1- آیا واگذاری حق مطالبهی دین به دیگری در ظهر چک یا اسناد لازمالاجرا اشعار بر وکالت در وصول است یا انتقال دین به ایشان؟ (مثلاً زوجه مهریه مندرج در سند نکاحیه را به دیگری واگذار نماید و یا اینکه محکومله در اجرای احکام اقدام به واگذاری محکوم به، به دیگری نماید) 2- آیا چک بعد از ارائه به بانک و صدور گواهی عدم پرداخت کماکان سند تجاری محسوب میشود و نقل و انتقال آن مشمول مقررات انتقال اسناد تجاری (از قبیل مسئولیت تضامنی ظهر نویسان) است یا اینکه با صدور گواهی عدم پرداخت خاصیت تجاری بودن خود را از دست داده و انتقال آن صرفاً انتقال طلب است؟
جستجو فقط در قلمرو همین سند انجام میشود. — برای عبارتِ دقیق، آن را داخلِ «گیومه» بگذارید.
ظهور وکالت در وصول وجه یا انتقال طلب در صورت انتقال و واگذاری دین به دیگری
نظر هیئت عالی
1- چنانچه صرفاً حق مطالبه دین به دیگری واگذار شده باشد، این عمل حقوقی ظهور در وکالت در وصول وجه چک دارد؛ اما اگر اصل دین با ظهرنویسی به دیگری واگذار شده باشد، ظهور در انتقال طلب دارد.
2- درصورتیکه چک بعد از صدور گواهی عدم پرداخت از سوی بانک محالعلیه، ظهرنویسی شده باشد این چک از شمول قانون تجارت خارج است و حقوق منتقل الیه به عنوان طلب مدنی قابل مطالبه است؛ مگر اینکه انتقال از طریق مقررات خاصی که در مواد 270 و 271 قانون تجارت پیشبینی شده، به عمل آمده باشد که در این صورت سند وصف تجاری خود را حفظ میکند.
نظر اتفاقی
حواله عقدی است که به موجب آن طلب شخصی از ذمّه مدیون به ذمّه شخص ثالث منتقل شود. مطابق ماده 725 قانون مدنی حواله محقق نمیشود، مگر با رضای محیل و قبول محالعلیه. با اینحال اگرچه اصل در حواله انتقال ذمّه است ولی نظر به اینکه مقتضای ذات حواله انتقال دین نیست، درصورتیکه شرط شود که محیل نیز عهدهدار پرداخت دین باشد، محیل میتواند به او و محالعلیه هر دو با هم رجوع کند. در فرض سؤال دارنده حوالهای که با ظهر نویسی از طرف محیل، حواله به او منتقل شده به تعبیری قائممقام محیل است و باید به محالعلیه رجوع کند، معذلک شرط مراجعه به محیل یا ید قبلی دارنده درصورتیکه این امر صراحتاً شرط و مورد توافق قرار گرفته باشد منع قانونی ندارد. با توجه به بند (3) از ماده 292 قانون مدنی، وقتیکه متعهدٌله، ما فیالذمّه متعهد را به کسی دیگر منتقل کند به نظر میرسد در فرض سؤال انتقال دین و طلب ایجاد شده است. با این تقدیر شخص ثالث قائممقام متعهدٌله بوده با مراجعه به متعهد میتواند نسبت به استیفای حق خود اقدام کند، التزام به تأدیه از سوی انتقالدهنده در صورت عدم پرداخت دین از ناحیه متعهد، بلااشکال بوده و برمبنای توافق انتقالدهنده و انتقال گیرنده امکانپذیر است. به استناد مواد 249 قانون تجارت و 2 قانون صدور چک و سایر مقررات مربوطه، دارندهی سند تجاری کسی است که قبل از صدور گواهی عدم پرداخت دارای حقوقی میبا…
شبکهٔ استناد این سند
نقشهٔ اتکای متقابل: این سند بر چه تکیه دارد و چه چیزی بر آن.
به این اسناد ارجاع میدهد
منابعی که متنِ همین سند به آنها استناد کرده است.
