سند حقوقی

قانون مدني

تاریخ تصویب: 1314/08/08 · آخرین وضعیت: اصلاحی 1404/07/23 · تاریخ روزنامه رسمی: 0000/00/00
جلد اول - در اموالکتاب دوم - در اسباب تملّکقسمت دومباب سوم - در عقود معینه مختلفهفصل نوزدهم - در هبه

ماده ۸۰۳

بعد از قبض نيز واهب ميتواند بابقاء عين موهوبه از هبه رجوع كند مگر در موارد ذيل: 1) در صورتيكه مُتّهب پدر يا مادر يا اولاد واهب باشد. 2) در صورتيكه هبه معوض بوده و عِوَض هم داده شده باشد. 3) در صورتيكه عين موهوبه از ملكيت مُتّهب خارج شده يا متعلق حق غير واقع شود خواه قهراً مثل اينكه [متهب به واسطه فلس محجور شود خواه اختيارا مثل اينكه] عين موهوبه برهن داده شود. 4) در صورتيكه در عين موهوبه تغييري حاصل شود.

ماده ۸۰۴

در صورت رجوع واهب نِماآت عين موهوبه اگر متّصل باشد مال واهب و اگر منفصل باشد مال مُتّهب خواهد بود.

ماده ۸۰۵

بعد از فوت واهب يا مُتّهب رجوع ممكن نيست.

ماده ۸۰۶

هر گاه داين طلب خود را بمديون ببخشد حق رجوع ندارد.

ماده ۸۰۷

اگر كسي مالي را بعنوان صدقه بديگري بدهد حق رجوع ندارد.
جلد اول - در اموالکتاب دوم - در اسباب تملّک

قسمت سوم

در اخذ بشفعه
جلد اول - در اموالکتاب دوم - در اسباب تملّکقسمت سوم

ماده ۸۰۸

هر گاه مال غيرمنقول قابل تقسيمي بين دو نفر مشترك باشد و يكي از دو شريك حِصّه خود را بقصد بيع بشخص ثالثي منتقل كند‌ شريك ديگر حق دارد قيمتي را كه مشتري داده باو بدهد و حّصّه مَبيعه را تَمَلُّك كند. ‌اين حق را حق شُفعه و صاحب آن را شفيع ميگويند.

ماده ۸۰۹

هر گاه بنا و درخت بدون زمين فروخته شود حق شُفعه نخواهد بود.

ماده ۸۱۰

اگر ملك دو نفر در مَمَرّ يا مجرا مشترك باشد و يكي از آنها مِلك خود را با حق مَمَرّ يا مَجرا بفروشد ديگري حق شُفعه دارد اگر چه در‌ خود مِلك مشاعاً شريك نباشد ولي اگر مِلك را بدون مَمَرّ يا مَجرا بفروشد ديگري حق شُفعه ندارد.

ماده ۸۱۱

اگر حِصّه يكي از دو شريك وقف باشد مُتولّي يا موقوف‌عليهم حق شُفعه ندارد.

ماده ۸۱۲

اگر مَبيع متعدد بوده و بعض آن قابل شُفعه و بعض ديگر قابل شُفعه نباشد حق شُفعه را ميتوان نسبت به بعضي كه قابل شُفعه است بقدر حِصّه آن بعض از ثَمَن اجرا نمود.

ماده ۸۱۳

در بيع فاسد حق شُفعه نيست.

ماده ۸۱۴

خياري بودن بيع مانع از اخذ بشُفعه نيست.

ماده ۸۱۵

حق شُفعه را نميتوان فقط نسبت بيك قسمت از مَبيع اجرا نمود صاحب حق مزبور يا بايد از آن صرف نظر كند يا نسبت بتمام مَبيع‌ اجرا نمايد.

ماده ۸۱۶

اخذ بشُفعه هر معامله را كه مشتري قبل از آن و بعد از عقد بيع نسبت بمورد شُفعه نموده باشد باطل مينمايد.

ماده ۸۱۷

در مقابل شريكي كه بحق شُفعه تَمَلُّك ميكند مشتري ضامن دَرَك است نه بايع ليكن اگر در موقع اخذ بشُفعه مورد شُفعه هنوز بتصرف مشتري داده نشده باشد شفيع حق رجوع بمشتري نخواهد داشت.

ماده ۸۱۸

مشتري نسبت بعيب و خرابي و تلفي كه قبل از اخذ بشُفعه در يد او حادث شده باشد ضامن نيست و همچنين است بعد از اخذ‌ بشُفعه و مطالبه در صورتي كه تَعَدّي يا تفريط نكرده باشد.

ماده ۸۱۹

نماآتي كه قبل از اخذ بشُفعه در مَبيع حاصل ميشود در صورتيكه منفصل باشد مال مشتري و در صورتي كه متّصل باشد مال شفيع‌ است ولي مشتري ميتواند بنائي را كه كرده يا درختي را كه كاشته قَلع كند.

ماده ۸۲۰

هر گاه معلوم شود كه مَبيع حين‌البيع معيوب بوده و مشتري اَرش گرفته است شفيع در موقع اخذ بشُفعه مقدار اَرش را از ثَمَن كسر‌ ميگذارد. ‌حقوق مشتري در مقابل بايع راجع بدَرَك مَبيع همان است كه در ضمن عقد بيع مذكور شده است.

ماده ۸۲۱

حق شُفعه فوري است.
ادامه متن به‌صورت خودکار بارگذاری می‌شود؛ ۲۰ مورد بعدی آماده می‌شود.

هر مادهٔ این قانون نشانیِ مستقلِ خودش را دارد — از مادهٔ نخست ببینید (۳۲۷ ماده)

شبکهٔ استناد این سند

نقشهٔ اتکای متقابل: این سند بر چه تکیه دارد و چه چیزی بر آن.

به این اسناد ارجاع می‌دهد

منابعی که متنِ همین سند به آن‌ها استناد کرده است.

این اسناد به آن ارجاع داده‌اند

هر چه این فهرست بلندتر، سند در نظامِ حقوقی مرجع‌تر است.

و ۸۴۹۰ سندِ دیگر که اینجا نیامده‌اند.