سند حقوقی

قانون امور حسبي

تاریخ تصویب: 1319/04/02 · آخرین وضعیت: اصلاحی 1374/04/18 · تاریخ روزنامه رسمی: 1319/06/19
باب پنجم - در امور راجع بترکهفصل هشتم - در ترکه متوفای بلاوارث

ماده ۳۳۵

‌ماده 335 - اگر از تاريخ تحرير تركه تا ده سال وارث متوفي معلوم شود تركه باو داده ميشود و پس از گذشتن مدت نامبرده باقي ‌مانده تركه بخزانه دولت تسليم ميشود و ادعاء حقي نسبت بتركه از كسي بهر عنوان كه باشد پذيرفته نيست.

ماده ۳۳۶

‌ماده 336 - در صورتيكه قبل از انقضاء مدت مذكور فوق ادعاء حقي بر متوفي بشود و حق نامبرده بموجب سند رسمي يا حكم قطعي دادگاه ‌ثابت شده باشد مدير تركه بايد بپردازد و در صورتيكه حقي بموجب نوشتجات يا دفاتر متوفي محرز شود مدير تركه با موافقت دادستان ميتواند آنرا‌ بپردازد و اگر تركه بدادستان داده شده باشد او خواهد پرداخت و چنانچه ادعاء بترتيب مذكور ثابت و محرز نشود مدعي ميتواند بطرفيت مدير ‌تركه و در صورتيكه تركه بدادستان داده شده باشد بطرفيت او اقامه دعوي نمايد.
باب پنجم - در امور راجع بترکه

فصل نهم - راجع بترکه اتباع خارجه

ماده ۳۳۷

جز آنچه در اين فصل ذكر ميشود مهر و موم و برداشتن مهر و موم و تحرير و اداره تركه اتباع خارجه بهمان طريقي خواهد بود كه‌ مطابق اين قانون براي تركه اتباع ايران مقرر است.

ماده ۳۳۸

‌ماده 338 - هرگاه تبعه خارجه در ايران يا در خارجه فوت شود و در ايران داراي مالي باشد دادرس دادگاه بخش محلي كه مال متوفي در آنجا واقع ‌است بدرخواست هر ذينفع يا بدرخواست كنسول دولت متبوع متوفي بحفظ و تصفيه امر تركه اقدام مينمايد و در صورتيكه متوفي وارث يا ‌قائم‌ مقام در ايران نداشته باشد بدون درخواست هم دادرس پس از اطلاع اقدام بحفظ و تصفيه تركه مينمايد.

ماده ۳۳۹

‌ماده 339 - دادگاه بخش پس از وصول درخواست ذينفع يا كنسول و بمحض اطلاع از فوت در مورد اخير مادة فوق وقتي را كه از تاريخ وصول ‌درخواست يا اطلاع متجاوز از چهل و هشت ساعت نباشد براي اقدامات تامينيه از قبيل مهر و موم و غيره معين كرده كتباً بكنسول دولت متبوع اطلاع ميدهد كه ‌در موقع اقدام بتامين حضور بهمرساند. ‌عدم حضور كنسول مانع از اقدام نخواهد بود ولي بعداً ميتواند در محل حاضر شده مهر و موم خود را بمهر و موم دادگاه اضافه نمايد.

ماده ۳۴۰

در صورتيكه كنسول دولت متبوع متوفي قبلا از وفات مطلع شده و امر طوري باشد كه تا اطلاع مامورين ايران بيم تضييع و تفريط ‌تمام يا قسمتي از تركه برود ميتواند شخصا اقدامات موقتي را براي حفظ آن به عمل آورده و وضعيت موقتي را تا مداخله دادرس دادگاه بخش حفظ‌ نمايد.

ماده ۳۴۱

‌ماده 341 - در موقعي كه دادگاه بخش براي مهر و موم تعيين وقت ميكند بايد بلافاصله و منتهي در ظرف يك هفته از تاريخ وصول درخواست يا ‌اطلاع يكنفر را براي اداره تركه معين و معرفي نمايد.

ماده ۳۴۲

‌ماده 342 - دادگاه ميتواند با رعايت ماده 264 و با در نظر گرفتن مصلحت و منافع ورثه و اشخاص ذينفع هر كس را كه طرف اعتماد بداند به سمت ‌مدير تركه معين كند. ‌اقدامات مدير تركه با نظارت دادستان به عمل خواهد آمد. ‌در نقاطيكه اداره تصفيه موجود است مدير تركه معين نميشود و اين وظيفه باداره تصفيه رجوع ميشود.

ماده ۳۴۳

‌ماده 343 - مدير تركه بايد به محض ابلاغ انتصاب خود سه آگهي هر يك بفاصله يكماه در مجله رسمي و يكي از روزنامه‌ هاي كثيرالانتشار محل‌ و اگر در محل روزنامه نباشد در يكي از روزنامه‌ هاي كثيرالانتشار تهران منتشر نموده اشخاصي را كه بعنواني از عناوين براي خود حقي بر ذمة متوفي ‌و يا بر اعيان تركه قائل هستند دعوت نمايد در ظرف شش ماه از تاريخ انتشار اولين آگهي خود را معرفي و موضوع حق خود را معين كنند و رونوشت يا‌ عكس گواهي شده مدارك طلب و حقانيت خود را باو تسليم نمايند. ‌هرگاه ميزان تركه كمتر از هزار ريال باشد آگهي در روزنامه لازم نيست.

ماده ۳۴۴

پس از تعيين مدير تركه دادگاه بخش با حضور دادستان تركه را تحرير و باو تسليم مينمايد.

ماده ۳۴۵

براي تحرير تركه روز و ساعت و محل تحرير بدادستان و اشخاص مشروحه اطلاع داده ميشود: 1 - تمام وراث كه در ايران حاضر بوده و يا نماينده در آنجا دارند. 2 - وصي اگر معلوم و مقيم ايران باشد. 3 - كساني كه وصيت بنفع آنها شده اگر معلوم و مقيم ايران بوده و يا در ايران نماينده داشته باشند. 4 - شريك متوفي اگر باشد در صورتيكه در ايران حاضر بوده يا نماينده داشته باشد. 5 - كنسول دولت متبوع متوفي.

ماده ۳۴۶

‌ماده 346 - غيبت اشخاصيكه اعلام نامه مندرج در ماده فوق براي آنها فرستاده شده مانع از تحرير تركه نخواهد بود ولي در صورتيكه كنسول ‌دولت متبوع متوفي در موقع تحرير تركه حاضر نباشد مراتب در صورتمجلس قيد و رونوشتي از آن براي كنسول فرستاده ميشود.

ماده ۳۴۷

‌ماده 347 - بصورت ريز تركه بايد صورتي از اموال غيرمنقول كه در ايران واقع است با تعيين بهاي تقريبي آنها پيوست شود.

ماده ۳۴۸

‌ماده 348 - در صورتيكه ورثه يا وصي متوفي يا قائم‌ مقام قانوني آنها حاضر شوند برابر بهاي تركه تامين دهند كه هرگاه در مدت يكسال از تاريخ ‌انتشار اولين آگهي مذكور در ماده 343 بستانكاراني پيدا شود كه تبعه ايران يا مقيم ايران باشند و طلب آنها ثابت گردد از عهده برآيند تركه پس از وضع‌ هزينه آگهي‌ ها و هزينه‌ هاي ديگر قانوني كه بعمل آمده است بتصرف آنها داده ميشود.

ماده ۳۴۹

‌ماده 349 - تامين ممكن است بوسيله توديع وجه نقد يا وثيقه دادن اموال منقول و يا غيرمنقول يا دادن ضامن معتبر بعمل آيد و نيز ممكن ‌است درخواست‌ كننده از همان اموال متوفي تامين بدهد. ‌قبول يا رد تامين منوط بنظر دادگاهي است كه مدير تركه را تعيين نموده است.

ماده ۳۵۰

‌ماده 350 - مدير تركه با اجازه دادگاه بخش ميتواند بورثه متوفي كه در حال استيصال و مقيم در ايران هستند تا موقع تصفيه ماترك مبلغي كه براي‌ معيشت آنها ضروري باشد بپردازد. ‌در مورديكه اداره تصفيه وظيفه امين تركه را انجام ميدهد اجازه دادگاه بخش لازم نيست.

ماده ۳۵۱

‌ماده 351 - پس از انقضاء مدت مذكور در ماده 343 مدير تركه وقتي را براي رسيدگي بدعاوي و مطالبات معين كرده بورثه يا وصي يا قائم‌ مقام ‌قانوني آنها و كنسول دولت متبوع متوفي اگر در محل باشد اطلاع ميدهد و در وقت مقرر شروع برسيدگي نموده و پس از رسيدگي كليه ديون و ‌تعهداتي را كه بر ذمه متوفي ثابت و محقق است با اجازه دادستان تاديه مينمايد و بقيه را بورثه يا وصي يا قائمقام قانوني آنها و در صورتيكه اشخاص نامبرده اصلا نباشند يا در ايران نباشند بكنسول يا ساير نمايندگان سياسي دولت متبوع متوفي تسليم مينمايد.

ماده ۳۵۲

‌ماده 352 - اشخاصيكه مدعي حقي بر تركه بوده و دعوي آنها از طرف مدير تركه و دادستان يا مدير تصفيه تصديق نشده باشد ميتوانند دعوي‌ خود را در دادگاه صلاحيتدار اقامه يا تعقيب نمايند. ‌انقضاء مدت مقرر در ماده 343 موجب سقوط حق اشخاصيكه در ظرف مدت حق خود را مطالبه نكرده ‌اند نميباشد.

ماده ۳۵۳

اگر نسبت بتركه متوفي قرار تأمين صادر شده باشد تسليم اموال باشخاص مذكور در ماده 351 با رعايت قرار دادگاه بعمل خواهد آمد.
ادامه متن به‌صورت خودکار بارگذاری می‌شود؛ ۹ مورد بعدی آماده می‌شود.

هر مادهٔ این قانون نشانیِ مستقلِ خودش را دارد — از مادهٔ نخست ببینید (۱۴۰ ماده)

شبکهٔ استناد این سند

نقشهٔ اتکای متقابل: این سند بر چه تکیه دارد و چه چیزی بر آن.

به این اسناد ارجاع می‌دهد

منابعی که متنِ همین سند به آن‌ها استناد کرده است.

این اسناد به آن ارجاع داده‌اند

هر چه این فهرست بلندتر، سند در نظامِ حقوقی مرجع‌تر است.

و ۳۸۱ سندِ دیگر که اینجا نیامده‌اند.