سند حقوقی

قانون مجازات اسلامي

تاریخ تصویب: 1370/05/08 · آخرین وضعیت: اصلاحی 1399/11/08 · تاریخ روزنامه رسمی: 1370/10/11
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدودباب اول - حد زنافصل سوم - اقسام حد زنا

ماده ۹۳

ماده 93 ـ هر گاه مريض يا زن مستحاضه محكوم به قتل يا رجم شده باشند حد بر آنها جاري مي شود ولي اگر محكوم به جلد باشند اجراي حد تا رفع بيماري واستحاضه به تأخير مي افتد.
تبصره
تبصره ـ حيض مانع اجراي حد نيست .

ماده ۹۴

ماده 94 ـ هر گاه اميد به بهبودي مريض نباشد يا حاكم شرع مصلحت بداند كه در حال مرض حد جاري شود يك دسته تازيانه يا تركه كه مشتمل بر صد واحد باشد، فقط يكبار به او زده مي شود هر چند همه آنها به بدن محكوم نرسند.

ماده ۹۵

ماده 95 ـ هرگاه محكوم به حد ديوانه يا مرتد شود حد از او ساقط نمي شود.

ماده ۹۶

ماده 96 ـ حد جلد را نبايد در هواي بسيار سرد يا بسيار گرم جاري نمود.

ماده ۹۷

ماده 97 ـ حد را نمي شود در سرزمين دشمنان اسلام جاري كرد.
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدودباب اول - حد زنا

فصل چهارم - کیفیت اجرای حد

ماده ۹۸

ماده 98 ـ هرگاه شخصي محكوم به چند حد شود اجراي آنها بايد به ترتيبي باشد كه هيچكدام از آنها زمينه ديگري را از بين نبرد، بنابراين اگر كسي به جلد و رجم محكوم شود اول بايد حد جلد و بعد حد رجم را جاري ساخت .

ماده ۹۹

ماده 99 ـ هرگاه زناي شخصي كه داراي شرايط احصان است با اقرار او ثابت شده باشد هنگام رجم ، اول حاكم شرع سنگ مي زند بعداً ديگران ، و اگر زناي او به شهادت شهود ثابت شده باشد اول شهود سنگ مي زنند بعداً حاكم و سپس ديگران .
تبصره
تبصره ـ عدم حضور يا اقدام حاكم و شهود براي زدن اولين سنگ مانع اجراي حد نيست و در هر صورت حد بايد اجراء شود.

ماده ۱۰۰

ماده 100 ـ حد جلد مرد زاني بايد ايستاده و در حالي اجراء گردد كه پوشاكي جز ساتر عورت نداشته باشد. تازيانه به شدت به تمام بدن وي غيراز سر و صورت و عورت زده مي شود تازيانه را به زن زاني در حالي مي زنند كه زن نشسته و لباسهاي او به بدنش بسته باشد.

ماده ۱۰۱

مناسب است كه حاكم شرع مردم را از زمان اجراء حد آگاه سازد و لازم است عده اي از مؤمنين كه از سه نفر كمتر نباشند در حال اجراي حد حضور يابند.

ماده ۱۰۲

مرد را هنگام رجم تا نزديكي كمر و زن را تا نزديكي سينه در گودال دفن مي كنند آنگاه رجم مي نمايند.

ماده ۱۰۳

هرگاه كسي كه محكوم به رجم است از گودالي كه در آن قرار گرفته فرار كند در صورتي كه زناي او به شهادت ثابت شده باشد براي اجراي حد برگردانده مي شود اما اگر به اقرار خود او ثابت شده باشد برگردانده نمي شود.
تبصره
تبصره ـ اگر كسي كه محكوم به جلد باشد فرار كند در هر حال براي اجراي حد جلد برگردانده مي شود.

ماده ۱۰۴

بزرگي سنگ در رجم نبايد به حدي باشد كه با اصابت يك يا دو عدد شخص كشته شود همچنين كوچكي آن نبايد به اندازه اي باشد كه نام سنگ برآن صدق نكند.

ماده ۱۰۵

حاكم شرع مي تواند در حق الله و حق الناس به علم خود عمل كند و حدالهي را جاري نمايد و لازم است مستند علم را ذكر كند،اجراي حد درحق الله متوقف به درخواست كسي نيست ولي در حق الناس اجراء حد موقوف به درخواست صاحب حق مي باشد.

ماده ۱۰۶

زنا در زمانهاي متبركه چون اعياد مذهبي و رمضان و جمعه و مكانهاي شريف چون مساجد علاوه بر حد موجب تعزيراست .

ماده ۱۰۷

حضور شهود هنگام اجراي حد رجم لازم است ولي با غيبت آنان حد ساقط نمي شود اما با فرار آنها حد ساقط مي شود.
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدود

باب دوم - حد لواط

کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدودباب دوم - حد لواط

فصل اول - تعریف و موجبات حد لواط

ماده ۱۰۸

لواط وطي انسان مذكراست چه بصورت دخول باشد يا تفخيذ.

ماده ۱۰۹

فاعل و مفعول لواط هر دو محكوم به حد خواهند شد.

ماده ۱۱۰

حد لواط در صورت دخول قتل است و كيفيت نوع آن دراختيار حاكم شرع است .

ماده ۱۱۱

لواط در صورتي موجب قتل مي شود كه فاعل و مفعول بالغ و عاقل و مختار باشند.

ماده ۱۱۲

هرگاه مرد بالغ و عاقل با نابالغي لواط كند فاعل كشته مي شود و مفعول اگر مكره نباشد تا 74 ضربه شلاق تعزير مي شود.

ماده ۱۱۳

هر گاه نابالغي نابالغ ديگر را وطي كند تا 74 ضربه شلاق تعزير مي شوند مگرآنكه يكي از آنها اكراه شده باشد.
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدودباب دوم - حد لواط

فصل دوم - راههای ثبوت لواط در دادگاه

ماده ۱۱۴

حد لواط با چهاربار اقرار نزد حاكم شرع نسبت به اقرار كننده ثابت مي شود.

ماده ۱۱۵

اقرار كمتر از چهار بار موجب حد نيست و اقرار كننده تعزير مي شود.

ماده ۱۱۶

اقرار در صورتي نافذ است كه اقرار كننده بالغ ، عاقل ، مختار و داراي قصد باشد.

ماده ۱۱۷

حد لواط با شهادت چهار مرد عادل كه آن را مشاهده كرده باشند ثابت مي شود.

ماده ۱۱۸

با شهادت كمتر از چهار مرد عادل لواط ثابت نمي شود و شهود به حد قذف محكوم مي شوند.

ماده ۱۱۹

شهادت زنان به تنهائي يا به ضميمه مرد، لواط را ثابت نمي كند.

ماده ۱۲۰

حاكم شرع مي تواند طبق علم خود كه از طرق متعارف حاصل شود، حكم كند.

ماده ۱۲۱

حد تفخيذ و نظاير آن بين دو مرد بدون دخول براي هر يك صد تازيانه است .
تبصره
تبصره ـ در صورتي كه فاعل غير مسلمان و مفعول مسلمان باشد حد فاعل قتل است .

ماده ۱۲۲

اگر تفخيذ و نظاير آن سه بار تكرار و بعد از هر بار حد جاري شود در مرتبه چهارم حد آن قتل است .

ماده ۱۲۳

هر گاه دو مرد كه با هم خويشاوندي نسبي نداشته باشند بدون ضرورت در زير يك پوشش بطور برهنه قرار گيرند هر دو تا 99 ضربه شلاق تعزير مي شوند.

ماده ۱۲۴

هر گاه كسي ديگري را از روي شهوت ببوسد تا60 ضربه شلاق تعزير مي شود.

ماده ۱۲۵

كسي كه مرتكب لواط يا تفخيذ و نظاير آن شده باشد اگر قبل از شهادت شهود توبه كند حد از او ساقط مي شود و اگر بعد از شهادت توبه نمايد حد از او ساقط نمي شود.

ماده ۱۲۶

اگر لواط و تفخيذ و نظائر آن با اقرار شخص ثابت شده باشد و پس از اقرار توبه كند قاضي مي تواند از ولي امر تقاضاي عفو نمايد.
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدود

باب سوم - مساحقه

ماده ۱۲۷

مساحقه ، همجنس بازي زنان است با اندام تناسلي .

ماده ۱۲۸

راههاي ثبوت مساحقه در دادگاه همان راههاي ثبوت لواط است .

ماده ۱۲۹

حد مساحقه براي هر يك از طرفين صد تازيانه است .

ماده ۱۳۰

حد مساحقه در باره كسي ثابت مي شود كه بالغ ، عاقل ، مختار و داراي قصد باشد.
تبصره
تبصره ـ در حد مساحقه فرقي بين فاعل و مفعول و همچنين فرقي بين مسلمان و غير مسلمان نيست .

ماده ۱۳۱

هر گاه مساحقه سه بار تكرار شود و بعداز هر بار حد جاري گردد در مرتبه چهارم حد آن قتل است .

ماده ۱۳۲

اگر مساحقه كننده قبل از شهادت شهود توبه كند حد ساقط مي شود اما توبه بعد از شهادت موجب سقوط حد نيست .

ماده ۱۳۳

اگر مساحقه با اقرار شخص ثابت شود و وي پس از اقرار توبه كند قاضي مي تواند از ولي امر تقاضاي عفو نمايد.

ماده ۱۳۴

هر گاه دو زن كه با هم خويشاوندي نسبي نداشته باشند بدون ضرورت برهنه زير يك پوشش قرار گيرند به كمتراز صد تازيانه تعزير مي شوند. در صورت تكرار اين عمل و تكرار تعزير در مرتبه سوم به هر يك صد تازيانه زده مي شود.
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدود

باب چهارم - قوادی

ماده ۱۳۵

قوادي عبارت است از جمع و مرتبط كردن دو نفر يا بيشتر براي زنا يا لواط.

ماده ۱۳۶

قوادي با دو بار اقرار ثابت مي شود به شرط آنكه اقرار كننده بالغ و عاقل و مختار و داراي قصد باشد.

ماده ۱۳۷

قوادي با شهادت دو مرد عادل ثابت مي شود.

ماده ۱۳۸

حد قوادي براي مرد هفتاد و پنج تازيانه و تبعيد از محل به مدت 3 ماه تا يكسال است و براي زن فقط هفتاد و پنج تازيانه است .
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدود

باب پنجم - قذف

ماده ۱۳۹

قذف نسبت دادن زنا يا لواط است به شخص ديگري .

ماده ۱۴۰

حد قذف براي قذف كننده مرد يا زن هشتاد تازيانه است .
تبصره ۱
تبصره 1 ـ اجراي حد قذف منوط به مطالبه مقذوف است .
تبصره ۲
تبصره 2 ـ هر گاه كسي امري غير از زنا يا لواط، مانند مساحقه و ساير كارهاي حرام را به شخصي نسبت دهد به شلاق تا 74 ضربه محكوم خواهد شد.

ماده ۱۴۱

قذف بايد روشن و بدون ابهام بوده و نسبت دهنده به معناي لفظ آگاه باشد، گرچه شنونده معناي آن را نداند.

ماده ۱۴۲

هرگاه كسي به فرزند مشروع خود بگويد تو فرزند من نيستي محكوم به حد قذف مي شود همچنين اگر كسي به فرزند مشروع ديگري بگويد تو فرزند او نيستي محكوم به حد قذف خواهد شد.
تبصره
تبصره ـ در موارد ماده فوق هر گاه قرينه اي در بين باشد كه منظور قذف نيست حد ثابت نمي شود.

ماده ۱۴۳

هر گاه كسي به شخصي بگويد كه تو با فلان زن زنا كرده اي يا با فلان مرد لواط نموده اي نسبت به مخاطب قذف خواهد بود و گوينده محكوم به حد قذف مي شود.

ماده ۱۴۴

هر گاه كسي به قصد نسبت دادن زنا به شخصي مثلا چنين گويد ( زن قحبه ) يا خواهر قحبه يا مادر قحبه نسبت به كسي كه زنا را به او نسبت داده است محكوم به حد قذف مي شود و نسبت به مخاطب كه به واسطه اين دشنام اذيت شده است تا 74 ضربه شلاق تعزير مي شود.

ماده ۱۴۵

هر دشنامي كه باعث اذيت شنونده شود و دلالت بر قذف نكند مانند اينكه كسي به زنش بگويد تو باكره نبودي موجب محكوميت گوينده به شلاق تا 74 ضربه شلاق تعزير مي شود.

ماده ۱۴۶

قذف در مواردي موجب حد مي شود كه قذف كننده بالغ و عاقل و مختار و داراي قصد باشد و قذف شونده نيز بالغ و عاقل و مسلمان و عفيف باشد، در صورتيكه قذف كننده و يا قذف شونده فاقد يكي از اوصاف فوق باشند حد ثابت نمي شود.

ماده ۱۴۷

هر گاه نابالغ مميز كسي را قذف كند به نظر حاكم تأديب مي شود و هر گاه يك فرد بالغ و عاقل شخص نابالغ يا غيرمسلمان را قذف كند تا 74 ضربه شلاق تعزير مي شود.

ماده ۱۴۸

اگر قذف شونده به آنچه به او نسبت داده شده است تظاهر نمايد قذف كننده حد و تعزير ندارد.

ماده ۱۴۹

هرگاه خويشاوندان يكديگر را قذف كنند محكوم به حد مي شوند.
تبصره
تبصره ـ اگر پدر يا جد پدري فرزندش را قذف كند تعزير مي شود.

ماده ۱۵۰

هر گاه مردي همسر متوفي خود را قذف كند و آن زن جز فرزند همان مرد وارثي نداشته باشد حد ثابت نمي شود اما اگر آن زن وارثي غير از فرزند همان مرد داشته باشد، حد ثابت مي شود.

ماده ۱۵۱

هر گاه شخصي چند نفر را به طور جداگانه قذف كند در برابر قذف هر يك جداگانه حد براي او جاري مي شود خواه همگي با هم مطالبه حد كنند، خواه به طور جداگانه .

ماده ۱۵۲

هر گاه شخصي چند نفر را به يك لفظ قذف نمايد اگر هر كدام از آنها جداگانه خواهان شوند براي قذف هر يك از آنها حد جداگانه اي جاري مي گردد ولي اگر با هم خواهان حد شوند فقط يك حد ثابت مي شود.

ماده ۱۵۳

قذف با دوبار اقرار يا با شهادت دو مرد عادل اثبات مي شود.

ماده ۱۵۴

اقرار در صورتي نافذ است كه اقرار كننده بالغ و عاقل و مختار و داراي قصد باشد.

ماده ۱۵۵

تازيانه بر روي لباس متعارف و به طور متوسط زده مي شود.

ماده ۱۵۶

تازيانه را نبايد به سر و صورت و عورت قذف كننده زد.

ماده ۱۵۷

هرگاه كسي چند بار اشخاص را قذف كند و بعد از هر بار حد بر او جاري شود در مرتبه چهارم كشته مي شود.

ماده ۱۵۸

هر گاه قذف كننده بعد از اجراء حد بگويد آنچه گفتم حق بود تا 74 ضربه شلاق تعزير مي شود.

ماده ۱۵۹

هر گاه يكنفر را چند بار به يك سبب مانند زنا قذف كند فقط يك حد ثابت مي شود.

ماده ۱۶۰

هر گاه يكنفر را به چند سبب مانند زنا و لواط قذف كند چند حد ثابت مي شود.

ماده ۱۶۱

حد قذف در موارد زير ساقط مي شود:
۱
1 ـ هر گاه قذف شونده ، قذف كننده را تصديق نمايد.
۲
2 ـ هر گاه شهود با نصاب معتبر آن به چيزي كه مورد قذف است شهادت دهند.
۳
3 ـ هر گاه قذف شونده يا همه ورثه او قذف كننده را عفو نمايند.
۴
4 ـ هر گاه مردي زنش را پس از قذف لعان كند.

ماده ۱۶۲

هر گاه دو نفر يكديگر را قذف كنند خواه قذف آنها همانند و خواه مختلف باشد حد ساقط و هر يك تا 74 ضربه شلاق تعزير مي شوند.

ماده ۱۶۳

حد قذف اگر اجرا يا عفو نشود به وراث منتقل مي گردد.

ماده ۱۶۴

حق مطالبه حد قذف به همه وارثان بجز زن و شوهر منتقل مي شود و هريك از ورثه مي توانند آن را مطالبه كنند هر چند ديگران عفو كرده باشند.
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدود

باب ششم - حد مسکر

کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدودباب ششم - حد مسکر

فصل اول - موجبات حد مسکر

ماده ۱۶۵

خوردن مسكر موجب حد است . اعم از اينكه كم باشد يا زياد، مست كند يا نكند، خالص يا مخلوط باشد به حدي كه آنرا از مسكر بودن خارج نكند.
تبصره ۱
تبصره 1 ـ آب جو در حكم شراب است ، گرچه مست كننده نباشد و خوردن آن موجب حد است .
تبصره ۲
تبصره 2 ـ خوردن آب انگوري كه خود به جوش آمده يا بوسيله آتش يا آفتاب و مانند آن جوشانيده شده است حرام است اما موجب حد نمي باشد.
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدودباب ششم - حد مسکر

فصل دوم - شرایط حد مسکر

ماده ۱۶۶

حد مسكر بر كسي ثابت مي شود كه بالغ و عاقل و مختار و آگاه به مسكر بودن و حرام بودن آن باشد.
تبصره ۱
تبصره 1 ـ در صورتي كه شراب خورده مدعي جهل به حكم يا موضوع باشد و صحت دعواي وي محتمل باشد محكوم به حد نخواهد شد.
تبصره ۲
تبصره 2 ـ هر گاه كسي بداند كه خوردن شراب حرام است و آن را بخورد محكوم به حد خواهد شد گرچه نداند خوردن آن موجب حد مي شود.

ماده ۱۶۷

هرگاه كسي مضطر شود كه براي نجات از مرگ يا جهت درمان بيماري سخت به مقدار ضرورت شراب بخورد محكوم به حد نخواهد شد.

ماده ۱۶۸

هرگاه كسي دو بار اقرار كند كه شراب خورده است محكوم به حد مي شود.

ماده ۱۶۹

اقرار در صورتي نافذ است كه اقرار كننده بالغ ـ عاقل ـ مختار و داراي قصد باشد.

ماده ۱۷۰

در صورتي كه طريق اثبات شرب خمر شهادت باشد، فقط با شهادت دو مرد عادل اثبات مي شود.

ماده ۱۷۱

هرگاه يكي از دو مرد عادل شهادت دهد كه شخصي شراب خورده و ديگري شهادت دهد كه او شراب را قي كرده است حد ثابت مي شود.

ماده ۱۷۲

در شهادت به شرب مسكر لازم است از لحاظ زمان يا مكان و مانند آن اختلافي نباشد ولي در صورتي كه يكي به شرب اصل مسكر و ديگري به شرب نوعي خاص از آن شهادت دهد حد ثابت مي شود.

ماده ۱۷۳

اقرار يا شهادت در صورتي موجب حد مي شود كه احتمال عقلايي بر معذور بودن خورنده مسكر در بين نباشد.

ماده ۱۷۴

حد شرب مسكر براي مرد و يا زن ، هشتاد تازيانه است .
تبصره
تبصره ـ غير مسلمان فقط در صورت تظاهر به شرب مسكر به هشتاد تازيانه محكوم مي شود.

ماده ۱۷۵

هر كس به ساختن ، تهيه ، خريد، فروش ، حمل و عرضه مشروبات الكلي مبادرت كند به 6 ماه تا 2 سال حبس محكوم مي شود و يا در اثر ترغيب يا تطميع و نيرنگ ، وسايل استفاده از آن را فراهم نمايد در حكم معاون در شرب مسكرات محسوب مي گردد و به تازيانه تا 74 ضربه محكوم مي شود.
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدودباب ششم - حد مسکر

فصل سوم - کیفیت اجرای حد

ماده ۱۷۶

مرد را در حالي كه ايستاده باشد و پوشاكي غير از ساتر عورت نداشته باشد و زن را در حاليكه نشسته و لباسهايش به بدن او بسته باشد تازيانه مي زنند.
تبصره
تبصره ـ تازيانه را نبايد به سر و صورت و عورت محكوم زد.

ماده ۱۷۷

حد وقتي جاري مي شود كه محكوم از حالت مستي بيرون آمده باشد.

ماده ۱۷۸

هرگاه كسي چند بار مسكر بخورد و حد براو جاري نشود براي همه آنها يك حد كافي است .

ماده ۱۷۹

هرگاه كسي چند بار شرب مسكر بنمايد و بعد از هر بار حد بر او جاري شود در مرتبه سوم كشته مي شود.

ماده ۱۸۰

هر گاه محكوم به حد ديوانه يا مرتد شود حد از او ساقط نمي شود.
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدودباب ششم - حد مسکر

فصل چهارم - شرایط سقوط حد مسکر یا عفو از آن

ماده ۱۸۱

هرگاه كسي كه شراب خورده قبل ازاقامه شهادت توبه نمايد حد از او ساقط مي شود ولي توبه بعد از اقامه شهادت موجب سقوط حد نيست .

ماده ۱۸۲

هرگاه كسي بعد از اقرار به خوردن مسكر توبه كند قاضي مي تواند از ولي امر تقاضاي عفو نمايد يا حد را بر او جاري كند.
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدود

باب هفتم - محاربه و افساد فی الارض

کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدودباب هفتم - محاربه و افساد فی الارض

فصل اول - تعاریف

ماده ۱۸۳

هر كس كه براي ايجاد رعب و هراس و سلب آزادي وامنيت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسد في الارض مي باشد.
تبصره ۱
تبصره 1 ـ كسي كه بر روي مردم سلاح بكشد ولي دراثر ناتواني موجب هراس هيچ فردي نشود محارب نيست .
تبصره ۲
تبصره 2 ـ اگر كسي سلاح خود را با انگيزه عداوت شخصي به سوي يك يا چند نفر مخصوص بكشد و عمل او جنبة عمومي نداشته باشد محارب محسوب نمي شود.
تبصره ۳
تبصره 3 ـ ميان سلاح سرد و سلاح گرم فرقي نيست .

ماده ۱۸۴

هر فرد يا گروهي كه براي مبارزه با محاربان و از بين بردن فساد در زمين دست به اسلحه برند محارب نيستند.

ماده ۱۸۵

سارق مسلح و قطاع الطريق هرگاه با اسلحه امنيت مردم يا جاده را بر هم بزند و رعب و وحشت ايجاد كند محارب است .

ماده ۱۸۶

هر گروه يا جمعيت متشكل كه در برابر حكومت اسلامي قيام مسلحانه كند مادام كه مركزيت آن باقي است تمام اعضاء و هواداران آن ، كه موضوع آن گروه يا جمعيت يا سازمان را مي دانند و به نحوي در پيشبرد اهداف آن فعاليت و تلاش مؤثر دارند محاربند اگر چه در شاخة نظامي شركت نداشته باشند.
تبصره
تبصره ـ جبهه متحدي كه از گروهها واشخاص مختلف تشكيل شود، در حكم يك واحد است .

ماده ۱۸۷

هر فرد يا گروه كه طرح براندازي حكومت اسلامي را بريزد و براي اين منظور اسلحه و مواد منفجره تهيه كند و نيز كسانيكه با آگاهي و اختيار امكانات مالي مؤثر و يا وسايل واسباب كار و سلاح در اختيار آنها بگذارند محارب و مفسد في الارض ميباشند.

ماده ۱۸۸

هر كس در طرح براندازي حكومت اسلامي خود را نامزد يكي از پستهاي حساس حكومت كودتا نمايد و نامزدي او در تحقق كودتا بنحوي مؤثر باشد، «محارب» و «مفسد في الارض» است .
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدودباب هفتم - محاربه و افساد فی الارض

فصل دوم - راههای ثبوت محاربه و افساد فی الارض

ماده ۱۸۹

محاربه و افساد في الارض از راههاي زير ثابت مي شود:
الف
الف ـ با يك بار اقرار بشرط آنكه اقرار كننده بالغ و عاقل و اقرار او با قصد و اختيار باشد.
ب
ب ـ با شهادت فقط دو مرد عادل .
تبصره ۱
تبصره 1 ـ شهادت مردمي كه مورد تهاجم محاربان قرار گرفته اند به نفع همديگر پذيرفته نيست .
تبصره ۲
تبصره 2 ـ هرگاه عده اي مورد تهاجم محاربان قرار گرفته باشند شهادت اشخاصي كه بگويند به ما آسيبي نرسيده نسبت به ديگران پذيرفته است .
تبصره ۳
تبصره 3 ـ شهادت اشخاصي كه مورد تهاجم قرار گرفته اند اگر بمنظور اثبات محارب بودن مهاجمين باشد و شكايت شخصي نباشد، پذيرفته است .
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدودباب هفتم - محاربه و افساد فی الارض

فصل سوم - حد محاربه و افساد فی الارض

ماده ۱۹۰

حد محاربه وافساد في الارض يكي از چهار چيزاست .
۱
1 ـ قتل 2ـ آويختن به دار 3ـ اول قطع دست راست و سپس پاي چپ 4ـ نفي بلد.

ماده ۱۹۱

انتخاب هر يك از اين امور چهار گانه به اختيار قاضي است خواه محارب كسي را كشته و مجروح كرده يا مال او را گرفته باشد و خواه هيچيك از اين كارها را انجام نداده باشد.

ماده ۱۹۲

حد محارب و افساد في الارض با عفو صاحب حق ساقط نمي شود.

ماده ۱۹۳

محاربي كه تبعيد مي شود بايد تحت مراقبت قرار گيرد و با ديگران معاشرت و مراوده نداشته باشد.

ماده ۱۹۴

مدت تبعيد در هر حال كمتراز يكسال نيست اگر چه بعد از دستگيري توبه نمايد و در صورتي كه توبه ننمايد همچنان در تبعيد باقي خواهد ماند.

ماده ۱۹۵

مصلوب كردن مفسد و محارب بصورت زير انجام مي گردد.
الف
الف ـ نحوه بستن موجب مرگ او نگردد.
ب
ب ـ بيش از سه روز بر صليب نماند ولي اگر دراثناي سه روز بميرد ميتوان او را پائين آورد.
ج
ج ـ اگر بعداز سه روز زنده بماند نبايد او را كشت .

ماده ۱۹۶

بريدن دست راست و پاي چپ مفسد و محارب به همان گونه اي است كه در « حد سرقت » عمل مي شود.
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدود

باب هشتم - حد سرقت

کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدودباب هشتم - حد سرقت

فصل اول - تعریف و شرایط

ماده ۱۹۷

سرقت عبارت است از ربودن مال ديگري بطور پنهاني .

ماده ۱۹۸

سرقت در صورتي موجب حد مي شود كه داراي كليه شرايط و خصوصيات زير باشد:
۱
1 ـ سارق به حد بلوغ شرعي رسيده باشد.
۲
2 ـ سارق در حال سرقت عاقل باشد.
۳
3 ـ سارق با تهديد و اجبار وادار به سرقت نشده باشد.
۴
4 ـ سارق قاصد باشد.
۵
5 ـ سارق بداند و ملتفت باشد كه مال غير است .
۶
6 ـ سارق بداند و ملتفت باشد كه ربودن آن حرام است .
۷
7 ـ صاحب مال ، مال را در حرز قرار داده باشد.
۸
8 ـ سارق به تنهايي يا با كمك ديگري هتك حرز كرده باشد.
۹
9 ـ به اندازه نصاب يعني 5/4 نخود طلاي مسكوك كه بصورت پول معامله مي شود يا ارزش آن به آن مقدار باشد در هر بار سرقت شود.
۱۰
سارق مضطر نباشد.
۱۱
سارق پدر صاحب مال نباشد.
۱۲
سرقت در سال قحطي صورت نگرفته باشد.
۱۳
حرز و محل نگهداري مال ،از سارق غصب نشده باشد.
۱۴
سارق مال را به عنوان دزدي برداشته باشد.
۱۵
مال مسروق در حرز متناسب نگهداري شده باشد.
۱۶
مال مسروق از اموال دولتي و وقف و مانند آن كه مالك شخصي ندارد نباشد.
تبصره ۱
تبصره 1 ـ حرز عبارت است از محل نگهداري مال به منظور حفظ از دستبرد.
تبصره ۲
تبصره 2 ـ بيرون آوردن مال از حرز توسط ديوانه يا طفل غير مميز و حيوانات وامثال آن در حكم مباشرت است.
تبصره ۳
تبصره 3 ـ هرگاه سارق قبل از بيرون آوردن مال از حرز دستگير شود حد بر او جاري نمي شود.
تبصره ۴
تبصره 4 ـ هرگاه سارق پس از سرقت ، مال را تحت يد مالك قرار داده باشد موجب حد نمي شود.
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدودباب هشتم - حد سرقت

فصل دوم - راههای ثبوت سرقت

ماده ۱۹۹

سرقتي كه موجب حد است با يكي از راههاي زير ثابت مي شود:
۱
1 ـ شهادت دو مرد عادل .
۲
2 ـ دو مرتبه اقرار سارق نزد قاضي ، به شرط آنكه اقرار كننده بالغ و عاقل و مختار باشد.
۳
3 ـ علم قاضي .
تبصره
تبصره ـ اگر سارق يك مرتبه نزد قاضي اقرار به سرقت كند، بايد مال را به صاحبش بدهد اما حد بر او جاري نمي شود.
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدودباب هشتم - حد سرقت

فصل سوم - شرایط اجرای حد

ماده ۲۰۰

ماده 200 ـ در صورتي حد سرقت جاري مي شود كه شرايط زير موجود باشد:
۱
1 ـ صاحب مال از سارق نزد قاضي شكايت كند.
۲
2 ـ صاحب مال پيش از شكايت سارق را نبخشيده باشد.
۳
3 ـ صاحب مال پيش از شكايت مال را به سارق نبخشيده باشد.
۴
4 ـ مال مسروق قبل از ثبوت جرم نزد قاضي ، از راه خريد و مانند آن به ملك سارق در نيايد.
۵
5 ـ سارق قبل از ثبوت جرم ازاين گناه توبه نكرده باشد.
تبصره
تبصره ـ حد سرقت بعد از ثبوت جرم با توبه ساقط نمي شود و عفو سارق جايز نيست .
کتاب دوم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ حدودباب هشتم - حد سرقت

فصل چهارم - حد سرقت

ماده ۲۰۱

حد سرقت به شرح زيراست :
الف
الف ـ در مرتبه اول قطع چهار انگشت دست راست سارق از انتهاي آن بطوري كه انگشت شست و كف دست او باقي بماند.
ب
ب ـ در مرتبه دوم ، قطع پاي چپ سارق از پائين بر آمدگي بنحوي كه نصف قدم و مقداري از محل مسح او باقي بماند.
ج
ج ـ در مرتبه سوم حبس ابد.
د
د ـ در مرتبه چهارم اعدام ، ولو سرقت در زندان باشد.
تبصره ۱
تبصره 1 ـ سرقتهاي متعدد تاهنگامي كه حد جاري نشده حكم يك بار سرقت را دارد.
تبصره ۲
تبصره 2 ـ معاون در سرقت موضوع ماده ( 198 ) اين قانون به يك سال تا سه سال حبس محكوم مي شود.

ماده ۲۰۲

هر گاه انگشتان دست سارق بريده شود و پس از اجراي اين حد، سرقت ديگري از او ثابت گردد كه سارق قبل از اجراي حد مرتكب شده است پاي چپ او بريده مي شود.

ماده ۲۰۳

سرقتي كه فاقد شرايط اجراي حد باشد و موجب اخلال در نظم يا خوف شده يا بيم تجري مرتكب يا ديگران باشد اگر چه شاكي نداشته يا گذشت نموده باشد موجب حبس تعزيري از يك تا پنج سال خواهد بود.

شبکهٔ استناد این سند

نقشهٔ اتکای متقابل: این سند بر چه تکیه دارد و چه چیزی بر آن.

به این اسناد ارجاع می‌دهد

منابعی که متنِ همین سند به آن‌ها استناد کرده است.

این اسناد به آن ارجاع داده‌اند

هر چه این فهرست بلندتر، سند در نظامِ حقوقی مرجع‌تر است.

و ۱۵۹ سندِ دیگر که اینجا نیامده‌اند.