سند حقوقی

تکلیف متهم به اجرای برخی از دستورات ماده 81 قانون آئین دادرسی کیفری

پرسش

با توجه به مفاد ماده 81 قانون آیین دادرسی کیفری؛ اولاً؛ آیا مکلف نمودن متهم به اجرای برخی از دستورات قید شده در بند "الف" تا "ذ" ماده قانونی مذکور، اجباری می باشد یا از اختیارات قاضی پرونده است؟ به عبارت دیگر آیا صدور قرار تعلیق بدون مکلف نمودن متهم به انجام برخی از این دستورات وجاهت قانونی دارد یا خیر؟ ثانیا: این دستورات به صورت حصری می باشد یا خیر؟ و با توجه به اینکه در عمل دیده شده است که برخی از دستورات قابلیت انطباق با نوع بزه و خصوصیات شخصی بزهکار را ندارد، آیا قاضی پرونده می تواند متهم را به انجام برخی دستورات که در چهارچوب دستورات مقرره در ماده فوق نباشد مکلف نماید؟

نظر هیئت عالی

نظریه اکثریت که مستظهر به نظریه شماره 7/94/1228 مورخ 94/5/17 که به شرح بین الهلالین می باشد مورد تائید اعضاء هیات عالی نشست های قضایی است. (1-تعلیق تعقیب موضوع ماده 81 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1392 که از سوی دادستان با رعایت شرایط مقرر در این ماده صادر می گردد، امری متفاوت از تعویق صدور حکم یا تعلیق اجرای مجازات موضوع مواد 40 و 46 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 است؛ بنابراین تقسیم قرار تعلیق تعقیب به ساده یا مراقبتی فاقد موضوعیت است. 2- با توجه به احصاء دستورات یازده گانه در ذیل ماده 81 این قانون که موارد را مشروحاً آورده است بنابراین، موارد مزبور حصری است. 3-مستفاد از ماده 81 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1392 و به ویژه عبارت "پس از اخذ موافقت متهم" و "در صورت ضرورت اخذ تامین متناسب" این است که دادستان در صورت وجود شرایط قانونی مذکور در این ماده و طی انجام توافق با متهم که مبتنی بر رعایت ترتیبات مقرر در این ماده (اجرای بندهای مذکور الف تا ذ) می باشد، ضمن صدور قرار تعلیق تعقیب مقرر می دارد، متهم برخی از دستورهای ناظر بر بندهای الف تا ذ را در مدت تعلیق به مورد اجرا گذارد. بنابراین و با توجه به تبصره ماده یاد شده، اجرای برخی از دستورهای مذکور از سوی متهم، جزء لاینفک قرار تعلیق تعقیب می باشد و دادستان مکلف به ذکر دستورهای مزبور که متهم می باید مورد اجرا قرار دهد، ضمن قرار تعلیق تع…

نظر اکثریت

در کشورهایی که پیشرو آیین دادرسی کیفری می باشند و سیستم های جایگزین حبس تأسیس می نمایند، اصولاً تعلیق تعقیب یا تعلیق مجازات به دو نوع ساده و مراقبتی تقسیم می گردد. کشورهایی هم که به تبعیت از آنها اقدام به وارد نمودن این تاسیسات جدید در قوانین آیین دادرسی خود می نماید با توجه به سیاست های جنایی و قضایی مورد قبول خود ممکن است تعلیق تعقیب ساده را مورد پذیرش قرار دهند یا تعلیق مراقبتی یا تلفیقی از هر دو را. بنابراین جهت احراز اینکه سیاست قانونگذاری هر کشوری کدامیک را مورد پذیرش قرار داده است لازم است که مفاد مواد مربوطه مورد بررسی قرار گیرد. ملاحظه مواد 43 و 48 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 بیانگر این است که قانونگذار در باب تعویق صدور حکم و تعلیق مجازات که در دادگاه ها قابلیت اعمال دارد (و نه در دادسرا) هر دو نوع تعلیق (اعم از ساده و مراقبتی) را مورد پذیرش قرار داده است. در ماده 48 قانون مذکور به صراحت بیان شده است که تعلیق مجازات ممکن است ساده یا مراقبتی باشد. بنابراین قاضی دادگاه (و نه قاضی دادسرا) در تعیین نوع تعلیق که ساده یا مراقبتی باشد، دارای اختیار است. در ماده 43 قانون مزبور نیز دستوراتی که متهم باید در تعویق مراقبتی رعایت نماید مشخص شده است و در ماده 48 نیز که مستند صدور قرار تعلیق مجازات می باشد رعایت مقررات مندرج در تعویق صدور حکم را الزامی دانسته است و بنابراین در صورت صد…

نظر اقلیت

مستفاد از ماده 48 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 تعلیق تقیب به دو نوع ساده و مراقبتی قابل تقسیم می باشد. در تعلیق ساده قاضی می تواند بدون مکلف نمودن متهم به انجام برخی از دستورات معین شده در مواد مربوطه، قرار تعلیق صادر نماید و یا اینکه متهم را مکلف به انجام برخی از دستورات نماید. در ماده 81 قانون آیین دادرسی کیفری نیز الفاظی که دلالت بر تکلیف دادستان مبنی بر ملزم نمودن متهم به انجام برخی از دستورات قید شده در این ماده نماید، وجود ندارد. استفاده قانونگذار از برخی الفاظ مانند "دادستان می تواند" و نیز عبارت "در این صورت" که به عبارت قبلی بر می گردد نیز مبیّن اختیار دادستان در الزام متهم به انجام برخی از این دستورات می باشد. علاوه بر این طی دستورات قانونگذار حداقل مدت را معین ننموده است و بنابراین قاضی می تواند مدت انجام دستورات را صفر روز معین کند که در این صورت مانند آن است که اصلاً متهم مکلف به انجام دستور نشده است و بنابراین با تکلیف دادستان تعارض دارد. همچنین منطقی نمی باشد که در دادگاه هر دو نحوه تعلیق ساده و مراقبتی باشد لیکن در دادسرا نباشد. در ضمن این دستورات تمثیلی می باشد و قاضی می تواند با توجه به نوع و خصوصیات بزه و بزهکار دستورات دیگری غیر از موارد ذکر شده در این ماده تعیین نماید.
این روشنایی را به دوستی هدیه بدهید

شبکهٔ استناد این سند

نقشهٔ اتکای متقابل: این سند بر چه تکیه دارد و چه چیزی بر آن.

به این اسناد ارجاع می‌دهد

منابعی که متنِ همین سند به آن‌ها استناد کرده است.