سند حقوقی

قانون اجراي احكام مدني

تاریخ تصویب: 1356/08/01 · آخرین وضعیت: 1399/02/23 · تاریخ روزنامه رسمی: 1356/09/26
فصل اول - قواعد عمومیمبحث سوم - ترتیب اجرا

ماده ۳۸

دادورز (‌مأمور اجرا) محكوم به را بمحكوم‌ له تسليم نموده برگ رسيد ميگيرد و هرگاه محكوم به نبايد بمشاراليه داده شود يا دسترسي ‌به محكوم‌ له نباشد مراتب را جهت صدور دستور مقتضي به دادگاهي كه اجرائيه صادر كرده است اعلام ميكند.

ماده ۳۹

هرگاه حكمي كه بموقع اجرا گذارده شده بر اثر فسخ يا نقض يا اعاده دادرسي بموجب حكم نهائي بلااثر شود عمليات اجرائي بدستور دادگاه اجرا كننده حكم بحالت قبل از اجرا بر ميگردد و در صورتيكه محكوم به عين معين بوده و استرداد آن ممكن نباشد دادورز (‌مأمور اجرا)‌ مثل يا قيمت آنرا وصول مي‌ نمايد. ‌اعاده عمليات اجرائي بدستور دادگاه بترتيبي كه براي اجراي حكم مقرر است بدون صدور اجرائيه بعمل ميآيد.

ماده ۴۰

محكوم‌ له و محكوم‌ عليه ميتواند براي اجراي حكم قراري گذارده و مراتب را بقسمت اجرا اعلام دارند.

ماده ۴۱

هرگاه محكوم‌ عليه طوعاً حكم دادگاه را اجرا ننمايد دادورز (‌مأمور اجرا) بترتيب مقرر در اين قانون اقدام باجراي حكم ميكند.

ماده ۴۲

هرگاه محكوم به عين معين منقول يا غيرمنقول بوده و تسليم آن بمحكوم‌ له ممكن باشد دادورز (‌مأمور اجرا) عين آنرا گرفته و به ‌محكوم‌ له ميدهد.

ماده ۴۳

در موارديكه حكم خلع يد عليه متصرف ملك مشاع بنفع مالك قسمتي از ملك مشاع صادر شده باشد از تمام ملك خلع يد ميشود، ‌ولي تصرف محكوم‌ له در ملك خلع يد شده مشمول مقررات املاك مشاعي است.

ماده ۴۴

‌ماده 44 - اگر عين محكوم به در تصرف كسي غير از محكوم‌ عليه باشد اين امر مانع اقدامات اجرائي نيست مگر اينكه متصرف مدعي حقي از عين ‌يا منافع آن بوده و دلائلي هم ارائه نمايد در اين صورت دادورز (‌مأمور اجرا) يك هفته باو مهلت ميدهد تا بدادگاه صلاحيتدار مراجعه كند و در ‌صورتيكه ظرف پانزده روز از تاريخ مهلت مذكور قراري دائر بتأخير اجراي حكم بقسمت اجرا ارائه نگردد عمليات اجرائي ادامه خواهد يافت.

ماده ۴۵

هرگاه در محلي كه بايد خلع يد شود اموالي از محكوم‌ عليه يا شخص ديگري باشد و صاحب مال از بردن آن خودداري كند و يا باو‌ دسترسي نباشد دادورز (‌مأمور اجرا) صورت تفصيلي اموال مذكور را تهيه و بترتيب زير عمل ميكند: 1 - اسناد و اوراق بهادار و جواهر و وجه نقد بصندوق دادگستري يا يكي از بانكها سپرده ميشود. 2 - اموال ضايع شدني و اشيائي كه بهاي آنها متناسب با هزينه نگاهداري نباشد بفروش رسيده و حاصل فروش پس از كسر هزينه‌ هاي مربوط بصندوق دادگستري سپرده ميشود تا بصاحب آن مسترد گردد. 3 - در مورد ساير اموال دادورز (‌مأمور اجرا) آنها را در همان محل يا محل مناسب ديگري محفوظ نگاهداشته و يا بحافظ سپرده و رسيد دريافت‌ ميدارد.

ماده ۴۶

اگر محكوم به عين معين بوده و تلف شده و يا بآن دسترسي نباشد قيمت آن با تراضي طرفين و در صورت عدم تراضي بوسيله دادگاه‌ تعيين و طبق مقررات اين قانون از محكوم‌ عليه وصول ميشود و هرگاه محكوم‌ به قابل تقويم نباشد محكوم‌ له ميتواند دعوي خسارت اقامه نمايد.

ماده ۴۷

هرگاه محكوم به انجام عمل معيني باشد و محكوم‌ عليه از انجام آن امتناع ورزد و انجام عمل بتوسط شخص ديگري ممكن باشد‌ محكوم‌ له ميتواند تحت نظر دادورز (‌مأمور اجرا) آن عمل را وسيله ديگري انجام دهد و هزينه آنرا مطالبه كند و يا بدون انجام عمل هزينه لازم را بوسيله قسمت اجرا از محكوم‌ عليه مطالبه نمايد. در هر يك از موارد مذكور دادگاه با تحقيقات لازم و در صورت ضرورت با جلب نظر كارشناس ميزان‌ هزينه و معين مينمايد. وصول هزينه مذكور و حق‌ الزحمه كارشناس از محكوم‌ عليه به ترتيبي است كه براي وصول محكوم به نقدي مقرر است.
تبصره
در صورتيكه انجام عمل توسط شخص ديگري ممكن نباشد مطابق ماده 729 آئين دادرسي مدني انجام خواهد شد.

ماده ۴۸

در صورتيكه در ملك مورد حكم خلع يد زراعت شده و تكليف زرع در حكم معين نشده باشد بترتيب زير رفتار ميشود: اگر موقع برداشت محصول رسيده باشد محكوم‌ عليه بايد فوراً محصول را بردارد والا دادورز (‌مأمور اجرا) اقدام به برداشت محصول نموده و هزينه‌ هاي ‌مربوط را تا زمان تحويل محصول به محكوم‌ عليه از او وصول مينمايد. هرگاه موقع برداشت محصول نرسيده باشد اعم از اينكه بذر روئيده يا نروئيده ‌باشد محكوم‌ له مخير است كه بهاي زراعت را بپردازد و ملك را تصرف كند يا ملك را تا زمان رسيدن محصول بتصرف محكوم‌ عليه باقي بگذارد و‌اجرت‌ المثل بگيرد. تشخيص بهاي زراعت و اجرت‌ المثل با دادگاه خواهد بود و نظر دادگاه در اين مورد قطعي است.

فصل دوم - توقیف اموال

فصل دوم - توقیف اموال

مبحث اول - مقررات عمومی

ماده ۴۹

در صورتيكه محكوم‌ عليه در موعديكه براي اجراي حكم مقرر است مدلول حكم را طوعاً اجرا ننمايد يا قراري با محكوم‌ له براي اجراي‌ حكم ندهد و مالي هم معرفي نكند يا مالي از او تأمين و توقيف نشده باشد محكوم‌ له ميتواند درخواست كند كه از اموال محكوم‌ عليه معادل محكوم‌ به ‌توقيف گردد.

ماده ۵۰

دادورز (‌مأمور اجرا) بايد پس از درخواست توقيف بدون تأخير اقدام بتوقيف اموال محكوم‌ عليه نمايد و اگر اموال در حوزه دادگاه ‌ديگري باشد توقيف آنرا از قسمت اجراي دادگاه مذكور بخواهد.

ماده ۵۱

از اموال محكوم‌ عليه بميزاني توقيف ميشود كه معادل محكوم به و هزينه‌ هاي اجرائي باشد ولي هرگاه مال معرفي شده ارزش بيشتري‌ داشته و قابل تجزيه نباشد تمام آن توقيف خواهد شد در اينصورت اگر مال غيرمنقول باشد مقدار مشاعي از آن كه معادل محكوم به و هزينه‌ هاي ‌اجرائي باشد توقيف ميگردد.

ماده ۵۲

اگر مالي از محكوم‌ عليه تأمين و توقيف شده باشد استيفاء محكوم به از همان مال بعمل ميآيد مگر آنكه مال تأمين شده تكافوي‌ محكوم‌ به را نكند كه در اينصورت معادل بقيه محكوم به از ساير اموال محكوم‌ عليه توقيف ميگردد.

ماده ۵۳

هرگاه مالي از محكوم‌ عليه در قبال خواسته يا محكوم‌ به توقيف شده باشد محكوم‌ عليه ميتواند يكبار تا قبل از شروع بعمليات راجع‌ به فروش درخواست تبديل مالي را كه توقيف شده است بمال ديگري بنمايد مشروط بر اينكه مالي كه پيشنهاد ميشود از حيث قيمت و سهولت ‌فروش از مالي كه قبلا توقيف شده است كمتر نباشد. محكوم‌ له نيز ميتواند يكبار تا قبل از شروع به عمليات راجع بفروش درخواست تبديل مال توقيف ‌شده را بنمايد. در صورتيكه محكوم‌ عليه يا محكوم‌ له به تصميم قسمت اجرا معترض باشند ميتوانند بدادگاه صادركننده اجرائيه مراجعه نمايند.‌ تصميم دادگاه در اين مورد قطعي است.

ماده ۵۴

اگر مالي كه توقيف آن تقاضا شده وثيقه ديني بوده يا در مقابل طلب ديگري توقيف شده باشد قسمت اجراء بدرخواست محكوم‌ له توقيف ‌مازاد ارزش مال مزبور را حسب مورد باداره ثبت يا مرجعي كه قبلا مال را توقيف كرده است اطلاع ميدهد در اينصورت اگر مال ديگري بتقاضاي‌ محكوم‌ له توقيف شود كه تكافوي طلب او را بنمايد از توقيف مازاد رفع اثر خواهد شد. در صورت فك وثيقه يا رفع توقيف اصل مال، توقيف مازاد خود ‌بخود بتوقيف اصل مال تبديل ميشود. در اين مورد هرگاه محكوم‌ عليه بعنوان عدم تناسب بهاي مال با ميزان بدهي معترض باشد بهزينه او مال ‌ارزيابي شده از مقدار زائد بر بدهي رفع توقيف خواهد شد.
ادامه متن به‌صورت خودکار بارگذاری می‌شود؛ ۲۰ مورد بعدی آماده می‌شود.

هر مادهٔ این قانون نشانیِ مستقلِ خودش را دارد — از مادهٔ نخست ببینید (۸۸ ماده)

شبکهٔ استناد این سند

نقشهٔ اتکای متقابل: این سند بر چه تکیه دارد و چه چیزی بر آن.

به این اسناد ارجاع می‌دهد

منابعی که متنِ همین سند به آن‌ها استناد کرده است.

این اسناد به آن ارجاع داده‌اند

هر چه این فهرست بلندتر، سند در نظامِ حقوقی مرجع‌تر است.

و ۱۱۳۴ سندِ دیگر که اینجا نیامده‌اند.