قانون نباید چراغی باشد
که بعد از آسیب روشن میشود
این، روایتِ دوازده سال تلاش است؛ یک پرسش، یک ساختن، چند شکست — و یک تولد دوباره.
یک پرسش ساده،
یک پروژه بزرگ را آغاز کرد
همهچیز از کتاب «قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی» دکتر ناصر کاتوزیان شروع شد. حرف استاد ساده بود: هیچ ماده قانونی را نمیتوان جدا فهمید. قواعد، مانند اندامهای یک پیکرند.
حتی یک معامله ساده با احکامی در بیمه، حمایت از مصرفکننده، تجارت الکترونیکی و آیین دادرسی گره خورده است؛ و یک ماده از قانون معادن، با یازده حکم در قوانین نفت، آب، انرژی اتمی، مدنی و ثبت.
پرسشی که رهایمان نکرد: چه میشد اگر همه این پیوندها را یکجا میدیدیم؟ ما پیگیر توصیه استاد شدیم — انگار ادامه پروژه او را برداشتیم.
قانون مدنی
همین یک مادهٔ ساده درباره قراردادها، با ۸ حکم در ۸ منبع مختلف گره خورده است.


گرهِ پنهان در میان
۰ قانون و مقرره
برای تفسیر صحیح حتی یک ماده، باید ارتباط آن با سایر مواد، قوانین خاص، آرای وحدت رویه، آرای دیوان عدالت اداری و نظریات مشورتی دیده شود. با این حجم و پراکندگی، این کار برای قاضی، وکیل، کارشناس و فعال اقتصادی دشوار، زمانبر و عملاً ناممکن شده بود.
اولین تلاش؛ تولد داتا
برای اولین بار در کشور، نرمافزاری ساختیم که هنگام مطالعه یک ماده قانونی، احکام و نظریات مرتبط با آن را بر اساس منطوق و مفهوم، در کمتر از دو ثانیه از میان سایر منابع شناسایی و نمایش میداد. داتا گواهی تأیید فنی شورای عالی انفورماتیک را گرفت و به عنوان نرمافزار دارای مجوز ثبت شد.



داتا کار میکرد؛
اما مدل اقتصادی، نه.
- ✕از کاربر فقط یکبار وجه میگرفتیم؛ اما هزینه پشتیبانی هر روز بیشتر میشد.
- ✕افزودن قوانین جدید پرهزینه بود و ساختار صلب، مانع توسعه.
- ✕رساندن سامانه به ۱۶۰ هزار قانون و مقرره — و برقراری صدها هزار رابطه منطوقی و مفهومی به روش دستی — با آن زیرساخت ممکن نبود.
صادقانه بگوییم: پروژه از نظر مالی ورشکست شد. به نقطهای رسیدیم که باید آن را بهطور کامل کنار میگذاشتیم.
چهار سال در برهوت
از سال ۱۴۰۰ بارها ساختن نسخه جدید را آغاز کردیم. اما دنیای برنامهنویسان و زبان آنها با دنیای آموختگان رشته حقوق متفاوت بود؛ و پیچیدگی و تکثر قوانین، هر بار کار را به بنبست میرساند. همه پروژهها شکست خوردند.
اما هر شکست، یک درس بود — و در انتهای این مسیر، جرقهای روشن شد.
اینبار با یک دغدغه بزرگتر برگشتیم
دغدغه اول ما، پیگیری توصیه دکتر کاتوزیان بود: تسلط بر پیوند قواعد. اما در این سالها دغدغهای عمیقتر شکل گرفت: چراغ قانون معمولاً بعد از حادثه روشن میشود — در دادگاه، پس از ضرر، پس از جرم. قانون باید پیش از اقدام راه را روشن کند.
با ظهور هوش مصنوعی، با حمایت شورای گفتگوی دولت و بخش خصوصی استان کرمان و با دستاورد دوره راهبری موسسه ویما، پروژه را کاملاً متفاوت بازتعریف کردیم — و آنچه ساخته شد، از انتظار ما هم فراتر رفت.
سه ستون داتای جدید: سرعت، تسلط، احاطه
قانون، پیش از اقدام دیده میشود؛ نه پس از حادثه.
آیندهای که در آن قانون،
چراغی است که همیشه پیش از اقدام روشن است
آیندهای که در آن قانون برای همه روشن، ساده و بهموقع در دسترس است؛ مردم و فعالان اقتصادی پیش از هر اقدام میدانند:
چه حقی دارند
چه تکلیفی دارند
از چه فرصتهایی میتوانند استفاده کنند
این آینده ممکن شده است: همین حالا هر فردی برای موضوعات خود یک پوشه حقوقی هوشمند اختصاصی میسازد و در ویترین یارها، یارهای تخصصی خودش را صدا میزند تا مسیر را برایش روشن کنند.
گام بعدی — تا پایان ۱۴۰۵: تکمیل خانواده یارهای تخصصی برای وکلا، قضات، کارشناسان، فعالان اقتصادی و واحدهای کسبوکار.
این فقط یک نرمافزار حقوقی نیست؛ تلاشی چندساله برای روشن کردن مسیر قانون در زندگی و کسبوکار مردم است.
یاسر عربنژاد
