداً به ماده 621 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 (تعزیرات) و رعایت ماده 23 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 به تحمل پانزده سال زندان تعزیری با احتساب ایام بازداشتی سابق و اخراج از خاک کشور جمهوری اسلامی ایران محکوم گردیده است، با بررسی مجموع اوراق پرونده و اظهارات مجنی علیها و وکیل انتخابی وی و مبانی استدلالی و مواد استنادی دادنامه فرجام خواسته، غیر وارد تشخیص و مردود اعلام و دادنامه فرجام خواسته استناداً به بند الف ماده 469 قانون آئین دادرسی کیفری، ابرام می گردد.
سیدحسین جعفری (رئیس)-;م. حمیدی پور (عضو معاون)
رأی شعبه دیوان عالی کشور
رأی شعبه
اولاً خانم ز. م. ، با صراحت اظهارات آقای خ. م. که گفته است: ن . 13 ساله دختر خواندۀ من می باشد (ص 2) و ن . حدوداً 6 ساله بود که ما از بهزیستی تحویل گرفتیم... نام قبلی اش ز. (ظاهراً «ح.»; و یا «چ.»; بوده (ص 10) فرزند شرعی و قانونی نامبرده نیست و ولایتی نسبت به وی ندارد و در پرونده حاضر نیز (هم در طرح شکایت و هم در ادامه آن و انتخاب وکیل به ولایت از وی) فاقد سمت قانونی است. ثانیاً وکالت آقای م. ت. با عنوان ولایت»; آقای خ. م. از ن . ، فاقد محمل قانونی و شرعی بوده، و طبعاً فرجام خواهی ایشان نیز تحت عنوان مذکور فاقد مبرر قانونی است ثالثاً با توجه به اظهارات شخص ن . با صراحت تمام در برگهای 49 و 50 پرونده آمده است، و مقایسه آن با اظهارات خانم م. الف. نامادری شاکیه در برگ 51 پرونده و اظهارات آقای خ. م. در برگ 52 پرونده، و هم چنین اظهارات و تردیدهای فرد اخیرالذکر در اولین اظهارات وی: «برده شده و یا رفته باشد... ولی خودش نوشته که من رفتم!!... امروز هم پیام داده که من رفتم، جای من امن است... اما به م. یکبار گفته که من می روم شمال!! یک بار هم گفته می روم شیراز (برگ 3 پرونده) و دقّت در نوشته های ن . که در برگهای 7 و 8 پرونده مضبوط است و در اصالت آن نیز هیچ جای تردید وجود ندارد، و اظهارات مادر خوانده متهم به نام خانم م.د. که نسبت به اتهام معاونت انتسابی به او نیز قرار منع تعقیب قطعیت…
رأی خلاصه جریان پرونده
متعاقب گزارش ها و دادنامه های شماره 9500263 - 95/7/9 و 9600024 - 96/1/30 صادره از شعبه 31 دیوان عالی کشور که نیازی به تکرار آن نمی باشد، شعبه اول دادگاه کیفری یک استان فارس در تاریخ 96/4/7 با حضور شاکیه - خانم ن. م. - و وکیل وی - آقای م. ت. - و متهم - آقای الف. ح. - و نماینده دادستان تشکیل جلسه داده است. نماینده دادستان بر اساس کیفرخواست صادره تقاضای کیفر می نماید و شاکیه شخصاً از متهم اعلام شکایت دارد و مراتب شکایت خود را بر اساس اظهارات قبلی خود اعلام می دارد و وکیل وی نیز با استناد به وکالتنامه استقلالی خود از شاکیه و بر اساس اعلام شکایت شاکیه، مراتب شکایت خود را به شرح مذکوره در پرونده اعلام می نماید و متهم نیز دفاعیات قبلی خود را تکرار می کند و در خصوص خانم « م. د. »; می گوید: الان اطلاعی از وی ندارم، آن موقع مادر خوانده ام بوده!!، الان اطلاعی ندارم، [دیگر] به سراغ من نمی آید و آدرس و تلفنی از وی ندارم. سپس وکیل متهم لایحه ای تقدیم می دارد و دفاعیات خود را بر اساس آن اعلام می کند. و متهم در آخرین دفاع خود می گوید: کاری مرتکب نشدم، همین، حرف دیگری ندارم. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره 9600175 - 96/4/10 چنین رأی داده است: در خصوص اتهام آقای الف. ح. 26 ساله شغل آزاد تبعه افغانستان فاقد پیشینه کیفری اهل سنت بازداشت بلحاظ عجز از تودیع وثیقه با وکالت آقا…
شبکهٔ استناد این سند
نقشهٔ اتکای متقابل: این سند بر چه تکیه دارد و چه چیزی بر آن.
به این اسناد ارجاع میدهد
منابعی که متنِ همین سند به آنها استناد کرده است.
