هر كس به موجب حكم دادگاه به دادن هر نوع مالي به ديگري محكوم شود و از اجراي حكم خودداري كند، هرگاه محكومٌ به عين معين باشد آن مال اخذ و به محكومٌ له تسليم مي شود و در صورتي كه ردّ عين ممكن نباشد يا محكومٌ به عين معين نباشد، اموال محكومٌ عليه با رعايت مستثنيات دين و مطابق قانون اجراي احكام مدني و ساير مقررات مربوط، توقيف و از محل آن حسب مورد محكومٌ به يا مثل يا قيمت آن استيفاء مي شود.
جستجو فقط در قلمرو همین سند انجام میشود. — برای عبارتِ دقیق، آن را داخلِ «گیومه» بگذارید.
قانون نحوه اجراي محكوميت هاي مالي
تاریخ تصویب: 1393/07/15 · تاریخ روزنامه رسمی: 1394/04/21
ماده ۲
مرجع اجراء كننده رأي، اعم از قسمت اجراي دادگاه صادركننده اجرائيه يا مجري نيابت، مكلف است به تقاضاي محكومٌ له از طرق پيش بيني شده در اين قانون و نيز به هر نحو ديگر كه قانوناً ممكن باشد، نسبت به شناسايي اموال محكومٌ عليه و توقيف آن به ميزان محكومٌ به اقدام كند.
تبصره
در موردي كه محكومٌ به عين معين بوده و محكومٌ له شناسايي و تحويل آن را تقاضا كرده باشد نيز مرجع اجراء كننده رأي مكلف به شناسايي و توقيف آن مال است.
ماده ۳
اگر استيفاي محكومٌ به از طرق مذكور در اين قانون ممكن نگردد محكومٌ عليه به تقاضاي محكومٌ له تا زمان اجراي حكم يا پذيرفته شدن ادعاي اعسار او يا جلب رضايت محكومٌ له حبس مي شود. چنانچه محكومٌ عليه تا سي روز پس از ابلاغ اجرائيه، ضمن ارائه صورت كليه اموال خود، دعواي اعسار خويش را اقامه كرده باشد حبس نمي شود، مگر اينكه دعواي اعسار مسترد يا به موجب حكم قطعي رد شود.
تبصره ۱
چنانچه محكومٌ عليه خارج از مهلت مقرر در اين ماده، ضمن ارائه صورت كليه اموال خود، دعواي اعسار خود را اقامه كند، هرگاه محكومٌ له آزادي وي را بدون اخذ تأمين بپذيرد يا محكومٌ عليه به تشخيص دادگاه كفيل يا وثيقه معتبر و معادل محكومٌ به ارائه نمايد، دادگاه با صدور قرار قبولي وثيقه يا كفيل تا روشن شدن وضعيت اعسار از حبس محكومٌ عليه خودداري و در صورت حبس، او را آزاد مي كند. در صورت ردّ دعواي اعسار به موجب حكم قطعي، به كفيل يا وثيقه گذار ابلاغ مي شود كه ظرف مهلت بيست روز پس از ابلاغ واقعي نسبت به تسليم محكومٌ عليه اقدام كند. در صورت عدم تسليم ظرف مهلت مذكور حسب مورد به دستور دادستان يا رئيس دادگاهي كه حكم تحت نظر آن اجراء مي شود نسبت به استيفاي محكومٌ به و هزينه هاي اجرائي از محل وثيقه يا وجه الكفاله اقدام مي شود. در اين مورد دستور دادگاه ظرف مهلت ده روز پس از ابلاغ واقعي قابل اعتراض در دادگاه تجديدنظر است. نحوه صدور قرارهاي تأميني مزبور، مقررات اعتراض نسبت به دستور دادستان و ساير مقررات مربوط به اين دستورها تابع قانون آيين دادرسي كيفري است.
تبصره ۲
مقررات راجع به تعويق و موانع اجراي مجازات حبس در خصوص كساني كه به استناد اين ماده حبس مي شوند نيز مجري است.
ماده ۴
چنانچه به موجب ماده (3) اين قانون محكومٌ عليه حبس شده يا مستحق حبس باشد، هرگاه مالي معرفي كند و يا با رعايت مستثنيات دين مالي از او كشف شود به نحوي كه طبق نظر كارشناس رسمي مال مزبور تكافوي محكومٌ به و هزينه هاي اجرائي را نمايد، حبس نخواهد شد و اگر در حبس باشد آزاد مي گردد. در اين صورت مال معرفي يا كشف شده را مرجع اجراء كننده رأي توقيف مي كند و محكومٌ به از محل آن استيفاء مي شود.
ماده ۵
قوه قضائيه مكلف است افرادي را كه به استناد ماده (3) اين قانون حبس مي شوند جداي از محكومان كيفري نگهداري و با همكاري دولت (وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي) زمينه انجام فعاليت هاي اقتصادي و درآمدزا را براي محبوسان متقاضي كار فراهم كند. شيوه نگهداري، به كارگيري، پرداخت و هزينه كرد اجرت اين اشخاص مطابق آيين نامه اي است كه به وسيله سازمان زندان ها و اقدامات تأميني و تربيتي كشور و با همكاري وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي تهيه مي شود و ظرف سه ماه پس از لازم الاجراء شدن اين قانون به تصويب رئيس قوه قضائيه مي رسد.
ماده ۶
معسر كسي است كه به دليل نداشتن مالي به جز مستثنيات دين، قادر به تأديه ديون خود نباشد.
تبصره
عدم قابليت دسترسي به مال در حكم نداشتن مال است. اثبات عدم قابليت دسترسي به مال بر عهده مديون است.
ماده ۷
در مواردي كه وضعيت سابق مديون دلالت بر ملائت وي داشته يا مديون در عوض دين، مالي دريافت كرده يا به هر نحو تحصيل مال كرده باشد اثبات اعسار بر عهده اوست مگر اينكه ثابت كند آن مال تلف حقيقي يا حكمي شده است در اين صورت و نيز در مواردي كه مديون در عوض دين، مالي دريافت نكرده يا تحصيل نكرده باشد هرگاه خوانده دعواي اعسار نتواند ملائت فعلي يا سابق او را ثابت كند يا ملائت فعلي يا سابق او نزد قاضي محرز نباشد ادعاي اعسار با سوگند مديون مطابق تشريفات مقرر در قانون آيين دادرسي مدني پذيرفته مي شود.
ماده ۸
مدعي اعسار بايد صورت كليه اموال خود شامل تعداد يا مقدار و قيمت كليه اموال منقول و غيرمنقول، به طور مشروح، مشتمل بر ميزان وجوه نقدي كه وي به هر عنوان نزد بانكها و يا مؤسسات مالي و اعتباري ايراني و خارجي دارد، به همراه مشخصات دقيق حسابهاي مذكور و نيز كليه اموالي كه او به هر نحوه نزد اشخاص ثالث دارد و كليه مطالبات او از اشخاص ثالث و نيز فهرست نقل و انتقالات و هر نوع تغيير ديگر در اموال مذكور از زمان يك سال قبل از طرح دعواي اعسار به بعد را ضميمه دادخواست اعسار خود كند. در مواردي كه بار اثبات اعسار بر عهده مديون است و نيز در مواردي كه سابقه ملائت او اثبات شده باشد هرگاه مديون بخواهد ادعاي خود را با شهادت شهود ثابت كند بايد شهادتنامه كتبي حداقل دو شاهد را به مدتي كه بتوانند نسبت به وضعيت معيشت فرد اطلاع كافي داشته باشند به دادخواست اعسار خود ضميمه نمايد. شهادتنامه مذكور بايد علاوه بر هويت و اقامتگاه شاهد، متضمن منشأ اطلاعات و موارد مندرج در ماده (9) اين قانون باشد.
ماده ۹
شاهد بايد علاوه بر هويت، شغل، ميزان درآمد و نحوه قانوني امرار معاش مدعي اعسار، به اين امر تصريح كند كه با مديون به مدتي كه بتواند نسبت به وضعيت معيشت وي اطلاع كافي داشته باشد، معاشرت داشته و او افزون بر مستثنيات دين هيچ مال قابل دسترسي ندارد كه بتواند به وسيله آن دين خود را بپردازد.
ماده ۱۰
پس از ثبت دادخواست اعسار دادگاه مكلف است فوراً با استعلام از مراجع ذي ربط و به هر نحو ديگر كه ممكن باشد نسبت به بررسي وضعيت مالي محكومٌ عليه جهت روشن شدن اعسار يا ايسار او اقدام كند.
ماده ۱۱
در صورت ثبوت اعسار، چنانچه مديون متمكن از پرداخت به نحو اقساط شناخته شود، دادگاه ضمن صدور حكم اعسار با ملاحظه وضعيت او مهلت مناسبي براي پرداخت مي دهد يا حكم تقسيط بدهي را صادر مي كند. در تعيين اقساط بايد ميزان درآمد مديون و معيشت ضروري او لحاظ شده و به نحوي باشد كه او توانايي پرداخت آن را داشته باشد.
تبصره ۱
صدور حكم تقسيط محكومٌ به يا دادن مهلت به مديون، مانع استيفاي بخش اجراء نشده آن از اموالي كه از محكومٌ عليه به دست مي آيد يا مطالبات وي نيست.
تبصره ۲
هر يك از محكومٌ له يا محكومٌ عليه مي توانند با تقديم دادخواست، تعديل اقساط را از دادگاه بخواهند. دادگاه با عنايت به نرخ تورم بر اساس اعلام مراجع رسمي قانوني كشور يا تغيير در وضعيت معيشت و درآمد محكومٌ عليه نسبت به تعديل ميزان اقساط اقدام مي كند.
ماده ۱۲
اگر دعواي اعسار ردّ شود، دادگاه در ضمن حكم به ردّ دعوي، مدعي اعسار را به پرداخت خسارات وارد شده بر خوانده دعواي اعسار مشروط به درخواست وي محكوم مي كند.
ماده ۱۳
دعواي اعسار در مورد محكومٌ به در دادگاه نخستين رسيدگي كننده به دعواي اصلي يا دادگاه صادركننده اجرائيه و به طرفيت محكومٌ له اقامه مي شود.
ماده ۱۴
دعواي اعسار غيرمالي است و در مرحله بدوي و تجديدنظر خارج از نوبت رسيدگي مي شود.
ادامه متن بهصورت خودکار بارگذاری میشود؛ ۲۰ مورد بعدی آماده میشود.
هر مادهٔ این قانون نشانیِ مستقلِ خودش را دارد — از مادهٔ نخست ببینید (۲۴ ماده)
شبکهٔ استناد این سند
نقشهٔ اتکای متقابل: این سند بر چه تکیه دارد و چه چیزی بر آن.
به این اسناد ارجاع میدهد
منابعی که متنِ همین سند به آنها استناد کرده است.
- رأي شماره 1736257 هيأت عمومي ديوان عدالت اداري با موضوع عدم ابطال مواد 1 و 4 و تبصره هاي 1 و 3 ماده 18 دستورالعمل نحوه اجراي احكام سازمان تعزيرات حكومتيرأی
- رأي شماره 238367 هيأت عمومي ديوان عدالت اداري با موضوع ابطال اطلاق حكم مقرر در بند 100 بخشنامه شماره 18421/10 مورخ 1402/12/28 دادگستري كل استان تهران كه بر اساس آن در اجراي تأمين خواسته هر مالي حتي مستثنيات دِين قابل توقيف است، در حدّي كه شامل اموال منقول ناظر بر مستثنيات دِين مي شودرأی
- رأي شماره 334522 هيأت تخصصي اداري و امور عمومي ديوان عدالت اداري با موضوع رد شكايت ابطال بخشنامه شماره 1000/3562/9000 مورخ 1403/2/23 معاون اول قوه قضائيهرأی
- رأي وحدت رويه شماره 774 هيأت عمومي ديوان عالي كشور در خصوص لزوم سبق محكوميت قطعي مديون بر انتقال مال، جهت تعقيب كيفري تحت عنوان انتقال مال به ديگري با انگيزه فرار از دينرأی
- راي وحدت رويه شماره 817 هيات عمومي ديوان عالي كشور درخصوص قابل فرجام نبودن آراء صادره از دادگاه كيفري يك درمورد اعسار از پرداخت ديهرأی
- قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب (در امور مدني)قانون
- قانون آيين دادرسي كيفريقانون
- قانون اجراي احكام مدنيقانون
- قانون مجازات اسلاميقانون
- قانون مدنيقانون
- نظريه مشورتي اداره كل حقوقي قوه قضائيه در مورد اجراي حكم اعسار نسبت به كل محكوم بهرأی
- نظريه مشورتي اداره كل حقوقي قوه قضاييه در مورد دايره شمول ماده 21 قانون نحوه اجراي محكوميت هاي ماليرأی
این اسناد به آن ارجاع دادهاند
هر چه این فهرست بلندتر، سند در نظامِ حقوقی مرجعتر است.
- اثر وجود حکم تقسیط مقدمنشست قضائی
- اجرای آرای مراجع غیر قضایینشست قضائی
- احراز رشد در محکومین مالی زیر 18 سالنشست قضائی
- ادعای اعسار محکومنشست قضائی
- استفاده مجدد محکوم علیه از اختیار آزادی موضوع ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالینشست قضائی
- اعسار از رأی داورنشست قضائی
- اعسار از پرداخت مهریهنشست قضائی
- اعسار مجدد از محکوم بهنشست قضائی
- اعسار و تقسیط رد مال در کلاهبرداری و نحوه اخذ تامین بعد از تقسیط رد مالنشست قضائی
- امتناع از اجرای محکوم بهنشست قضائی
- امکان اخطار به کفیل یا وثیقه گذار در فرض عدم تادیه پیش قسط توسط معسرنشست قضائی
- امکان بازداشت افراد بالغ کمتر از 18 سال تمام محکوم به پرداخت دیهنشست قضائی
- امکان بازداشت غیررشید به موجب استنکاف از تأدیه دیننشست قضائی
- امکان بازداشت متهم با توجه به مفاد ماده 23 قانون اصلاح قانون صدور چکنشست قضائی
- امکان توقیف عرصه کارخانهنشست قضائی
- امکان یا عدم امکان جلب محکوم له در اعاده عملیات اجرایینشست قضائی
- انتقال مال به قصد فرار از ادای دین از سوی مدیون غیر محکومنشست قضائی
- بررسی امکان بازداشت بدهکار درصورت فروش نرفتن ملک در مزایدهنشست قضائی
- بررسی بند ج ماده 23 قانون صدور چک از قانون اصلاح صدور چکنشست قضائی
- بررسی صحت معامله انتقال مال با انگیزه فرار از ادای دیننشست قضائی
- بررسی قابلیت استماع دعوی اعسار تعهد مالی غیر پولینشست قضائی
- بررسی مرجع صادر کننده دستور بازداشت محکوم علیهنشست قضائی
- بررسی معامله به قصد فرار از دین در دعاوی مهریهنشست قضائی
- بررسی وجاهت قانونی ممنوع الخدمات کردن محکومان مالی از طریق انسداد کارت ملی در سامانه مدیریت پرونده قضایی (سمپ)نشست قضائی
و ۴۵۳ سندِ دیگر که اینجا نیامدهاند.
