كليات
قانون نظارت بر رفتار قضات
تاریخ تصویب: 1390/07/17 · آخرین وضعیت: معتبر · تاریخ روزنامه رسمی: 1390/08/18
کلیات
ماده ۱
ماده 1 ـ نظارت بر نحوه عملكرد و رفتار قضات و رسيدگي به تخلفات انتظامي و صلاحيت قضائي آنها به شرح مواد اين قانون است.
ماده ۲
ماده 2 ـ تمامي قضاتي كه به حكم رئيس قوه قضائيه به سمت قضائي منصوب مي شوند مشمول اين قانون مي باشند.
تبصره
تبصره ـ به تخلفات انتظامي قضات دادگاه و دادسراي ويژه روحانيت، مطابق آيين نامه دادسراها و دادگاههاي ويژه روحانيت رسيدگي مي شود.
ماده ۳
ماده 3 ـ عبارات اختصاري به كار رفته در اين قانون در معاني ذيل تعريف مي گردد: دادگاه عالي: دادگاه عالي انتظامي قضات دادگاه عالي تجديدنظر: دادگاه عالي تجديدنظر انتظامي قضات دادسرا: دادسراي انتظامي قضات دادستان: دادستان انتظامي قضات داديار: داديار انتظامي قضات دادگاه عالي صلاحيت: دادگاه عالي رسيدگي به صلاحيت قضات دادگاه عالي تجديدنظر صلاحيت: دادگاه عالي تجديدنظر رسيدگي به صلاحيت قضات
فصل اول - ـ دادگاه عالی و دادسرای انتظامی قضات
ماده ۴
ماده 4 ـ دادگاه عالي و دادگاه تجديدنظر در تهران تشكيل مي شود و بنا به تشخيص رئيس قوه قضائيه داراي شعب متعدد است. هر شعبه داراي يك رئيس و دو مستشار است.
تبصره
تبصره ـ دادگاههاي مذكور به تعداد كافي عضو معاون دارد كه در غياب هر يك از اعضاء با دستور رئيس دادگاه عالي، وظيفه وي را انجام مي دهند.
ماده ۵
ماده 5 ـ رئيس، مستشاران و عضوهاي معاون دادگاههاي مذكور از بين قضات داراي بالاترين پايه قضائي توسط رئيس قوه قضائيه منصوب مي شوند و بايد حداقل داراي بيست و پنج سال سابقه كار قضائي باشند و در ده سال اخير خدمت قضائي خود، محكوميت انتظامي درجه سه و بالاتر نداشته باشند. اين قضات را به جز موارد مشمول اصل يكصد و شصت و چهارم (164) قانون اساسي نمي توان بدون تمايل آنان تغيير داد.
تبصره
تبصره ـ رؤساء شعب دادگاههاي عالي و عالي تجديدنظر در بالاترين گروه شغلي و مستشاران و عضو معاون دادگاههاي مذكور به ترتيب در يك گروه و دو گروه پايين تر قرار مي گيرند.
ماده ۶
ماده 6 ـ امور زير در صلاحيت دادگاه عالي است:
۱
1 ـ رسيدگي به تخلفات انتظامي قضات
۲
2 ـ رسيدگي به پيشنهاد دادستان در مورد تعليق قاضي از خدمت قضائي
۳
3 ـ ترفيع پايه قضائي
۴
4 ـ حل اختلاف بين دادستان انتظامي و داديار انتظامي موضوع ماده (28) اين قانون
۵
5 ـ رسيدگي به اعتراض به قرار تعليق تعقيب انتظامي
۶
6 ـ اظهارنظر در خصوص اشتباه يا تقصير قاضي موضوع اصل يكصد و هفتاد و يكم (171) قانون اساسي و ماده (30) اين قانون
۷
7 ـ ساير امور به موجب قوانين خاص
ماده ۷
ماده 7 ـ به تخلفات اعضاء دادگاههاي عالي و عالي تجديدنظر و دادستان توسط هيأتي مركب از رؤساء شعب ديوان عالي كشور كه با حضور دو سوم آنان رسميت مي يابد رسيدگي مي شود. ملاك در صدور رأي، نظر اكثريت حاضرين است. رسيدگي در اين هيأت منوط به صدور كيفرخواست از جانب دادستان كل كشور است.
تبصره
تبصره ـ به تخلفات اداري قضاتي كه در زمان ارتكاب داراي سمت اداري بوده اند، در دادگاه عالي رسيدگي مي شود و به تخلفات انتظامي شخصي كه از شغل قضائي به شغل اداري انتقال يافته است در صورتي كه تخلف مربوط به زمان تصدي وي در شغل قضائي گردد نيز در دادسرا رسيدگي مي گردد. در هر حال مجازات، مطابق مقررات حاكم در موقع ارتكاب تخلف تعيين مي شود.
ماده ۸
ماده 8 ـ دادسرا در معيت دادگاه عالي مطابق اين قانون انجام وظيفه مي نمايد.
ماده ۹
ماده 9 ـ رياست دادسرا به عهده دادستان است كه بايد حداقل داراي بيست سال سابقه كار قضائي باشد و در ده سال اخير خدمت خود محكوميت انتظامي درجه سه يا بالاتر نداشته باشد.
ماده ۱۰
ماده 10 ـ دادستان به تعداد كافي معاون و داديار دارد. داديار و معاون دادسرا بايد حداقل داراي پانزده سال سابقه كار قضائي باشند و در ده سال اخير خدمت قضائي خود محكوميت انتظامي درجه سه يا بالاتر نداشته باشند.
ماده ۱۱
ماده 11 ـ وظايف و اختيارات دادسرا عبارت است از:
۱
1 ـ بازرسي و كشف تخلفات انتظامي قضات و تعقيب انتظامي آنان در هر مقام و رتبه
۲
2 ـ نظارت مستمر بر عملكرد قضات، ارزشيابي آنان و تحقيق در اعمال و رفتار منافي با حيثيت و شأن قضائي با رعايت حريم خصوصي آنان
۳
3 ـ پيشنهاد تعليق قاضي از خدمت قضائي به دادگاه عالي
۴
4 ـ پيشنهاد تشويق قضات داراي خدمات علمـي يا عملـي برجستـه به رئيس قوه قضائيه
۵
5 ـ پيشنهاد جابه جايي قضات به رئيس قوه قضائيه در اجراي اصل يكصد و شصت و چهارم (164) قانون اساسي
۶
6 ـ بازرسي و تهيه گزارش در مورد عملكرد قضات بر حسب درخواست رئيس قوه قضائيه
۷
7 ـ ساير وظايف به موجب قوانين خاص
تبصره
تبصره ـ درخواست تعليق قاضي و صدور كيفرخواست و قرار تعليق تعقيب انتظامي فقط بر عهده دادستان است. در غياب دادستان يا موارد ردّ دادرس، معاون اول وي اين امور را بر عهده دارد.
ماده ۱۲
ماده 12 ـ نحوه بازرسي، نظارت و ارزشيابي رفتار و عملكرد قضات بر اساس آيين نامه اي است كه ظرف شش ماه از تاريخ تصويب اين قانون به پيشنهاد دادستان به تصويب رئيس قوه قضائيه مي رسد.
فصل دوم - ـ مجازاتها و تخلفات انتظامی
ماده ۱۳
ماده 13 ـ مجازاتهاي انتظامي قضات سيزده درجه به شرح زير است:
۱
1 ـ توبيخ كتبي بدون درج در سابقه خدمتي
۲
2 ـ توبيخ كتبي با درج در سابقه خدمتي
۳
3 ـ كسر حقوق ماهانه تا يك سوم از يك ماه تا شش ماه
۴
4 ـ كسر حقوق ماهانه تا يك سوم از شش ماه تا يك سال
۵
5 ـ كسر حقوق ماهانه تا يك سوم از يك سال تا دو سال
۶
6 ـ تنزل يك پايه قضائي و در مورد قضات نظامي تنزل يك درجه نظامي يا رتبه كارمندي
۷
7 ـ تنزل دو پايه قضائي و در مورد قضات نظامي تنزل دو درجه نظامي يا دو رتبه كارمندي
۸
8 ـ انفصال موقت از يك ماه تا شش ماه
۹
9 ـ انفصال موقت از شش ماه تا يك سال
۱۰
10 ـ خاتمه خدمت از طريق بازنشستگي با داشتن حداقل بيست و پنج سال سابقه و بازخريد خدمت در صورت داشتن كمتر از بيست و پنج سال سابقه
۱۱
11 ـ تبديل به وضعيت اداري و در مورد قضات نظامي لغو ابلاغ قضائي و اعاده به يگان خدمتي
۱۲
12 ـ انفصال دائم از خدمت قضائي
۱۳
13 ـ انفصال دائم از خدمات دولتي
ماده ۱۴
ماده 14 ـ مرتكبان هر يك از تخلفات ذيل با توجه به اهميت و شرايط ارتكاب، به يكي از مجازاتهاي انتظامي درجه يك تا چهار محكوم مي شوند:
۱
1 ـ درج نكردن مشخصات خود يا امضاء نكردن زير صورتجلسات، اوراق تحقيق و تصميمات يا ناخوانا نوشتن يا به كار بردن كلمه يا عبارت سبك و ناپسند
۲
2 ـ عدم اعلام ختم دادرسي در دادگاه و ختم تحقيقات در دادسرا يا تأخير غيرموجه كمتر از يك ماه در صدور رأي و اجراي آن
۳
3 ـ عدم حضور عضو دادگاه در جلسه رسيدگي بدون عذر موجه يا شركت نكردن وي در مشاوره و صدور رأي و امضاء آن يا عدم تشكيل جلسه رسيدگي در روز مقرر بدون عذر موجه
۴
4 ـ عدم نظارت منتهي به بي نظمي متصديان امور شعب مراجع قضائي بر عملكرد اداري شعب
۵
5 ـ عدم اعمال نظارت مراجع عالي قضائي نسبت به مراجع تالي و دادستان نسبت به داديار و بازپرس از حيث دادن تعليمات و تذكرات لازم و اعلام تخلفات، مطابق قوانين مربوط
۶
6 ـ بي نظمي در ورود به محل كار و خروج از آن يا عدم حضور در نوبت كشيك، جلسات هيأتها و كميسيونهايي كه قاضي موظف به شركت در آنها است، بدون عذر موجه و بيش از سه مورد در ماه يا سه نوبت متوالي
۷
7 ـ غيبت غيرموجه و حداكثر به مدت يك تا پنج روز متوالي يا متناوب در يك دوره سه ماهه
۸
8 ـ اهمال در انجام وظايف محوله
۹
9 ـ اعلام نظر ماهوي قاضي پيش از صدور رأي
ماده ۱۵
ماده 15 ـ مرتكبان هر يك از تخلفات ذيل با توجه به اهميت و شرايط ارتكاب به يكي از مجازاتهاي انتظامي درجه چهار تا هفت محكوم خواهند شد:
۱
1 ـ صدور رأي غيرمستند يا غيرمستدل
۲
2 ـ غيبت غيرموجه از شش تا سي روز در يك دوره سه ماهه يا خودداري غيرموجه از عزيمت به محل خدمت يا ترك خدمت به مدت كمتر از سي روز
۳
3 ـ دستور تعيين وقت دادرسي خارج از ترتيب دفتر اوقات بدون علت موجه
۴
4 ـ تأخير يا تجديد وقت دادرسي بدون وجود جهت قانوني و بدون ذكر آن
۵
5 ـ رعايت نكردن مقررات مربوط به صلاحيت رسيدگي اعم از ذاتي يا محلي
۶
6 ـ رفتار خارج از نزاكت حين انجام وظيفه يا به مناسبت آن
۷
7 ـ تأخير غيرموجه بيش از يك ماه در صدور رأي و اجراي آن
۸
8 ـ عدم رعايت مقررات مربوط به تشكيل جلسه دادرسي و ابلاغ وقت رسيدگي
۹
9 ـ خودداري از اعلام تخلفات كاركنان اداري، ضابطان، وكلاء دادگستري،كارشناسان رسمي دادگستري، مشاوران حقوقي قوه قضائيه و مترجمان رسمي به مراجع مربوط، در موارد الزام قانون
ماده ۱۶
ماده 16 ـ مرتكبان هر يك از تخلفات زير با توجه به اهميت و شرايط ارتكاب، به يكي از مجازاتهاي انتظامي درجه شش تا ده محكوم مي شوند:
۱
1 ـ سوء استفاده از اموال دولتي، عمومي و توقيفي
۲
2 ـ خودداري از اعتبار دادن به مفاد اسناد ثبتي بدون جهت قانوني
۳
3 ـ خودداري از پذيرش مستندات و لوايح طرفين و وكلاء آنان جهت ثبت و ضبط فوري در پرونده
۴
4 ـ خودداري غيرموجه از عزيمت به محل خدمت در موعد مقرر يا ترك خدمت بيش از سي روز
۵
5 ـ استنكاف از رسيدگي و امتناع از انجام وظايف قانوني
ماده ۱۷
ماده 17 ـ مرتكبان هر يك از تخلفات ذيل با توجه به اهميت و شرايط ارتكاب، به يكي از مجازاتهاي انتظامي درجه هشت تا سيزده محكوم مي شوند:
۱
1 ـ گزارش خلاف واقع و مغرضانه قضات نسبت به يكديگر
۲
2 ـ اشتغال همزمان به مشاغل مذكور در اصل يكصد و چهل و يكم (141) قانون اساسي يا كارشناسي رسمي دادگستري، مترجمي رسمي، تصدي دفتر ازدواج، طلاق و اسناد رسمي و اشتغال به فعاليتهاي تجاري موضوع ماده (1) قانون تجارت
۳
3 ـ خارج كردن مستندات و لوايح طرفين از پرونده
۴
4 ـ خروج از بي طرفي در انجام وظايف قضائي
۵
5 ـ پذيرفتن هرگونه هديه يا خدمت يا امتياز غيرمتعارف به اعتبار جايگاه قضائي
۶
6 ـ رفتار خلاف شأن قضائي
تبصره
تبصره ـ رفتار خلاف شأن قضائي عبارت است از انجام هرگونه عملي كه در قانون، جرم عمدي شناخته مي شود و يا خلاف عرف مسلم قضات است به نحوي كه قضات آن را مذموم بدانند.
ماده ۱۸
ماده 18 ـ تخلف از قوانين موضوعه كه در اين قانون يا ساير قوانين، براي آن مجازات پيش بيني نشده است با توجه به اهميت و شرايط ارتكاب، مستلزم يكي از مجازاتهاي انتظامي درجه دو تا پنج است.
تبصره
تبصره ـ اگر تخلف از قانون، عمدي و براي اجراي مقصودي له يا عليه يكي از اصحاب دعوي يا به لحاظ پذيرفتن توصيه و مغلوب نفوذ شدن صورت گيرد و منتهي به تضييع حق يا تأخير در انجام وظيفه يا ترك آن گردد، مرتكب نسبت به اهميت و شرايط ارتكاب، به يكي از مجازاتهاي انتظامي درجه هشت تا سيزده محكوم مي شود.
ماده ۱۹
ماده 19 ـ ارتكاب فعل واحد كه واجد عناوين تخلفات متعدد باشد مستوجب تعيين يك مجازات انتظامي است و چنانچه تخلفات ارتكابي داراي مجازاتهاي متفاوتي باشند، مرتكب به مجازات تخلفي كه مجازات شديدتري دارد محكوم مي شود.
ماده ۲۰
ماده 20 ـ چنانچه ظرف دو سال تخلفي كه در گذشته براي آن مجازات تعيين و اجراء شده است، تكرار شود، مرتكب به مجازاتي حداقل يك درجه بيشتر از مجازات قبلي، موضوع ماده (13) اين قانون محكوم مي شود.
ماده ۲۱
ماده 21 ـ به محكومين مستوجب مجازات بند (12) ماده (13) اين قانون (درصورت تقاضا) و همچنين بند (13) ماده مزبور، معادل وجوهي كه در طي سنوات خدمت به صندوق بازنشستگي واريز نموده اند با رعايت تغيير شاخص قيمت سالانه موضوع مفاد ماده (522) قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني پرداخت مي گردد.
فصل سوم - ـ آیین رسیدگی به تخلفات انتظامی
ماده ۲۲
ماده 22 ـ جهات قانوني براي شروع تعقيب و رسيدگي انتظامي به قرار زير است:
۱
1 ـ شكايت ذي نفع يا نماينده قانوني او
۲
2 ـ اعلام رئيس قوه قضائيه
۳
3 ـ اعلام رئيس ديوان عالي كشور يا دادستان كل كشور
۴
4 ـ اعلام شعبه ديوان عالي كشور در مقام رسيدگي به پرونده قضائي
۵
5 ـ ارجاع دادگاه عالي
۶
6 ـ اطلاع دادستان
تبصره ۱
تبصره 1 ـ در مورد بند (6) هرگاه دادستان پس از بررسي ابتدائي موارد اعلام شده را بي اساس تشخيص دهد، دستور بايگاني آن را صادر مي كند و در غير اين صورت براي رسيدگي به يكي از دادياران ارجاع مي نمايد.
تبصره ۲
تبصره 2 ـ تصميم دادسرا مبني بر تعقيب يا عدم آن به نحو مقتضي به اطلاع شاكي مي رسد.
ماده ۲۳
ماده 23 ـ رؤساء دادگستري مراكز استانها موظفند شكايات انتظامي مردم در برابر قضات را دريافت نموده و پس از ثبت در دفتر مخصوص و تسليم رسيد به شاكي حداكثر ظرف يك هفته به دادسراي انتظامي قضات ارسال نمايند.
تبصره
تبصره ـ شاكي مي تواند براي شكايت يا اطلاع از روند پرونده به دادسراي انتظامي قضات نيز مراجعه نمايد.
ماده ۲۴
ماده 24 ـ چنانچه داديار در حين رسيدگي به پرونده، تخلف ديگري را كشف كند موظف است نسبت به آن نيز رسيدگي و اظهارنظر نمايد.
تبصره
تبصره ـ چنانچه عمل ارتكابي قاضي عنوان جزائي نيز داشته باشد مدارك مربوط جهت رسيدگي براي مرجع صالح قضائي ارسال مي شود.
ماده ۲۵
ماده 25 ـ در موارد زير تعقيب انتظامي موقوف مي شود: 1ـ موضوع پرونده انتظامي قبلاً رسيدگي شده باشد. 2ـ موضوع پرونده انتظامي مشمول مرور زمان شده باشد. 3ـ قاضي كه تخلف به وي منسوب است، فوت شده يا بازنشسته، بازخريد، مستعفي و يا به هر نحو ديگر از خدمت قضائي به طور دائم منفك شده باشد.
تبصره
تبصره ـ مدت مرور زمان تعقيب انتظامي از تاريخ وقوع تخلف و يا آخرين اقدام تعقيبي سه سال است.
ماده ۲۶
ماده 26 ـ قضات دادسرا در جهت انجام وظايف مي توانند اطلاعات، اسناد و اوراق مورد نياز را از مراجع قضائي، وزارتخانه ها، مؤسسات، شركتهاي دولتي و مؤسسات عمومي غيردولتي مطالبه نمايند. مراجع مزبور مكلفند به فوريت نسبت به اجابت خواسته اقدام و نتيجه را اعلام نمايند. عدم اجابت به موقع، تخلف اداري محسوب و متخلف يا مقام مسؤول مراجع مذكور، به يك ماه تا يك سال انفصال از خدمت محكوم مي شود.
ماده ۲۷
ماده 27 ـ قضـات دادسرا مي توانند راجع به تخلف انتظامي از ذي نفع، افراد مطلع و قاضي كه تخلف منتسب به او است با رعايت شأن قضائي توضيحات لازم را أخذ نمايند.
ماده ۲۸
ماده 28 ـ در صورتي كه داديار پس از رسيدگي، عقيده به تعقيب قاضي داشته باشد و دادستان هم با وي موافق باشد، كيفرخواست تنظيم و پرونده جهت رسيدگي به دادگاه عالي ارسال مي شود و چنانچه دادستان به منع يا موقوفي تعقيب انتظامي معتقد باشد با اصرار داديار بر نظر خود، پرونده جهت حل اختلاف به دادگاه عالي ارسال مي شود و رأي دادگاه متبع خواهد بود. در ساير موارد نظر دادستان لازم الاتباع است.
ماده ۲۹
ماده 29 ـ دادستان مي تواند با وجود احراز تخلف از ناحيه قاضي با توجه به ميزان سابقه و تجارب قضائي و همچنين با در نظرگرفتن حسن سابقه و درجه علاقمندي قاضي به انجام وظايف محوله و ساير اوضاع و احوال قضيه، تعقيب انتظامي او را تعليق و مراتب را به او اعلام نمايد، مشروط بر اين كه تخلف مزبور مستلزم مجازات انتظامي از درجه هشت و بالاتر نباشد.
ماده ۳۰
ماده 30 ـ رسيدگي به دعواي جبران خسارت ناشي از اشتباه يا تقصير قاضي موضوع اصل يكصد و هفتاد و يكم (171) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در صلاحيت دادگاه عمومي تهران است. رسيدگي به دعواي مذكور در دادگاه عمومي منوط به احراز تقصير يا اشتباه قاضي در دادگاه عالي است.
تبصره
تبصره ـ تعليق تعقيب يا موقوفي تعقيب انتظامي يا عدم تشكيل پرونده مانع از رسيدگي دادگاه عالي به اصل وقوع تقصير يا اشتباه قاضي نيست.
ماده ۳۱
ماده 31 ـ قاضي كه تعقيب انتظامي او تعليق شده است، در صورت ادعاء عدم ارتكاب تخلف مي تواند ظرف بيست روز پس از ابلاغ قرار تعليق تعقيب، رسيدگي به موضوع را از دادگاه عالي درخواست كند. در اين صورت چنانچه دادگاه عالي، قاضي را متخلف تشخيص دهد او را به مجازات انتظامي محكوم مي كند.
ماده ۳۲
ماده 32 ـ تعليق تعقيب انتظامي هر قاضي با رعايت شرايط مقرر در اين قانون براي هر دو سال از تاريخ ابلاغ قرارتعليق بيش از يك بار امكانپذير نيست. در صورتي كه قاضي با وجود برخورداري از تعليق تعقيب، ظرف دو سال از تاريخ ابلاغ قرار مذكور، مرتكب تخلف جديدي شود با صدور كيفرخواست دادستان، تخلف مشمول تعليق نيز در دادگاه عالي، مورد رسيدگي قرار مي گيرد.
ماده ۳۳
ماده 33 ـ به تخلفات انتظامي قضات در دادگاه عالي و به موجب كيفرخواست دادستان و در محدودة كيفرخواست رسيدگي مي شود.
ماده ۳۴
ماده 34 ـ رئيس شعبه اول دادگاه عالي، پس از وصول پرونده، رسيدگي را به يكي از شعب ارجاع مي نمايد. شعبه پس از ثبت پرونده، نسخه اي از كيفرخواست را از طريق رئيس كل دادگستري استان در اسرع وقت به نحو محرمانه به قاضي تحت تعقيب انتظامي ابلاغ مي كند و نسخه دوم ابلاغ شده، اعاده مي گردد. قاضي ياد شده مي تواند دفاعيات خود را به همراه مستندات ظرف يك ماه پس از ابلاغ ارائه نمايد.
تبصره ۱
تبصره 1 ـ ابلاغ جز در موارد مصرح در اين قانون، تابع آيين دادرسي مدني است.
تبصره ۲
تبصره 2 ـ در غياب رئيس شعبه اول دادگاه عالي، پرونده ها، به ترتيب توسط رؤساي شعب بعدي ارجاع مي شود.
ماده ۳۵
ماده 35 ـ جلسه دادگاه عالي با حضور رئيس و دو مستشار تشكيل مي شود و در صورت عدم حضور هر يك از آنان عضو معاون جايگزين مي گردد و رأي اكثريت، مناط اعتبار است. در صورت درخواست دادستان يا صلاحديد دادگاه ، دادستان يا يكي از معاونان يا دادياران به نمايندگي از وي به منظور دفاع از كيفرخواست و اداء توضيحات لازم در جلسه حضور مي يابد.
ماده ۳۶
ماده 36 ـ آراء دادگاه عالي مبني بر محكوميت قاضي به مجازات تا درجه پنج، قطعي و در ساير موارد توسط محكوم عليه و در مورد آراء برائت توسط دادستان، ظرف يك ماه از تاريخ ابلاغ، قابل اعتراض در دادگاه عالي تجديدنظر است.
تبصره ۱
تبصره 1 ـ شروع مهلت اعتراض براي دادستان، تاريخ وصول پرونده در دبيرخانه دادسرا است.
تبصره ۲
تبصره 2 ـ نحوه ابلاغ آراء به شيوه ابلاغ كيفرخواست است.
ماده ۳۷
ماده 37 ـ محكوم عليه مي تواند نسبت به تمامي احكام محكوميت قطعي يا قطعيت يافته به مجازات درجه پنج به بالا، صادره از دادگاه عالي يا دادگاه عالي تجديدنظر، در صورت وجود يكي از موجبات اعاده دادرسي، درخواست اعاده دادرسي نمايد. اين درخواست حسب مورد به دادگاه عالي يا دادگاه عالي تجديدنظر صادركننده رأي تقديم و در صورت تجويز اعاده دادرسي از سوي دادگاه مذكور، در همان دادگاه رسيدگي مي شود.
تبصره
تبصره ـ جهات اعاده دادرسي در اين ماده، تابع آيين دادرسي كيفري است.
ماده ۳۸
ماده 38 ـ اجراي احكام قطعي دادگاههاي عالي بر عهده دادسرا است.
فصل چهارم - ـ تعلیق قاضی
ماده ۳۹
ماده 39 ـ هرگاه قاضي در مظان ارتكاب جرم عمدي قرار گيرد، دادستان موضوع را بررسي و چنانچه دلايل و قرائن، دلالت بر توجه اتهام داشته باشد، تعليق وي از سمت قضائي را تا صدور رأي قطعي توسط مرجع ذي صلاح و اجراي آن، از دادگاه عالي تقاضا مي كند. دادگاه مذكور پس از رسيدگي به دلايل، تصميم مقتضي اتخاذ مي نمايد.
تبصره ۱
تبصره 1 ـ مرجع كيفري صالح مي تواند تعليق قاضي را جهت اقدام مقتضي از دادستان درخواست نمايد.
تبصره ۲
تبصره 2 ـ دادستان مكلف است، پيش از اظهارنظر راجع به تعليق قاضي به وي اعلام كند كه مي تواند ظرف يك هفته پس از ابلاغ، اظهارات خود را به طور كتبي يا با حضور در دادسرا اعلام نمايد. دادگاه عالي نيز در صورت اقتضاء به همين ترتيب اقدام مي نمايد.
تبصره ۳
تبصره 3 ـ در صورتي كه درخواست تعليق قاضي از سوي دادسرا يا دادگاه عالي رد شود و پس از آن دليل جديدي كشف شود، مرجع كيفري صالح مي تواند بررسي مجدد موضوع تعليق را از دادستان درخواست نمايد.
ماده ۴۰
ماده 40 ـ تعقيب قاضي در جرائم غيرعمدي، پس از اعلام مرجع كيفري و اجازه دادستان صورت مي گيرد مگر آن كه تعقيب يا اجراي حكم مستلزم جلب يا بازداشت قاضي باشد كه در اين صورت مطابق ماده (39) اين قانون عمل مي شود.
تبصره
تبصره ـ احضار قاضي كه برابر اين ماده، بدون تعليق، مورد تعقيب قرار مي گيرد و نيز احضار قاضي به عنوان شاهد و مطلع فقط از طريق رئيس كل دادگستري استان و به صورت محرمانه انجام مي شود.
ماده ۴۱
ماده 41 ـ هرگونه احضار، جلب و بازداشت قضات و بازرسي محل سكونت، محل كار و اماكني كه در تصرف آنان است، بدون رعايت مواد اين فصل ممنوع است و مرتكب به مجازات بازداشت غيرقانوني محكوم مي شود.
ماده ۴۲
ماده 42 ـ قاضي تعليق شده در ايام تعليق از يك سوم تمام حقوق و مزايا برخوردار و در صورت برائت يا منع تعقيب، مستحق دريافت مابقي آن است.
ماده ۴۳
ماده 43 ـ تعقيب و يا محكوميت كيفري و يا عدم هر يك، مانع تعقيب و محكوميت انتظامي نيست.
فصل پنجم - ـ رسیدگی به صلاحیت قضات
ماده ۴۴
ماده 44 ـ رسيدگي به صلاحيت قضاتي كه صلاحيت آنان طبق موازين شرعي و قانوني از ناحيه مقامات مصرح در اين قانون مورد ترديد قرار گيرد، با «دادگاه عالي رسيدگي به صلاحيت قضات» است. صلاحيت قاضي مي تواند توسط يكي از مقامات ذيل مورد ترديد قرار گيرد: 1ـ رئيس قوه قضائيه 2ـ رئيس ديوان عالي كشور 3ـ دادستان كل كشور 4ـ رؤساي شعب دادگاه عالي و تجديدنظر آن 5 ـ دادستان انتظامي قضات 6 ـ رئيس سازمان قضائي نيروهاي مسلح نسبت به قضات آن سازمان
تبصره ۱
تبصره 1 ـ اين دادگاه فقط به صلاحيت قضـاتي كه صلاحيت آنها مورد ترديد قرار گرفته است رسيدگي مي كند و ساير موارد در صلاحيت دادگاه عالي انتظامي قضات است.
تبصره ۲
تبصره 2 ـ رئيس قوه قضائيه در صورت تأييد رأي قطعي اين دادگاه، دستور اجراي آن را صادر مي نمايد.
ماده ۴۵
ماده 45 ـ در صورت ترديد نسبت به صلاحيت قاضي طبق ماده قبل، موضوع از سوي مقام ترديدكننده صلاحيت به نحو مستند و مستدل به كميسيون رسيدگي به صلاحيت قضات مركب از اشخاص ذيل اعلام مي گردد: 1ـ معاون قضائي رئيس قوه قضائيه 2ـ معاون حقوقي و امور مجلس وزارت دادگستري 3ـ معاون قضائي رئيس ديوان عالي كشور 4ـ دادستان انتظامي قضات كميسيون مذكور، موضوع را در اسرع وقت بررسي و پس از استماع مدافعات و اظهارات قاضي كه در صلاحيتش ترديد شده، چنانچه نظر بر عدم صلاحيت وي داشته باشد، نتيجه را حداكثر ظرف ده روز به دادگاه، گزارش خواهد داد. كميسيون ياد شده، با حضور اكثريت اعضاء رسميت مي يابد و رأي اكثريت، مناط اعتبار است. دبير اين كميسيون، دادستان است.
ماده ۴۶
ماده 46 ـ دادگاه عالي صلاحيت پس از بررسي گزارش كميسيون و استماع مدافعات و اظهارات قاضي كه در صلاحيتش ترديد شده است، در صورت احراز عدم صلاحيت، حسب مورد وي را به يكي از مجازاتهاي ذيل محكوم مي نمايد: 1ـ تبديل به وضعيت اداري و در مورد قضات نظامي لغو ابلاغ قضائي و اعاده به يگان خدمتي 2ـ بازخريدي 3ـ بازنشستگي در صورت دارا بودن شرايط قانوني 4ـ انفصال دائم از مشاغل قضائي 5 ـ انفصال دائم از خدمات دولتي
تبصره ۱
تبصره 1 ـ عدم ارائه لايحه دفاعيه يا عدم حضور قاضي در دادگاه، با وجود ابلاغ وقت، مانع از رسيدگي نيست.
تبصره ۲
تبصره 2 ـ مشمولين بندهاي (4) و (5) اين ماده از مزاياي ماده (21) اين قانون بهره مند مي شوند.
ماده ۴۷
ماده 47 ـ چنانچه عدم صلاحيت قاضي ناشي از عدم توانايي وي در انجام وظايف محوله باشد، حسب مورد به تنزل مقام (سمت قضائي) يا تبديل به وضعيت اداري محكوم مي شود.
ماده ۴۸
ماده 48 ـ رأي دادگاه عالي صلاحيت ظرف يك ماه از تاريخ ابلاغ قابل تجديدنظر از طرف محكوم عليه در دادگاه عالي تجديدنظر صلاحيت است. محكوم عليه مي تواند تقاضاي تجديدنظر خود را به دفتر دادگاه تقديم نمايد.
ماده ۴۹
ماده 49 ـ دادگاه عالي صلاحيت و تجديدنظر آن از سه عضو تشكيل مي شود و در تهران مستقر است. رئيس و اعضاء دادگاه عالي صلاحيت از بين قضات گروه يازده و رئيس و اعضاء تجديدنظر آن از بين قضات گروه دوازده توسط رئيس قوه قضائيه تعيين مي شوند. قضات ياد شده بايد حداقل بيست سال سابقه كار قضائي داشته باشند.
تبصره
تبصره ـ در صورتي كه در بالاترين گروه به تعداد كافي قاضي نباشد يا از رسيدگي معذور باشند، اعضاء دادگاه عالي تجديدنظر صلاحيت، از بين قضات گروه يازده و بالاتر توسط رئيس قوه قضائيه تعيين مي شوند.
ماده ۵۰
ماده 50 ـ دادگاههاي مذكور در اين فصل، با حضور تمامي اعضاء رسميت مي يابد و رأي اكثريت مناط اعتبار است. ابلاغ رأي با دفتر دادگاه است.
تبصره
تبصره ـ تصميمات به نشاني اعلام شده توسط قاضي به كميسيون به نحو محرمانه ابلاغ مي شود و هرگاه قاضي آدرس اعلام نكرده باشد، آخرين نشاني موجود در محل خدمت وي معتبر است.
ماده ۵۱
ماده 51 ـ چنانچه نظر كميسيون يا دادگاههاي مذكور در اين فصل بر تأييد صلاحيت قاضي است، پرونده مختومه مي شود.
ماده ۵۲
ماده 52 ـ اجراي حكم قطعي محكوميت با دادسرا است.
ماده ۵۳
ماده 53 ـ چنانچه عمل ارتكابي قاضي عنوان جزائي نيز داشته باشد، مدارك مربوط به مراجع صالحه قضائي جهت رسيدگي ارسال مي شود.
ماده ۵۴
ماده 54 ـ جهات ردّ قضات مذكور در اين قانون همان موارد ردّ دادرس در آيين دادرسي مدني است.
ماده ۵۵
ماده 55 ـ آيين نامه اجرائي اين قانون ظرف سه ماه توسط وزارت دادگستري با همكاري دادستان، تدوين و به تصويب رئيس قوه قضائيه مي رسد.
ماده ۵۶
ماده 56 ـ از تاريخ لازم الاجراء شدن اين قانون، تمامي قوانين و مقررات زير ملغي مي باشد: 1ـ ماده (113) قانون اصول تشكيلات عدليه مصوب 27 / 4 / 1307 2ـ مواد (21)، (23)، (28) و (31) قانون استخدام قضات و صاحب منصبان پاركه و مباشرين ثبت اسناد مصوب 28 / 12 / 1306 3ـ ماده (1) قانون راجع به محاكمه انتظامي مصوب 6 / 11 / 1307 4ـ قانون صلاحيت محكمه انتظامي مصوب 13 / 8 / 1309 5 ـ ماده (51) قانون تسريع محاكمات اصلاحي مصوب 6 / 10 / 1315 6 ـ ماده (4) قانون اصلاح پاره اي از مواد قانون تكميل قانون استخدام قضات مصوب 11 / 10 / 1317 7ـ مواد (30) و (33) لغايت (43) لايحه اصلاح قسمتي از قانون اصول تشكيلات دادگستري و استخدام قضات مصوب 14 / 12 / 1333 8 ـ بندهاي (ج)، (و) و (هـ) ماده (1) و مواد (2) و (3) قانون متمم سازمان دادگستري و اصلاح قسمتي از لايحه قانوني اصول تشكيلات دادگستري و استخدام قضات مصوب 17 / 6 / 1335 9ـ ماده (3) راجع به تجديدنظر كردن در احكام دادگاه عالي انتظامي قضات مصوب 9 / 10 / 1337 10ـ مواد (2) و (6) لايحه قانوني راجع به اصلاح بعضي مواد لوايح قانون مربوط به اصول تشكيلات دادگستري مصوب 21 / 2 / 1339 11ـ مواد (26) و (27) قانون اصلاح پاره اي از قوانين دادگستري مصوب 25 / 3 / 1356 12ـ لايحه قانوني تعيين مرجع تجديدنظر و اعاده دادرسي نسبت به احكام دادگاه عالي انتظامي قضات مصوب 24 / 3 / 1358 13ـ…
قانون فوق مشتمل بر پنجاه و شش ماده و بیست و هشت تبصره در جلسه علنی روز یکشنبه مورخ هفدهم مهرماه یکهزار و سیصد و نود مجلس شورای اسلامی تصویب شد و در تاریخ ۲۷ /…
قانون فوق مشتمل بر پنجاه و شش ماده و بيست و هشت تبصره در جلسه علني روز يكشنبه مورخ هفدهم مهرماه يكهزار و سيصد و نود مجلس شوراي اسلامي تصويب شد و در تاريخ 27 / 7 / 1390 به تأييد شوراي نگهبان رسيد.
رئیس مجلس شورای اسلامی ـ علی لاریجانی
رئيس مجلس شوراي اسلامي ـ علي لاريجاني
شبکهٔ استناد این سند
نقشهٔ اتکای متقابل: این سند بر چه تکیه دارد و چه چیزی بر آن.
به این اسناد ارجاع میدهد
منابعی که متنِ همین سند به آنها استناد کرده است.
این اسناد به آن ارجاع دادهاند
هر چه این فهرست بلندتر، سند در نظامِ حقوقی مرجعتر است.
- اعلام وکالت، درخواست مطالعه ی پرونده و تقدیم لایحه توسط وکیل متهم پیش از حضور موکل در مرحله تحقیقات مقدماتینشست قضائی
- بررسی جواز رسیدگی به قرار تعلیق تعقیب قاضی در تخلف انتظامی که مجددا در ظرف دوسال مرتکب گردیده استنشست قضائی
- عدم اعمال ماده 3 در خصوص " قاضی" که محکوم به پرداخت خسارت ناشی از تصادف با خودرو فاقد بیمه شده استنشست قضائی
- لزوم یا عدم لزوم امتناع دادرس از رسیدگی در صورت طرح دعوای حقوقی علیه دادرس توسط طرفیننشست قضائی
- مرجع صالح تقاضای تعلیق کامند خاطی موضوع ماده 7 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء اختلاس و کلاهبردارینشست قضائی
- موارد پذیرش لوایح ابرازی اصحاب دعوا در مرجع قضایینشست قضائی
- 1-خسارت ناشی از اشتباه یا تقصیر قاضی بازنشسته2-نحوه مطالبه خسارات ناشی از ایام بازداشترویه قضایی
- آيين نامه اجرايي لايحه قانوني استقلال كانون وكلاي دادگستريمقرره
- آيين نامه نحوه جذب، گزينش و كارآموزي داوطلبان تصدي امر قضاء و استخدام قضاتمقرره
- استفاده از سند مجعول جهت انتقالمالغیررویه قضایی
- بخشنامه راجع به حضور وزارت دادگستري در جلسه رسيدگي مربوط به دعاوي مربوط به مطالبه خسارت موضوع ماده 260 قانون آيين دادرسي كيفري و ساير موادي كه ديه از بيت المال يا دولت مطالبه مي شودمقرره
- بخشنامهها و آییننامههای خلاف قانون قوه قضاییهنشست قضائی
- تذکر مرجع تجدیدنظر به دادگاه بدوی به لحاظ عدم رعایت قوانینرویه قضایی
- دستورالعمل ساماندهي نظارت و هماهنگي بازرسي از مراجع قضائيمقرره
- دفاع از حقوق بیتالمال در فرضی که دیه از بیتالمال پراخت میشود.نشست قضائی
- رأي شماره 603394 هيات عمومي ديوان عدالت اداري در خصوص ابطال بخشنامه شماره 10 /14198 - 1399/8/24 معاون قضايي رئيس كل و رئيس حوزه رياست دادگستري استان تهرانرأی
- رأي شماره هاي 353 الي 355 هيأت عمومي ديوان عدالت اداري با موضوع 1ـ ابطال بخشنامه شماره 9000/15089/500 ـ 1399/8/14 معاون حقوقي و امور مجلس قوه قضاييه 2ـ ابطال بند 6 بخشنامه شماره 9000/15604/500 ـ 1399/8/24 معاون حقوقي و امور مجلس قوه قضاييهرأی
- رأي وحدت رويه شماره 791 هيأت عمومي ديوان عالي كشور در خصوص لزوم سبق احراز تقصير يا اشتباه قاضي در دادگاه عالي انتظامي قضات بر رسيدگي به دعواي جبران خسارت ناشي از تقصير يا اشتباه قاضيرأی
- رأي وحدت رويه شماره 828 هيأت عمومي ديوان عالي كشور در خصوص عدم شمول جهات رد دادرس به صرف شكايت كيفري از قاضي رسيدگي كنندهرأی
- شرایط دعوای راجع به مسئولیت مدنی قاضیرویه قضایی
- شرایط دعوی جبران خسارت از قاضیرویه قضایی
- شرایط دعوی راجع به مسئولیت مدنی قاضیرویه قضایی
- شرط استماع دعوی جبران خسارت ناشی از اشتباه قاضیرویه قضایی
- شکایت کیفری از قاضی رسیدگی کنندهرویه قضایی
و ۶۵ سندِ دیگر که اینجا نیامدهاند.
