در خصوص اتهام آقای غ.ع. فرزند غ.، 60 ساله، ساکن تهران با وکالت آقای ن.م. دایر بر تخریب عمدی قفل رستوران و ممانعت از حق و انتقال منافع ملک غیر موضوع مفاد کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 12 تهران و شکایت آقای م.س. با وکالت خانم پ.م. و آقای ف.س.، بدین توضیح که وکیل شاکی در جلسه دادگاه مرقوم داشتند: موکل من یک قرارداد مشارکت به مدت سه سال از تاریخ 01/04/1390 لغایت 01/04/1393 با آقای غ.ع. که خود را مالک رستوران ر. قلمداد کرده بودند بستند و مبلغ 12 میلیون تومان ودیعه نیز به وی دادند و این رستوران متروکه بوده و موکل 30 میلیون تومان برای آن هزینه و تعمیر کردند و پس از شروع به فعالیت، دیگر شرکای متهم که خود را مالک ملک قلمداد می کردند با حضور در رستوران برای موکل ایجاد مزاحمت می کردند و می گفتند که متهم حق نداشت بدون اذن دیگر مالکین اقدام به تنظیم مشارکت نسبت به رستوران نماید و متهم از موکل می خواست که قرارداد سه ساله را به یک ساله تبدیل کند. در پی این امر که رستوران تعطیل شده بود متهم اقدام به شکستن قفل رستوران و گذاشتن قفل جدید و ممانعت از حق موکل بر ورود به رستوران نمودند. وکیل متهم در دفاع از موکل خود مرقوم داشتند: اولاً قرار مجرمیت و کیفرخواست صادره فاقد وجاهت قانونی است، زیرا در تاریخ 27/03/1391 برای موکل من در مورد اتهاماتش قرار منع تعقیب صادر شده بود که با مخالفت داد…
انتقال منافع مال مشاع بدون اجازه سایر شرکا
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.س. با وکالت آقایان ف.س. و خانم پ.م. نسبت به دادنامه شماره 91000663 مورخ 02/07/1391 صادره از سوی شعبه 1005 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن در مورد شکایت تجدیدنظرخواه بر علیه تجدیدنظرخوانده به نام آقای غ.ع. دایر به تخریب عمدی قفل رستوران و ممانعت از حق (ممانعت از ورود شاکی به رستوران با زدن قفل خود بر روی درب رستوران) و انتقال منافع ملک متعلق به غیر (متهم به اتفاق افراد دیگری مالک حق سرقفلی رستوران بوده ولی در زمان تنظیم سند و قرارداد مشارکت بدون ذکر اسامی سایر شرکاء و بدون اعلام رضایت آنان و با قید مالکیت شش دانگ برای خود مبادرت به انعقاد قرارداد نموده است) که پس از رسیدگی در دادگاه بدوی با رد شکایت شاکی و اتهامات انتسابی منجر به برائت متهم (تجدیدنظرخوانده) از اتهامات انتسابی گردیده است که پس از ابلاغ و در فرجه قانونی از سوی شاکی و وکلای وی مورد تجدیدنظرخواهی واقع و پس از ارجاع و بررسی و تشکیل جلسات متعدد دادرسی در این دادگاه و از آنجا که در مورد بزه تخریب عمدی قفل توسط متهم به جز اظهارات یک نفر مطلع دلیل دیگری نبوده و متهم نیز این اتهام را انکار و تکذیب نموده است و دلیل اثباتی دیگری هم از سوی شاکی و وکلای وی ابراز نشده است و به همین جهت این دادگاه با رد تجدیدنظرخواهی و اعتراض و با استناد بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلا…
شبکهٔ استناد این سند
نقشهٔ اتکای متقابل: این سند بر چه تکیه دارد و چه چیزی بر آن.
به این اسناد ارجاع میدهد
منابعی که متنِ همین سند به آنها استناد کرده است.
