سند حقوقی

ابطال سند مالکیت به دلیل عدم رعایت غبطه صغیر از طرف ولی قهری

پرسش

فردی به نام (الف) با ولایت قهری از فرزند صغیرش یک باب منزل متعلق به وی را به فرد دیگری در قبال اخذ مبلغ می‌فروشد و سند مالکیت به نام خریدار تنظیم می‌شود. آقای (الف) فوت می‌کند و قیم طفل صغیر به ادعای عدم رعایت غبطه در فروش و انتقال ملک به ثالث دادخواست ابطال سند مالکیت تقدیم می‌کند اکنون با توجه به عدم تخلف از موازین قانونی با مقایسه مواد 1180 و 1181 و 1184 قانون مدنی آیا دعوای ابطال سند مالکیت قابلیت استماع دارد؟

نظر هیئت عالی

کسی که به نمایندگی از طرف قانون مال دیگری را اداره می‌کند مانند پدر و جد پدری، باید در اداره امور مولی‌علیه خود در حدود متعارف غبطه و مصلحت او را رعایت کند. با اتخاذ ملاک از مواد 1184 و 1186 قانون مدنی اختیارات ولی قهری (پدر یا جد پدری) محدود و رعایت غبطه و مصلحت مولی‌علیه الزامی است. به نحوی که اگر برای مولی‌علیه خود معامله‌ای بدون مصلحت وی انجام دهد و این امر به اثبات رسد آن معامله باطل است. در سؤال مطروحه ولی قهری در زمان حیاتش معامله‌ای انجام داده که در آن غبطه و مصلحت صغیر رعایت نشده است اکنون با فوت ولی قهری و نصب قیم برای او، قیم می‌تواند به همین جهت دادخواستی برای ابطال معامله به دادگاه تقدیم کند. در صورت احراز صحت ادعا، دادگاه حکم به ابطال معامله خواهد داد و باب مراجعه به دادگاه برای ابطال سند رسمی باز است و ابطال آن بلااشکال و قانونی است.

نظر اکثریت

نظر اول: در فرض سؤال، دعوا قابلیت استماع دارد چون در ماده 1184 قانون مدنی چنین موضوعی مورد تصریح قانونگذار قرار گرفته است و در صورت عزل ولی قهری مشخص می‌شود که وی در زمان وقوع بیع رعایت غبط را نکرده است. ولی موضوعی که هست، عنوان شده دعوای ابطال سند که به نظر باید دعوای ابطال معامله در بدو امر مطرح شود و ابتدا به ساکن نمی‌توان طرح دعوای سند رسمی مالکیت را که طبق تشریفات قانونی صادر شده، خواست. نظر دوم: در خود قانون قید شده: "همان‌طور که خود انسان در اموال شخصی خودش مطلق الاختیار نیست بلکه باید به مصلحت خویش عمل کند" اگر روشن شود ولی قهری مرتکب خیانت شده و لیاقت نداشته یک نفر امین منضم به وی می‌شود. بنابراین، در فرض سؤال باید دادگاه به دعوا رسیدگی و در صورت احراز شرایط، سند قابلیت ابطال دارد. نظر سوم: ماده 1184 قانون مدنی که در سال 1379 اصلاح شد به منظور خاصی بوده است و مراد این است که: "هیچ تصرفی از ولی که مخالف مولی‌علیه باشد انجام نگیرد." از نحوه نگارش استنباط می‌شود معامله به ضرر صغیر نافذ نیست. ولایت پدر که در ابتدای قانون به نحو مطلق است؛ با توجه به اصلاح به عمل آمده معامله‌یی که رعایت غبطه شده است باطل است و در بدو امر باید دعوای بطلان بیع مطرح و بعد از آن داخواست ابطال سند رسمی شود ...». نظر چهارم: با تأیید نظر دوم و سوم دو مطلب به اجماع رسیده است: 1ـ تضییع حق صغیر 2ـ اع…

نظر اقلیت

طبق اصل صحت عقود عدم پذیرش چنین دعوایی موردنظر است.
این روشنایی را به دوستی هدیه بدهید

شبکهٔ استناد این سند

نقشهٔ اتکای متقابل: این سند بر چه تکیه دارد و چه چیزی بر آن.

به این اسناد ارجاع می‌دهد

منابعی که متنِ همین سند به آن‌ها استناد کرده است.