سند حقوقی

توقیف مال غیر منقول با استناد به سند عادی

پرسش

با عنایت به اینکه یکی از طرق وصول محکوم‌به وجه نقد در اجرای احکام؛ توقیف اموال منقول و غیرمنقول محکوم‌علیه می‌باشد تا با مزایده و فروش آن حکم اجرا و محکوم‌به وصول شود. قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356 در مبحث هشتم مواد 99 به بعد به مسائل مربوط به توقیف اموال غیرمنقول پرداخته است. با بررسی این مواد قانونی، اموال غیرمنقول به دو دسته تقسیم شده‌اند. حسب مواد 99 و 100 قانون مذکور چنانچه اموال غیرمنقول دارای سابقه ثبتی بوده در صورتی قابل توقیف می‌باشد که ملک به نام محکوم‌علیه ثبت شده باشد و حسب ماده 101 اموال غیرمنقولی که فاقد سابقه ثبتی می‌باشند. در صورت احراز مالکیت محکوم‌علیه با توجه به تصرف مالکانه یا حکم نهایی دادگاه، قابل توقیف می‌باشد. با توضیحات فوق، قانونگذار در مورد توقیف مال غیرمنقولی که دارای سابقه ثبتی است لیکن سوابق ثبتی به نام شخصی غیر از محکوم‌علیه می‌باشد و با مبایعه‌نامه عادی یا سایر اسناد عادی دیگر به محکوم‌علیه منتقل شده راهکاری ارائه ننموده است. سوالاتی که مطرح است به شرح ذیل می‌باشد: 1- در صورتی‌که محکوم‌له یا حتی شخص محکوم‌علیه، مال غیرمنقولی را بابت توقیف و وصول محکوم‌به، به اجرای احکام معرفی نمود که شرایط فوق را دارا بود (دارای سابقه ثبتی به نام شخصی غیر از محکوم‌علیه) و با ارائه اسناد عادی مدعی مالکیت محکوم‌علیه باشد؛ آیا قابل توقیف است؟ 2- چنانچه قابل توقیف ب…

نظر هیئت عالی

باتوجه به مواد 99، 100 و 101 قانون اجرای احکام مدنی، ترتیب توقیف اموال غیرمنقول ثبت شده و فاقد سابقه ثبتی اعلام شده است، با این حال، چنانچه مال غیر منقولی به عنوان مال محکوم‌علیه و به استناد مبایعه‌نامه عادی از ناحیه محکوم‌له معرفی شود و یا محکوم‌علیه در اجرای ماده 34 قانون یادشده با ارائه مبایعه‌نامه عادی معرفی نماید، چنانچه به طریق مقتضی مفاد مبایعه‌نامه عادی به تأیید مالک رسمی برسد، توقیف کردن بابت اجرای دادنامه بلامانع است. بدیهی است در این صورت از طریق اداره ثبت اسناد و املاک نیز قابل توقیف خواهد بود. در صورت تأیید مالک رسمی رد تعلق ملک به محکوم‌علیه و توقیف آن، چنانچه متعاقباً ملک مزبور از طریق رسمی و بابت بدهی مالک رسمی نیز توقیف شود، توقیف مقدم ملاک عمل خواهد بود. در مورد آپارتمان امانی که سند اعیانی دارند، توقیف اعیانی بلامانع است.

نظر اکثریت

با عنایت به اینکه بر اساس ماده 22 قانون ثبت اسناد و املاک، دولت تنها کسی را مالک می‌شناسد که ملک به اسم او ثبت شده یا کسی که ملک مزبور به او منتقل گردیده و این انتقال نیز در دفتر املاک به ثبت رسیده یا اینکه ملک مزبور از مالک رسمی ارثاً به او رسیده باشد را مالک خواهد شناخت و برابر حکم مقرر در ماده 100 قانون اجرای احکام مدنی، ملک دارای سابقه ثبتی فقط در صورتی به عنوان ملک محکوم‌علیه قابل توقیف است که نام وی در دفتر املاک ثبت شده باشد و مراتب توقیف نیز برابر مقرره مزبور در دفتر املاک قید می‌گردد، تنها در صورتی می‌توان املاک دارای سابقه ثبتی را توقیف نمود که به نام شخص محکوم‌علیه باشد یا اینکه ارثاً به وی منتقل شده باشد. بدیهی است قانونگذار در زمان تصویب قانون اجرای احکام مدنی در سال 1356 با علم و اطلاع از مقررات قانون ثبت و اشراف به این مسئله این مقررات را وضع کرده است. البته در خصوص ملکی که سابقه ثبتی دارد اما به موجب حکم قطعی، محکوم‌علیه مالک آن شناخته شده و حکم به الزام به تنظیم سند رسمی به نام وی نیز صادر شده است ولو نام وی هنوز در دفتر املاک ثبت نشده، به نظر می‌رسد به عنوان مال محکوم‌علیه قابل توقیف است؛ زیرا حکم قطعی نشانگر انتقال مالکیت از مالک رسمی که نام وی در دفتر املاک ثبت شده به محکوم‌له این حکم است. توقیف ملک مزبور به عنوان دارایی محکوم‌علیه نزد شخص ثالث نیز خالی از اشکال…

نظر اقلیت

اولاً؛ عرف مسلم و غیرقابل انکار رایج در میان مردم این است که معاملات مستند به اسناد عادی را نیز معتبر تلقی می‌کنند؛ لذا مالکیت شخص با این اسناد نیز قابل پذیرش است. ثانیاً؛ بر اساس حکم مندرج در ماده 62 قانون احکام دائمی برنامه‌های توسعه کشور، آن بخش از اسناد عادی که اعتبار شرعی آن برای دادگاه ثابت شده باشد قابل استناد است و می‌توان بر اساس آن نسبت به توقیف ملک اقدام نمود. ثالثاً؛ قانونگذار در ماده 146 قانون اجرای احکام مدنی امکان اعتراض مالک رسمی به توقیف مال خود را پیش‌بینی کرده است که با اطلاق خود شامل توقیف مال غیر منقول نیز می‎گردد و اگر امکان چنین امری از سوی قانونگذار به طور کلی محتمل نبود، پیش‌بینی چنین مقرره‌ای نیز لازم و ضروری نمی‌نمود. بر این اساس در صورتی که مالی که دارای سابقه ثبتی است به اجرای احکام معرفی گردد آن مرجع در صورت احراز اعتبار سند عادی دال بر مالکیت محکوم‌علیه می‌تواند نسبت به توقیف آن اقدام نماید و در صورتی که مالک رسمی برابر قانون اعتراض نمود نسبت به آن اتخاذ تصمیم خواهد نمود اما در صورت عدم اعتراض، عملیات اجرایی ادامه خواهد یافت. بدیهی است حکم مقرر در ماده 73 قانون ثبت اسناد و املاک نیز با لحاظ حکم مقرر در ماده 62 قانون احکام دائمی برنامه‌های توسعه کشور و ماده 146 قابل اعمال خواهد بود و تخلف در صورتی محقق خواهد شد که به اعتراض مالک رسمی ترتیب اثر داده نشو…
این روشنایی را به دوستی هدیه بدهید